عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 19 دی 1392
بازدید : 304
نویسنده : msahand


تأثیر مصرف کوتاه مدت کاکائو بر عوامل هموگلوبین و هماتوکریت خون کاراته کاهاي نخبه
پس از یک جلسه فعالیت فزاینده وامانده ساز

برجسته ترین شاخص سکته هاي قلب و ،(CHD) و به ویژه بیماري عروق کرونري قلب (CVD) مقدمه: بیماري هاي قلب و عروق
بیان کرده و CVD اصلی ترین علت مرگ و میر می باشند ( 1). مطالعات مختلف انجام گرفته بر روي خون، نقش کلیدي و حیاتی آن را در
اعلام می کنند که غیرطبیعی بودن هر کدام از عوامل خونی می تواند نشان دهنده افزایش خطر بیمار يهاي مختلف باشد ( 2). هموگلوبین
از عوامل مهم خونی هستند که نقش کلیدي در میزان چسبندگی و سیالیت خون ب ه عهده دار ن د ( 2). از (Htc) و هماتوکریت (Hb)
طرفی، محققین بیان کرده اند که فعالیت ورزشی شدید، میزان وقوع حملات اولیه قلبی را افزایش م یدهد ( 3). با توجه به افزایش خطر
راهبردهایی از جمله مصرف کاکائو ،CHD وقایع لخته زایی غیرطبیعی عروق اصلی توسط فعالیت ورزشی شدید و نقش خون در
و CVD گسترش پیدا کرده است ( 4). کاکائو، داراي پلی فنول ها بوده و مطالعات همه گیرشناسی ارتباط معکوسی بین مرگ و میر ناشی از
Htc و Hb پلی فنول ها را نشان م یدهند ( 5).حال، سوال اصلی تحقیق این است که آیا کاکائو با مقدار مشخص م ی تواند از افزایش
متعاقب فعالیت وامانده ساز جلوگیري کرده و یا دست کم از میزان آن بکاهد یا خیر؟
69 کیلوگرم، درصد /1 ± 9/ 176 سانتی متر، وزن : 5 /9 ± 3/ 21 سال، قد : 4 ± رو ش تحقیق: 11 کاراته کاي نخب ه مرد سالم (سن : 2
20 درصد) در دو هفته ي متوالی و ب هصورت تصادفی، پس از خون گیري مرحله اول، بطر يهاي حاوي محلول دارونما /98±2/ چربی: 10
5 مصرف کرده و دو ساعت بعد از آن، آزمون بروس را انجام دادند . بلافاصله قبل، بلافاصله و یک mg.kg- یا کاکائو را به مقدار 1
ساعت پس از انجام آزمون، نمونه گیري خونی مراحل دوم، سوم و چهارم انجام شد. داده هاي جم عآوري شده با استفاده از آزمو ن هاي
0 تجزیه و تحلیل شدند. / در اندازه گیري هاي مکرر و آزمون بونفرونی در سطح 01 ANOVA مستقل، تحلیل واریانس t استنباطی
دیده Hct و Hb یافت ههاي تحقیق: یافته ها حاکی است به هنگام مصرف کاکائو، تفاوت معنی داري بین مراحل مختلف زمانی در مقادیر
همچنین، تفاوت معنی داري بین .(P<0/ نشد که بیان گر عدم تأثیر مصرف کاکائو بر این شاخص ه ا در تمام مراحل تحقیق م یباشد ( 01
متعاقب یک جلسه فعالیت فزایند ه Hct و Hb مراحل دوم و سوم هر دو گروه مکملی مشاهده شد که بیا نگر افزایش معنی دار سطوح
.(P<0/ واماند هساز م یباشد ( 01
مجموعه مقالات همایش ملی علم و کاراته، اول تا سوم آبان 1390 دانشگاه تبریز
پژوهشی صورت نگرفته است. با این حال، نتایج حاصل از تحقیق حاضر ،Htc و Hb بحث: در رابطه با تأثیر مصرف کاکائو بر عوامل
به دنبال مصرف کاکائو (قبل از فعالیت ورزشی و بعد از آن، هر دو) بود. هماتوکریت یک Hct و Hb بیان گر عدم تغییر مقادیر
مقدار ثابتی نیست و محققین مختلفی از جمله وانگ ( 2)، احمدي زاد ( 3،6 )، نومایر( 2)، روکر ( 7)، هارلن ( 2)، هیلبرگ( 2) و فاتوروسی
8) بیان کردند که این عامل تحت تأثیر عوامل مختلفی از جمله حالت و وضعیت بدن، زمان روز، شرایط محیطی مانند دما و رطوبت و )
شاخ صهاي ضعیف توده گلبول قرمز خون Htc و Hb از همه مهم تر نوع، شدت و مدت فعالیت ورزشی قرار می گیرد. شاخ صهاي
م یباشند و به آسانی تحت تأثیر فعالیت ورزشی قرار می گیرند ( 2). به هر حال، به نظر می رسد که میزان تغییرات حجم پلاسما، هماتوکریت
.( و هموگلوبین به نوع فعالیت ورزشی مرتبط باشد ( 7،8
نتیجه گیري: در رابطه با تأثیر مصرف کاکائو به تنهایی و یا همراه با فعالیت ورزشی بر روي عوامل خونی مورد بررسی در پژوهش
حاضر، به تحقیقات بیشتري (با توجه به عوامل نوع، جنس و سن آزمودن یها، میزان آمادگی و تعداد آن ها، زمان و نوع قرارداد تمرین و
فعالیت درمانده ساز، شدت، مدت و تواتر فعالیت، شرایط محیطی، مقدار کاکائو و قرارداد مصرف آن) در آینده نیاز م ی باشد تا بتوان با
و سازوکارهاي احتمالی بحث و نتیجه گیري نمود. Htc و Hb قطعیت بیشتر راجع به عوامل موثر بر مقادیر
Reference
[1] Willoughby S, Holmes A. 2002. European Journal of cardiovascular Nursing; 1: 273-288.
[2] Lars L. 2003. Circulating markers of inflammation and atherosclerosis. Atherosc; 00:1-12.
[3] El-sayed M. 2005. Haemorheology in exercise and training. Sports Med; 35(8): 649-670.
4] جان برنارد هنري. 1382 . هماتولوژي دیویدسون ( 2001 ). ترجمه: سینا شاهین، علیاري فرشید. چاپ اول. انتشارات: نشر بابازاده، نشر نور دانش. ]
خون کشت یگیران جوان. پایا ننام هي کارشناسی ارشد. Plt, MPV ,Pct ,PDW 5] محمدي توفیق. 1385 . تأثیر یک فعالیت هوازي درماند هساز بر عوامل ]
دانشگاه تهران.
[6] Singh I, Quinn H, Mok M, Sinclair AG, Hawley JA. 2006. The effect of exercise and training status on platelet
activation: Do cocoa polyphenols play a rol?. Platel; 17(6): 361-367.مهدي سلیمانی 1، دکتر وحید ساري صراف 2، دکتر رامین امیرساسان 2، ایوب مهدیوند 3
دکتر سیروان آتشک 4
1. دانشجوي دکتري فیزیولوژي ورزشی دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله، 2. دانشکد ه تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تبریز،
3.کارشناس ارشد فیزیولوژي ورزشی، مدرس دانشگاه پیام نور واحد بابلسر، 4. عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد مهاباد


تاریخ : پنج‌شنبه 19 دی 1392
بازدید : 291
نویسنده : msahand
روغن هايی برای پوست چرب و حساس

استفاده از روغن های طبیعی برای پوست چرب و حساس باعث مرطوب شدن پوست و ایجاد تعادل در تولید چربی می شود. استفاده از روغن های طبیعی که از گیاهان، ریشه ها یا گل ها به دست می آید، باعث التیام پوست می شود.

رعایت بهداشت پوست چه چرب باشد چه نباشد، لازم است. برای پوست چرب، استفاده از روغن های طبیعی کمک می کند.

روغن آفتاب گردان: کاهش دهنده تولید چربی است و در حفظ رطوبت به پوست کمک می کند. هر ۳ روز یک بار صورت خود را با روغن آفتاب گردان ماساژ دهید.

روغن بادام: علاوه بر مفید بودن برای مو، برای پوست صورت نیز بسیار مفید است. کافی است با ۲تا۳قطره روغن، صورت خود را ماساژ دهید و پس از یک ساعت بشویید. این کار را هر ۲ هفته یک بار تکرار کنید.

روغن رزماری: برای پوست حساس و چرب بسیار مفید است.

روغن کرچک: یک قاشق غذاخوری روغن کرچک و یک قاشق غذاخوری نمک را با هم مخلوط کنید و به صورت و گردن بمالید. نمک به عنوان اسکراب ملایم پوست را تمیز می کند.

روغن استوقودوس: اگر مشکل آکنه دارید، روغن استوقودوس بهترین روغن برای پوست شما به حساب می آید.

روغن نارگیل: یک قاشق غذاخوری روغن نارگیل را کمی گرم کنید. سپس با حرکت دایره ای به صورت و گردن بمالید. برای رفع ناراحتی پوست، این کار را هفته ای یک بار تکرار کنید.

روغن گل رز: هر ۲هفته یک بار این روغن را به صورت بمالید تا پوست نرم و صاف شود.
Photo: ‎روغن هايی برای پوست چرب و حساس

استفاده از روغن های طبیعی برای پوست چرب و حساس باعث مرطوب شدن پوست و ایجاد تعادل در تولید چربی می شود. استفاده از روغن های طبیعی که از گیاهان، ریشه ها یا گل ها به دست می آید، باعث التیام پوست می شود.

 رعایت بهداشت پوست چه چرب باشد چه نباشد، لازم است. برای پوست چرب، استفاده از روغن های طبیعی کمک می کند.

روغن آفتاب گردان: کاهش دهنده تولید چربی است و در حفظ رطوبت به پوست کمک می کند. هر ۳ روز یک بار صورت خود را با روغن آفتاب گردان ماساژ دهید.

روغن بادام: علاوه بر مفید بودن برای مو، برای پوست صورت نیز بسیار مفید است. کافی است با ۲تا۳قطره روغن، صورت خود را ماساژ دهید و پس از یک ساعت بشویید. این کار را هر ۲ هفته یک بار تکرار کنید.

روغن رزماری: برای پوست حساس و چرب بسیار مفید است.

روغن کرچک: یک قاشق غذاخوری روغن کرچک و یک قاشق غذاخوری نمک را با هم مخلوط کنید و به صورت و گردن بمالید. نمک به عنوان اسکراب ملایم پوست را تمیز می کند.

روغن استوقودوس: اگر مشکل آکنه دارید، روغن استوقودوس بهترین روغن برای پوست شما به حساب می آید.

روغن نارگیل: یک قاشق غذاخوری روغن نارگیل را کمی گرم کنید. سپس با حرکت دایره ای به صورت و گردن بمالید. برای رفع ناراحتی پوست، این کار را هفته ای یک بار تکرار کنید.

روغن گل رز: هر ۲هفته یک بار این روغن را به صورت بمالید تا پوست نرم و صاف شود.‎

تاریخ : سه‌شنبه 17 دی 1392
بازدید : 519
نویسنده : msahand


و توان Vo2max ارزیابی همبستگی بین شاخص کورمیک(نسبت قد نشسته به ایستاده) با
بی هوازي ورزشکاران کاراته کاي تیم ملی بزرگسالان

مقدمه: امروزه برنامه تمرینی قهرمانان، با تکیه و آگاهی بر ویژگی هاي آناتومی و فیزیولوژي بدن آن ها براي کسب نتایج ورزشی
بهتر، تنظیم و تدوین می شود و متخصصان ورزشکاران را در جهت کسب آمادگی هاي بدنی و تمریناتی سوق می دهند که با
2). داشتن ویژگی هاي ، خصوصیات ساختاري و فیزیولوژیکی آن ها و ویژگی هاي مورد نیاز آن رشته ورزشی هماهنگ باشد( 1
جسمانی و ظرفیت هاي فیزیولوژیک از مهمترین عوامل پیروزي تیم هاي ورزشی و ورزشکاران م یباشد. عوامل فیزیولوژیکی
مهمی چون؛ حداکثر اکسیژن مصرفی، توان بی هوازي، انعطا فپذیري، سرعت، قدرت و چابکی و ویژگ یهاي ساختاري همچون
قد، وزن، درصد چربی و نوع پیکري نقش تعیین کننده اي در موفقیت تی مها و ورزشکار دارد( 3). در مطالع هاي که جیاپترو و
همکاران انجام دادند مشخص شد ویژگی آنتروپومتریک غالب در ورزشکاران سطح بالا، اسکلت محوري توسعه یافت هتر نسبت به
سیستم عضلانی م یباشد. آن ها همچنین به این نتیجه رسیدند که کارات هکاهاي سطح بالا، بلند قدتر و نسبت قد نشسته به ایستاده
بیشتري در مقایسه با کاراته کاهاي سطح متوسط هستند( 4). برتینی و همکاران، در مورد ورزشکارانی که در سطح حرفه اي
فعالیت می کنند، داشتن فیزیک بدنی مناسب به خاطر نیازهاي عملکردي را مورد تاکید قرار می دهند( 5). پس براي ورزشکاران
کاراته کا، دارا بودن اندام هاي طویل ضروري به نظر می رسد( 6). هدف این پژوهش، ارزیابی همبستگی بین شاخص کورمیک
و توان بی هوازي ورزشکاران کاراته کاي تیم ملی بزرگسالان می باشد. Vo2max (نسبت قد نشسته به ایستاده) با
روش تحقیق: از بین 25 نفر از ورزشکاران کاراته کاي دعوت شده به اردوي تیم ملی بزرگسالان 10 کاراته کا با میانگین سن
79 کیلوگرم که در اردوي تیم ملی جهت اعزام به مسابقات جهانی به سر م یبردند / 180 سانتی متر و وزن 05 / 24/7 سال، قد 3
بصورت غیرتصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. متغیر حداکثر اکسیژن مصرفی بوسیله آزمون بیشینه بروس، توان بی هوازي
توسط آزمون وینگیت و شاخص کورمیک توسط دستگاه سکا مورد سنجش قرار گرفت. داده ها با استفاده از آمار توصیفی
مورد ارزیابی قرار گرفت و بوسیله آزمون ضریب همبستگی Excel و SPSS (میانگین و انحراف معیار)، توسط نرم افزارهاي
تجزیه وتحلیل شد. P 0/ پیرسون، در سطح معنی داري 05
و بین (r=0/ و شاخص کورمیک همبستگی بالا و معنی داري وجود دارد ( 7 Vo2max یافته هاي تحقیق: نتایج نشان داد که بین
.(r=0/ توان بی هوازي و شاخص کورمیک ارتباط معنی داري یافت نشد ( 24
مجموعه مقالات همایش ملی علم و کاراته، اول تا سوم آبان 1390 دانشگاه تبریز
بحث و نتیج هگیري: به نظر می رسد که دارا بودن بالا تنه بزرگتر و طویل تر در کاراته کاها می تواند موجب افزایش مقادیر
گردد، که این امر می تواند در نتیجه افزایش حجم قفسه سینه باشد. در مورد توان بی هوازي عوامل متعدد دیگري از Vo2max
جمله ترکیب تارهاي عضلانی و فراخوانی نوع تارها و همچنین ویژگی آزمون توان بی هوازي می تواند تاثیر گذار باشد.
توان بی هوازي، کاراته کاي نخبه ،Vo2max ، واژه هاي کلیدي: شاخص کورمیک
Reference
1. Heyward,A. H. 2001. Advanced fitness assessment & exercise prescription. Human kinetics. First edition .
2. Bloomfield, I. 1994. Applied anatomy and biomechanics in Sports. Black Science Publications.
3. .Baker, S. and Davies, B. 2006. variation in resistive force selection duringbrief high intensity cycle ergometry:
implications for power assessment and production in elite karate ractitioners.Journal of Sports Science and
Medicine, CSSI, 42-46.
4. Giampietrom. , Pujia, A., Berrtini, I. 2009. Anthropometric features and body composition of young athletes
practicing karate at body and medium competitive level. Acta Diabetal, 40: S145- S148.
5. Bertini, I., Pujia, A., Giampietro, M. 2003. A follow-up study of the variations in the body composition of karate
athletes. Acta Diabetol, 40:S142-S144.
6. Katic, R. Blazevic, S. Krstulovic, S. Mulic, R. 2005. Morphological structures of elite Karateka and their
میر حجت موسوي نژاد 1، دکتر سعید نیکوخصلت 2
هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوي، استادیار دانشگاه تبریزimpact on technical and fighting efficiency. Coll Antropol. Jun;29(1):79-84


تاریخ : سه‌شنبه 17 دی 1392
بازدید : 525
نویسنده : msahand


اثرات ورزش هاى مختلف بر چگالی استخوانی و جرم عضلانی در ورزشکاران نخبه

مقدمه : کاملاً محرز است که شخصی که در فعالیت هاي ورزشی شرکت م یکند از اثر نافع آن بر جرم استخوان بهره مند می شود.
با این وجود بخوبی محقق نشده است که کدام ورزش به لحاظ افزایش چگالی معدنی استخوانی و جرم عضلانی اندام هاي
ضمیمه اي مفید فایدهتر است. این مطالعه به بررسی اثرات فعالیت هاي گوناگون پر شدت بر(بی ام دي و اي اي ام) در
ورزشکارانی که در سطح بالا تمرین می کنند، پرداخته است.
روش تحقیق: 62 آزمودنی مرد 18 تا 25 ساله در این مطالعه شرکت کردند. این آزمودنی ها از ورزشکاران رشته هاي جودو،
کاراته و واتر پولو بودند که سابقه شرکت در مسابقات ملی و بین المللی را داشتند. 12 آزمودنی غیرورزشکار همسن به عنوان
گروه کنترل انتخاب شدند. همه ورزشکاران به طور منظم 3 ساعت در روز و 6 روز در هفته فعالیت ورزشی انجام می دادند.
مجموع بی ام دي و اي ام ام بخش بخش با روش دگزا و ابزربتیومتري (لونار کورپ و مادیسون) اندازه گیري شد. همچنین تحلیل
دگزا شامل حجم معدنی استخوان و جرم چربی و بدون چربی م یباشد.
0.08 ) در واحد ± 0.06 ) ، کاراته( 1.36 ± 0.06 ) نسبت به قهرمانان جودو( 1.4 ± یافته هاي تحقیق: مجموع بی ام دي گروه کنترل( 1.27
0.09 ) با واحد گرم ± گرم بر سانتی متر مربع کاهش معنی داري نشان داد ما این تفاوت در مقایسه با ورزشکاران واترپولو( ( 1.31
بر سانتی متر مربع). معنی دار نبود. اي اي ام گروه کنترل در مقایسه با سه گروه ورزشی افت معنی داري داشت (خطاي کمتر از
0/05 ). جرم چربی در ورزشکاران واترپولو در مقایسه با کاراته و جودو بیشتر بود اما تفاوت زیادي با گروه کنترل نداشت (خطاي
.( 0/ کمتر از 05
بحث و نتیج هگیري: این مطالعه مقطعی نشان داد که ورزشکاران بخصوص در ورزشهاي پر برخورد، به طور معن یداري از بی ام
دي و اي اي ام بالاتري نسبت به گروه کنترل برخوردارند. این نتایج نشان م یدهد نوع فعالیت هاي ورزشی می تواند نقش مهمی
در رسیدن به جرم استخوانی حداکثر و کاهش خطر پوکی استخوان ایفا کند.
دگزا) ) DXA ، واژگان کلیدي: جودو، کاراته، وات پولو، چگالی معدنی استخوان، ترکیب بدنی مهرانگیز قربانی
دانشجوي کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 610
نویسنده : msahand


قواعد مطلق براي هنر جويان كاراته

1 - هنرجو مي بايستي همواره به دنبال كسب فلسفه بودو باشد و صرفاً به اجراي مهارت هاي كاراته اكتفا نكند.
-2 بايد توجه نمود كه بدون تمرين و فقط با گوش كردن، تماشا كردن فيلم و يا پناه بردن به تئوري نمي توان در اين هنر
خبره شد.
-3 هنگام مبارزه درباره خطا رفتن ضربه دچار ترديد نشود.
-4 هنگام اجراي تكنيك، درك عميق و باور ذهني به روح آن، اصل مهم م يباشد. هرگاه هنرجوي كاراته معني واقعي تكنيك
را فرا گيرد و ارتباط نزديك آن را با تكنيك ها ديگري دريابد، هرگز آن را فراموش نخواهد كرد.
4 - هنرجو هر چه در اجراي فنون كاراته تبحر داشته باشد، بايد از خودبيني و خودپسندي اجتناب نمايد.
-5 سعي كنيد خودتان را آنطور كه واقعاً هستيد ببينيد و كوشش نمائيد ب هعنوان يك هنرجو وقتي كار ديگران را مي بينيد
نقاط قوت آن ها را در تكنيك هاي خودتان ب هكار گيريد.
6 - در كاراته- دو انسان از طريق كمك به ديگران و قبول داشتن آن ها، توانائي و هنر خود را به اوج مي رساند.
اصول پايه
- احساسات و هيجان را آرام و پايدار نگه داريد.
- مركز ثقل بدن را هميشه عمود بر سطح زمين و گردن را عمود بر ستون فقرات نگه داريد.
- استخوان دنبالچه (باسن) را به داخل فشار داده و با استفاده از عضلات شكم ارتباط مستحكمي در مفاصل لگن، ران و ستون
فقرات بر قرار نمائيد.
را در قسمت تحتاني شكم متمركز نمائيد. (ki) - نيروي ذهني يا كي
- ارتباط نگاه با حريف را نگه داريد.
- برقراري ارتباط نگاه به حريف از طريق چشم نه تنها كمك به در نظر داشتن تمام حركات و رفتار حريف مي شود بلكه
باعث تضعيف روحيه وي نيز مي شود.
- با تنفس صحيح دم و بازدم م يتوان شرايط ايده آل را به وجود آورد.
راهبردهاي اصولي
-1 استفاده از نيروي فيزيكي خارجي: تماس با زمين در كسب نيروي خارجي و استفاده از آن در هنگام اجراي تكنيك
سبب مي شود تا شتاب و سرعت به وجود آمده بيشتر از سرعت ناشي از نيروهاي داخل بدن فرد باشد
مجموعه مقالات اولين همايش ملي علم و كاراته ، اول تا سوم آبان 1390 دانشگاه تبريز
-2 نيروي ذهني: ذهن اساسي ترين و مهم ترين منبع نيرو در كاراته است. تمركز كامل قواي فكري به حريف به تعادل كل
بدن و انجام عمليات كامل به سوي هدف منجر مي شود.
-3 تنفس صحيح در اجراي تكنيك: تنفس عاملي اصلي واسطه بين روان و جسم م يباشد. تنفس براي توليد نيرو و قدرت،
سرعت، توليد و مصرف صحيح انرژي و بالاخره ايجاد آرامش در بدن ضرروي است. با اجراي تنفس صحيح در هر موقعيت،
شخص مي تواند تكنيك هاي گوناگون را با سرعت لازم و پايداري مناسب اجرا نمايد.
به معني ايجاد هماهنگي (هارموني) اجزاء بدن در اجراي تكنيك فيزيكي مي باشد. (WA‐NO‐SEN)" تكنيك تنفس يا " وا- نو- سن
هماهنگي با حركات حريف، اجراي قدرتمند مهارت، داشتن روحيه قوي جهت پيش بيني حركات حريف، همه منتهي به اجراي تنفس صحيح
مي شود. تمرينات اوليه جهت فراگيري " وا- نو- سن" عبارتند از كيهون ايپون كوميته، جيو ايپون كوميته، سان بان كوميته، كائي
ايپون كوميته و غيره.
-1 زمان مناسب
الف) با استفاده از زمان مناسب در اجراي تكنيك، اعضا ء بدن به حركت در آمده و با اجراي صحيح، اقدام به انتقال نيرو به
يكديگر مي نمايند كه در خاتمه منجر به انتقال حداكثر اين نيرو توسط تكنيك مورد نظر به حريف مي شود.
ب) هم چنين بدين وسيله مي توان با سرعت بخشيدن به حركت باعث افزايش انرژي در قسمت هاي مورد نظر بدن شده كه به
اجراي تكنيك قوي ختم م يشود.
ج) چنانچه در هنگام حركت بدن، انرژي و نيروي به وجود آمده از مچ پا به زانو/ كمر/ شانه/ آرنج و ... به طور صحيح منتقل شده
و به حداكثر سرعت و توان برسد، با انتقال اين انرژي و نيرو به حريف با استفاده از تكنيك، مي تواند به هدف نهائي كه انجام يك
تكنيك قوي و موثر مي باشد رسيد.
حداكثر سرعت در هر بخش از حركات باعث م يشود كه قدرت تكنيك بهبود يابد. طبيعي است كه زمان بندي هريك از بخش ها
در كل تكنيك از اهميت ب هسزائي برخوردار است.
اجزاي ضربه نهائي
مرحله اول: آمادگي و شروع تكنيك
-1 آمادگي: الف) انتخاب ايستائي (داچي) ، ب) استفاده كامل از حالت فنري عضلات بدن 2- شروع تكنيك:
مرحله دوم: كيمه
توليد نيرو: شدت اصابت شوك: مرحله سوم: زانشينمهندس جمشيد جمشيد
دان هفت و مربي اسبق تيم هاي ملي كاتا


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 711
نویسنده : msahand



هنر رزمي كاراته در مسير تحول و دگرديسي

مقدمه: هنر رزمي كاراته نيز مي تواند همچون ساير هنرهاي رزمي شرق آسيا، تحت تأثير روش هاي سنتي و تاريخي سرزمين
چين باشد. هرچند كه اين هنر رزمي در مجموعه جزيره هاي ريوكي وشكل هاي اوليه خود را به دست آورد، اما اين اشكال و اصول
اوليه در جنوب كشور چين پايه ريزي شد. اگر بخواهيم نگاه سطحي به تاريخ پيدايش هنرهاي رزمي در چين داشته باشيم،
خواهيم ديد كه در طول بيش از 4000 سال، ابتدا روش هاي سخت در اين سرزمين تولد يافتند، آن هم با شكل گيري روش
چيوتاي كه بعدها به گوتاي در دوران پادشاهي هوآنگ تا يمشهور به امپراطور زرد تغيير نام پيدا كرد، سپس در طول تاريخ به
اسامي ديگر و در نهايت به كونگ فو شهرت يافت.حتي همين روش كونگ فو هم در طول تاريخ پر فراز و نشيب چين با توجه
به تغيير ساختار خط، زبان و آيين هاي مذهب شمني و پس از آن ظهور و پيدايش فلسفه هاي كلاسيك چين با اسامي مختلف در
معابد كوچك و بزرگ خصوصاً معبد تاريخي شائولي نتكامل يافت. انشعابات و تقسيم بندي آن به 2 روش شمالي- جنوبي و
همچنين گسترش و پراكندگي آن در سراسر چين سبب شد تا اين هنر رزمي بعنوان اولين روشي كه در تاريخ،فرهنگ وسنت هاي
مردم چين جايي براي خود پيدا كرده بود مورد احترام قرار گيرد.
اما كاراته كه در اكيناوا متولد و در ژاپن به تكامل و شكل مدرن خود رسيد، نيز نمي توانست بي تأثير از كونگ فو باشد.
استاد گيچين فوناكوشي در بخشي از كتاب خود به نام "كاراته دو راه زندگي من" اشاره مي كند كه: خط، زبان و حتي معماري
داخلي و خارجي منازل اكيناوا بشدت تحت تأثير فرهنگ چين قرار داشت و تا مدت ها كلمه "كاراته" با خط و الفباي چيني
نوشته مي شد!
زيبايي و صلابت در اجراي كاتاهاي سه روش شوريت ، ه ناهات هو حتي توماريته و تغيير شكل فرم ها از كانگ فو به روش
جديد بومي – محلي سبب شد تا اكيناواته ديگر به هنرهاي رزمي جنوب چين شبيه نباشد و از آنجايي كه اصول فلسفي و
اخلاقي مذاهب بوديس ، م ذن بوديس ، م كنفوسيوايسم و شينتوايسم همانند ساير روش ها، در اين روش جديد هم ديده مي شد
مورد پسند نه تنها مردم اكيناوا بلكه مورد توجه شديد ژاپني ها هم قرار گرفت، تا جاييكه آ نها بر اين موضوع پافشاري داشته
باشند تا اكيناواته در ژاپن تكامل و توسعه پيدا كند.
ژاپني ها با تشويق اساتيد به نام اكيناوايي و فراهم كردن زمينه هاي مناسب براي رشد اكيناواته توانستند آن ها را تشويق به
اقامت در كشورشان كرده و براي جلوگيري از هر گونه تداخل، جزاير 4 گانه را بين آن ها تقسيم كردند، تاجايي كه با پيشنهاد
استفاده از طرح لباس جودو به استاد فوناكوشي، لباس كاراته را هم مشخص نمودند تا اين هنر رزمي بسيار سريع از اكيناواته به
مجموعه مقالات اولين همايش ملي علم و كاراته ، اول تا سوم آبان 1390 دانشگاه تبريز
كاراته و سپس به كاراته دو تغيير نام داده و سپس آن را براي خود به ثبت رساندند. حالا ديگر كاراته دو به زبان و خط ژاپني
نوشته مي شود.
پس از پايان جنگ جهاني دوم و تسليم ژاپن و ايجاد پايگاههاي نظامي براي نيروهاي متفقين به ويژه ايالات متحده، افسران و
فرماندهان نيروي هوايي آمريكا مستقر در خاك ژاپن، اولين افراد خارجي بودند كه تحت تعليم شاگردان فوناكوشي قرار گرفتند و
از نزديك با كاراته آشنا شدند. از آنجايي كه اين گروه نظاميان آمريكايي مي بايست تا پايان ماموريت خود در خاك ژاپن مي
ماندند و برخي از آنان همسران ژاپني اختيار كرده و از اين طريق توانستند بسيار عميق با فرهنگ، زبان، تاريخ و حتي مذهب اين
مردم آشنا شوند خيلي راحت به ارزش هاي اخلاقي كاراته پي برده و اين هنر رزمي را باخود به غرب بردند. ولي توانايي در نوع
آموزش هاي تئوري و فيزيكي كاراته، ويژگي بود كه فقط از عهده مربيان سطح بالاي ژاپني ب رمي آمد. آن ها ماموريت داشتند تا از
آموزش كاراته هم به اقتصاد بعد از جنگ ژاپن كمك كنند و هم از آن براي معرفي فرهنگ ژاپن استفاده كنند. اما پس از چند دهه
استقبال شايان از كاراته ژاپني ها متوجه شدند كه غربي ها درك عميقي از فلسفه هاي شرقي ندارند، چون روش زندگي و طرز
تفكر مردم كشورهاي غربي با آ نها بسيار متفاوت است و آن ها قبل از آنكه به اصول اخلاقي و فلسفي كاراته توجه داشته باشند به
حركات فيزيكي آن علاقه مندند.
به تدريج غربي ها از ابتداي دهه 70 ميلادي تصميم گرفتند تا به سلطه و استثمار ژاپني ها در هنرهاي رزمي به ويژه كاراته
پايان دهند و شروع آن مسابقات كاراته قهرماني جهان در سال 1972 پاريس بود كه عملاّ كاراته جهان با تقسيم دو فدراسيون
جهاني يكي باشعار حفظ و اقتدار كاراته سنتي و ديگري باشعار كاراته بعنوان يك ورزش ،بسوي المپيك ، سبب شد تا كاراته در
سطح جهان دو مسير متفاوت را طي كند و نتنها وارد بازيهاي المپيك نشود بلكه زمينه هاي مناسب را براي حضور تكواندو در
بازيهاي المپيك فراهم كند.
نتيجه گيري: اما آنچه كه امروز از كاراته باقي مانده، تلاش ناموفق غربي ها براي تغيير ساختار سنتي كاراته به يك ورزش و
سرگردان ماندن در جستجوي راهي براي دگرديسي كاراته و ورود آن به بازي هاي المپيك جهاني است تا بلكه با تحريف در
اصول پايه اين ورزش رزمي و تغيير آن به ورزش هايي نظير بوكس، كشتي، واليبال و... بتوانند به المپيك راه پيدا كنند و اين در
حالي است كه كشور كره به عنوان باني رشته تكواندو با اقتدار از بقاي تكواندو در اين بازيها حراست مي كنند.
References:
• Karate-Do,my way of life by: Geichin Funakoshi
• www.karatedo.co.jp.com
• www.wkf.net
• www.itkf.org
• www.wukf-karate.org
• www.wkc-org.com
• www.chiflow.com
فريد خطيري
كارشناس كاراته
www.karate-isak.com


تاریخ : دوشنبه 16 دی 1392
بازدید : 487
نویسنده : msahand
اولین زن پادشاه تاریخ ایران

هنوز ۲۱ سال باقی مانده بود تا سلسله خاندانشان به پایان برسد. سهم او آشفته ترین روزهای آن ۴۲۷ سالی بود که پدران، نیاکان و اجدادش بر ایران زمین حکومت کرده بودند. او روزهایی را به چشم دیده بود که خونریزی و برادرکشی ساده ترین کار خاندانش شده بود.

حکمرا

نخستین زن پادشاه ایران,سلسله ساسانیان,پوراندخت نخستین پادشاه زن ایرانی



می گویند او احتمالا از آن رو بر تخت شاهی نشست که پس از کشته شدن همه برادرانش به دست برادری دیگر، همراه با خواهرش یگانه وارثان سلطنت محسوب می شدند. از این رو، او سی امین پادشاه ساسانیان شد و بدین ترتیب بخشی از تاریخ ایران را به گونه ای رقم زد که نخستین زن پادشاه در ایران زمین نام گیرد. روزگارش چنان به سراشیبی سقوط افتاده بود که حتی مورخان رومی و یونانی نیز نتوانسته اند روایتش کنند.
روزگاری که هر سردار و فرمانده نظامی، مدعی تاج و تخت شاهنشاهی ساسانیان بود، از روزی که پدرش را کشتند تا آن روز که تاج بر سر نهاد، در مدتی کمتر از یک سال، ایران زمین ۶ شاه به خود دید.

سهم نخستین زن پادشاه در ایران، حدود ۱۶ ماه حکمرانی بود اما او در همین اندک ماه هایی که سلسله خاندانش رو به افول نهاده بود، چنان کرد که مورخان اسلام هم در وصفش گفته اند: «از بار سنگین مالیات هایی که بر دوش مردم بود کاست.»
«پوراندخت» نخستن زنی که در ایران بر تخت شاهی تکیه زد کمی آنطرف تر از پایتخت ساسانیان در «انشان» واقع در خوزستان کنونی، که مرکز پادشاهی عیلامیان بود تاج بر سر نهاد. او تمام تلاش خود را برای بهبود اوضاع مردم سرزمینش کرد و وقتی دید که این سلسله با سرعتی خارج از کنترل رو به نابودی نهاده و توان تغییر سرنوشت مردمش را ندارد خود کنار نشست تا مبادا تصمیمی بگیرد که به ضرر ایران تمام شود.
سال ۵۹۱ میلادی سپری شده بود. تازه پدرش تاجگذاری کرده بود که به دنیا آمد. در شهری که حدود ۶۰۰ سال پایتخت ایرانیان در دوره اشکانیان و ساسانیان بود، در کنار دجله و سرزمین میان رودان بزرگ شد. نامش را «پوراندخت» یا «پوران» نهادند. او یکی از ۶ شاهزاده ای بود که در «تیسفون» زندگی می کرد.
در آن زمان «خسروپرویز» ساسانی، تازه توانسته بود با حمایت «موریکیوس» امپراتور روم، بر شورش «بهرام چوبین» پیروز شود و به عنوان شاهنشاه ایرانیان تاجگذاری کند، «پوراندخت» حاصل ازدواجی بود که ادیبان و شاعران در وصفش منظومه «خسرو و شیرین» را سرودند.
مادرش زنی اهل ارمنستان و مسیحی بود به نام «شیرین»، این زن سوگلی شاه شده بود و نفوذ زیادی بر او داشت. در وصف ازدواج های خسروپرویز اعداد عجیبی گفته اند و حتی از داشتن ۳ هزار زن نام برده اند اما او سه زن رسمی بیشتر نداشت. یکی مادر «پوراندخت» بود، یکی «گردیه» نام داشت و دیگری هم «مریم» دختر «موریکیوس» امپراتور روم بود.
به واسطه همین ازدواج اوضاع ایران و روم در ابتدای دوره سلطنت «خسروپرویز» آرام بود و جنگی در میان نبود. به همین دلیل این شاه ایران توانست قدری به امور داخلی و هنر بپردازدو موسیقی ایرانی در این دوره رونق گرفت اما «خسروپرویز» فردی خرافاتی بود و تعداد زیادی پیشگو داشت، پیشگویانش به او گفتند که نباید در «تیسفون» بماند زیرا آنجا برایش بدیمن است.



به همین دلیل او از کاخ سفید و ایوان کسری که به طاق کسری مشهور بود و همواره نسیم برخاسته از رودخانه «دجله» در آن می وزید خارج شد و در جایی به نام «دستگرد» ساکن شد اما دوره آرامش ایران ۱۰ سالی بیشتر از زمان تاجگذاری «خسروپرویز» پایدار نماند.
«پوراندخت» ۱۲-۱۰ ساله شده بود که در همسایگی ایران اتفاقاتی به وقوع پیوست. مردی به نام «فوکاس» علیه امپراتور روم شورید و «موریکیوس» را به قتل رساند و خود را امپراتور نامید. وقتی سفیر او راهی دربار «خسروپرویز» شد شاه ایران که متحد «موریکیوس» بود او را به رسمیت نشناخت و بدین ترتیب سربازان رومی در سال ۶۰۲ به سمت مرزهای ساسانیان آمدند و جنگی ۲۰ ساله آغاز شد.
روزگار تلخ پوراندخت چگونه آغاز شد؟
«خسروپرویز» در جنگ هایش شروع خوبی داشت. هرج و مرج بر رومیان غالب شده بود. «فوکاس» که تخت سلطنت را غصب کرده بود، نتوانست در مقابل فتوحات خسرو کاری بکند، فشار ایرانی ها باعث وحشت و اضطراب در ممالک روم شرقی شده، بحرانی تولید کرد که در نتیجه آن «هراکلیوس» که در تاریخ ایران به «هرقل» معروف است، از «کارتاز» با کشتی هایی به «قسطنطنیه» آمد و در سال ۶۱۰ میلادی با همراهی مردم، زمام امور را به دست گرفت اما این مانع از پیشروی های «خسروپرویز» نشد و در سال ۶۱۱ میلادی به شامات تاخت و دمشق را گرفته و غارت کرد.



در سال ۶۱۴ میلادی، سپاه ایران عازم «اورشلیم» شدند و توانست بیت المقدس را تسخیر کنند. خسرو به این فتوحات خود اکتفا نکرده، «شهر براز» را که یکی از سرداران نامی ایران بود با قشونی به طرف مصر فرستاد و او از کویری که مابین شامات و مصر حائل است گذشته وارد مصر شد و در سال ۶۱۶ میلادی، اسکندریه را که شهری نامی و تجارتی بود، گرفت.
این سردار ایران، اثر بزرگی در عالم آن روز ایجاد کرد، زیرا مدت ۹ قرن بود که مملکت مصر از تصرف ایران خارج شده و شاهان ساسانی همواره درصدد آن بودند که حدود ایران را به حدود زمان هخامنشی برسانند، همین پیروزی ها بود که رفته رفته «خسروپرویز» را مغرور کرد و او تصور کرد که هیچگاه پایانی در کار نیست.
وقتی سال ۶۲۷ میلادی فرا رسید، دوباره ایرانیان و رومیان رو در روی هم قرار گرفتند. «هراکلیوس» کاخ «خسروپرویز» را نشانه گرفته بود و به سمت کاخ دستگرد لشگر کشید. در نزدیکی نینوای قدیم، که اینک بغداد، پایتخت عراق، در آن واقع شده جنگی به نام «نینوا» درگرفت.



در این جنگ فرمانده سپاه و سردار ایرانی کشته شد ولی سربازان ایران پافشاری کردند تا آنکه نیروی کمکی به آنها رسید اما اینجا بود که نقطه اوج «خسروپرویز» به پایان رسید و او به سراشیبی سقوط افتاد. ترسی بر او غالب شد و به ناگاه تصمیم به خارج شدن از منطقه و میدان نبرد گرفت.
سپاهانیان ایرانی گرچه دیدند که شاهشان در حال خروج است و گویی دارد فرار را بر قرار ترجیح می دهد اما حاضر نشدند جنگ را به سربازان رومی وانهند. آنقدر مقاومت کردند که «هراکلیوس» عقب نشست و راهی تخت سلیمان شد. همان زمان دجله و فرات نیز طغیان کرد. سیل، خرابی قسمتی از ایوان کسری را به دنبال داشت.
شکسته شدن سدها، کشتزارهای اطراف را به باتلاق تبدیل کرد وناکامی «خسروپرویز» در ترمیم ویرانی ها، نشانه بارز انحطاط دولت ساسانیان نزد عامه مردم شد، در این شرایط «خسروپرویز» همراه زن محبوبش «شیرین» و دو پسر او «مردانشاه» و «شهریار»، از دجله عبور کرد و به «ویه اردشیر» در قسمت غربی دجله رفت، اینجا بود که شاه ایران تیر خلاص را هم بر سرننوشت خود رها کرد.
او چنان مجذوب «شیرین» بود که تصمیم گرفت به جای پسر بزرگش «شیرویه» که به «قباد دوم» معروف بود و مادرش نیز «مریم» دختر «موریکیوس» بود، فرزند خردسالش از «شیرین» را ولیعهد معرفی کند. همین تصمیم همه کارها را به آنجا رساند که تاریخ می گوید خون به پا شد.
وقتی «خسروپرویز» پسرش که کودکی خرسال به نام «مردانشاه» بود را به عنوان ولیعهد معرفی کرد، زمستان شده بود. زمستان سال ۶۳۸ میلادی، او پیر و بیمار هم شده بود. پسر بزرگش کوتاه نیامد و آرام نگرفت. بزرگان ساسانی را فراخواند و توطئه ای را تدارک دید که در تاریخ کمتر نظیر آ« به ثبت رسیده است.
پنجم اسفند ماه آن سال بود، «قباد دوم» کودتایی به پا کرد و پدرش را با اتهاماتی مواجه ساخت که باید نزد بزرگان محاکمه می شد. گرچه «خسروپرویز» توانست از خود دفاع هم بکند اما این دفاعیات چیزی از خشم پسرش نکاست.



«قباد دوم» همه پسرانی که از «خسروپرویز» به دنیا آمده بودند را فراخواند و یا با زور دستگیر کرد. پدرش را نیز که در آن زمان زندانی شده بود، فرا خواند و همه پسرانش را جلوی چشمان او از دم تیغ گذراند.

می گویند «قباد دوم» ۱۷ یا ۱۸ پسر خسرو پرویز که برادران خودش بودند را به قتل رساندو تاج شاهی بر سر نهاد. این آغازی برای روزگاران سقوط ساسانیان شد. «خسرو پرویز» نیز به دست یکی از نزدیکانش در زندان به قتل رسید.
با مرگ «خسروپرویز» و در پی آن مرگ شک برانگیز «قباد دوم»، دوره ای ۶ ماهه آغاز شدکه پر از خونریزی،؛ جان طلبی و خونخواهی بود و اینگونه بود که مردم از آن همه ظلم و ستم ساسانیان به تنگ آمدند. در این روزها، «جوانشیر» بر تخت نشست اما اوضاع به گونه ای بود که سرادران و فرماندهان نظامی در یک شاهنشاهی آشوب زده و پریشان، هر یک مدعی تاج و تخت شده بودند و به رقابت با اشراف بر سر تاج شاهی می جنگیدند، در فاصله سال ۶۳۰ میلادی تا ۶۳۱ دست کم ۶ نفر خود را شاه نامیدند.
از خانواده «خسروپرویز» دیگر پسری باقی نمانده بود. دو دختر او «پوراندخت» و «آذرمیدخت» مانده بودند. برای بزرگان و موبدان زرتشتی چاره ای جز متوسل شدن به این اعضای باقیمانده از خانواده شاه سابق نمانده بود، در این زمان «پوراندخت» در «انشان» مستقر بود.



نخستین زن پادشاه ایران,سلسله ساسانیان,پوراندخت نخستین پادشاه زن ایرانی



«پوراندخت» ۳۹ یا ۴۰ ساله بود که تاج شاهنشاهی را بر سر نهاد. می گویند «پوراندخت» قدی بلند داشت و زنی خوش رو بوده است. به جز آنچه در تاریخ بلعمی وط بری از او نقل کرده اند این زن را بیشتر از روی سکه هایی که ضرب کرد می شناسند.



گویی روزگارش چنان سریع به آخر رسیده که مورخان از ثبت آن بازمانده اند. با این حال، همان اندک ماه هایی که او بر تخت شاهی نشسته را دوره تحکیم قدرت سلطنت و بازسازی شاهنشاهی ذکر کرده اند. او با احترام پدرش، سکه هایی از طلا ضرب کرد که قابل استفاده برای عموم نبود. دستور داد تا روی آن چنین بنویسند که «پوراتن بازگرداننده تخمه ایزدان». او درباریان و مردم را فراخواد و خطاب به آنها گفت: «نیت خیر دارم و به عدالت فرمان می دهم.»



نخستین زن پادشاه ایران زمین!

سیاست خارجی را آرامش بخشید
تصمیمی که نخستین زن پادشاه در ایران برای آرم کردن اوضاع در امور خارجی گرفت، اعلام صلح به رومیان بود. در واقع او با امضای پیمان صلح با رومیان، برای آرام کردن اوضاع داخلی زمان خرید.
«پوراندخت» که می دانست رومیان و مسیحیان به دلیل حمله پدرش به اورشلیم و بیت المقدس و تاراج کلیساهای آنها، خشمگین و دلخورند، برای تحکیم پیبمان صلفح، تصمیم گرفت کاری کند که مسیحیان تحت تاثیر آن قرار بگیرند.

به همین دلیل دستور داد تا کاروانی فراهم شده و سفیری از جانب او رهسپار دربار امپراتور روم شود. او دستور داد تا صلیب مقدسی را که توسط پدرش به غنیمت گرفته شده بود را به آنها بازگردانند.
در واقع به غنیمت گرفته شدن همین صلیب که مسیحیان معتقد بودند حضرت عیسی (ع) بر این صلیب بسته شده بود بهانه به دست آنها داده بود که نقشه حمله به ایران را در سر بپرورانند. با رهسپار شدن این سفیر بود که او فرصت یافت تغییراتی در نظام داخلی ایجاد کند و فرماندهان و سران ایالتی را به فرمان خود ارآورد.
زنی که عدالت را بازگرداند
ایرانیان روزهای تلخی را می گذراندند. خبر به قتل رسیدن ۱۸ شاهزاده به دست برادر، در همه جای ایران پخش شده بود، مردم دیگر از حاکمان دستور نمی گرفتند و بیشتر ساز خود را کوک می کردند.



از مالیات و خراج خسته شده بودند و با خود می گفتند برای چه باید به شاهانی خراج بدهند که به جای توجه به ملک و مملکت، به قتل و خونریزی خود مشغولند. این اخبار به گوش «پوراندخت» هم رسیده بود، بنابراین بعد از آنکه دستور داد تا سکه هایی به نام او ضرب کنند و از نظر اقتصادی ثروتی را بین بزرگان پخش کرد تا آنها را همراه خود کند دستوری داد تا مردم نیز به آرامش نزدیک شوند.
او نامه هایی به همه حاکمان محلی نوشت و به آنها دستور داد که بقایای خراجی که از زمانپدرش برعهده مرده مانده بخشوده شوند. همین دستور، در روزهایی که همه خبرهای ناخوش می شنیدند کافی بود تا مردم را به قضاوت درباره او وادارد، چنان که بگویند این زن اهل عدل و داد است.
سپس «پوراندخت» نامه های دیگری نوشت و آنها را این بار برای فرماندهانی که در نقاط مختلف مستقر شده بودند فرستاد. او خطاب به فرماندهان نشوته بود: «این پادشاهی را نه به کشتن و قتل دیگران می توان نگاه داشت و نه با سپاه و قدرت لشگریان، تنها با عدل و داد است که می توان به اداره امور پرداخت و با انصاف، آن را پایدار کرد.

پادشاه دادگر می تواند ملک را محافظت کرده و نگاه دارد و فرقی میان زن یا مرد بودن او نیست، پس امید دارم از من چنان عدالت و دادگستری و انصافت ببینید که هیچ کس تاکنون ندیده باشد.»
بدین ترتیب نخستین زنی که در ایران پادشاهی کرد، چنین کار خود را آغاز کرد، او دستورات دیگری هم برای بهبود اوضاع داخلی داد، تلاش کرد تا از اختیاراتس ران ایالت ها چنان بکاهد که بتواند فاصله طبقاتی و تبعیض ها را کم کند، دستور داد تا کسانی که قتل و جنایت و خونریزی هایی برای کسب قدرت کرده بودند دستگیر و محاکمه شوند و آنهایی که در قتل «اردشیر سوم» دست داشتند را محکوم به اعدام کرد.
همچنین بودجه ای برای ساماندهی و بهسازی پل های شاهنشاهی اختصاص داد و دستور داد تا با کشاورزان به خوبی و نیکی رفتار کنند تا آنها در آرامش به کار خود مشغول شده و تولید رونقی دوباره بگیرد.
آرامشی که دوام نیاورد
به هر حال سرنوشت این نبود که «پوراندخت» بتواند آشفتگی ساسانیان را بعد از آن همه قتل و خونریزی سامان دهد، گویی او نیز تاوان ظلم گذشتگان خود را می پرداخت.



هنوز نتوانسته بود ثمره آثار تصمیماتی که برای ایران گرفته بود را بچیند که احوالش ناخوش شد. آنچه همه مورخان نقل کرده اند این است که «پوراندخت» به مرگ طبیعی از دنیا رفت. او نتوانست ۴۰ سالگی خود را ببیند.
البته روایتی هم نقل شده که «پوراندخت» وقتی دید شرایط غالب بر ایران زمین چنان شده که نمی تواند از عهده ساماندهی آن برآید خود اعلام کرد که دیگر به سلطنت ادامه نمی دهد و کنار کشید اما حکیم ابوالقاسم فردوسی، پایان پادشاهی او را مرگ طبیعی اش عنوان کرده است.

با مرگ نخستین پادشاه زن ایران زمین، دوباره جدال بر سر تاج و تخت سر گرفت و وقتی «یزدگرد سوم» بر سر کار آمد دیگر کار از کار ساسانیان گذشته بود.
Photo
Photo

تاریخ : شنبه 14 دی 1392
بازدید : 339
نویسنده : msahand

در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق.

اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز،
با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن،
برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند!
همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند،
ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است .


تاریخ : شنبه 14 دی 1392
بازدید : 333
نویسنده : msahand

بیر گوزل تورکی شعر، آزربایجانین بویوک شاعرینن : محمد فضولی

آزربایجانین بویوک اینسانلارین تانیاک و اونلارا فخر اِدک

عشقدن جانیمدا بیر پنهان مرض وار، ای حکیم

خلقه پنهان دردیم اظهار ائتمه، زنهار، ای حکیم!

وار بیر دردیم کی چوخ درماندان آرتیقدیر منه

قوی منی دردیم‌له درمان ائیله‌مه، وار، ای حکیم!

گر باسیب ال نبضیمه، تشخیص قیلسان دردیمی

آل امانت، قیلما هر بی‌درده اظهار، ای حکیم!

گل منیم تدبیر بیهوده‌مده سن بیر سعی قیل

کیم اولام بو درده آرتیقراق گرفتار، ای حکیم!

گؤر تنِ عریان ایله احوالیمی هیجران گؤنو،

وار ایمیش روزِ قیامت، قیلما انکار، ای حکیم!

چکمه‌یینجه چاره‌ی دردیمده زحمت بیلمه‌دین

کیم اولور درمانِ درد عشق دشوار، ای حکیم!

رنج چکمه صحّت اوچون، ال فضولی‌دن گؤتور

کیم قبول صحّت ائتمز بؤیله بیمار ای حکیم!

 


تاریخ : شنبه 14 دی 1392
بازدید : 337
نویسنده : msahand

ﮔﺮﮒ در ﺍﺳﺎﻃﻴﺮ ﺗــُﺮﻛﺎﻥ

ﻛﺪﺍﻡ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﺩ ﻭ ﺳﻤﺒﻠﻴﻚ ﺗﺮﻛﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!؟

ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻛﺜﺮﻳﺖ ﺗﺮﻛﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺳﺮﻛﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﺎ ﮔﺮﮒ ﺯﻳﺎﺩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺗﺮﻛﻬﺎ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﻲ ﻣﻴﺸﻨﺎﺧﺘﻨﺪ!
ﺍﻣﺎ ﻛﺪﺍﻡ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﺩ ﺗﺮک ﻫﺎ ﺳﺎﺧﺖ!؟؟

1) ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺣﻴﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻫﻠﻲ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ! ﺍﻣﺎ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻫﻴﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩﻱ ﺣﺘﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺳﺮ ﺧﻢ ﻓﺮﻭﺩ ﻧﻤﻲ ﺁﻭﺭﻧﺪ! ﺷﻤﺎ ﺣﺘﻲ ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺑﺎﺯﻱ ﺷﻴﺮ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺳﻴﺮﻙ ﻫﺎ ﺩﻳﺪﻩ
ﺍﻳﺪ ﺍﻣﺎ ﻣﺤﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﮔﺮﮒ ﺩﺭ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻜﺎﻧﻲ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﻳﯽ ﻛﻨﺪ!
ﺍﮔﺮ ﺍﺩﻋﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺷﻤﺎ ﮔﻮﻝ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ
ﺁﻧﻜﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﺳﮓ ﮔﺮﮔﻲ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺷﺒﺎﻫﺖ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﺩﺍﺭﺩ!

2) ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﺧﻴﺎﻧﺖ ﻧﻤﻴﻜﻨﻨﺪ! ﺷﺎﻳﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﺳﮓ ﺭﺍ ﻣﻈﻬﺮ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﻱ ﻣﻴﺪﺍﻧﻴﺪ ﺍﻣﺎ ﻛﺎﻣﻸ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﺋﯽ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺧﺪﻣﺖ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﺮﺍ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻣﻴﭙﻨﺪﺍﺭﻳﺪ ﺩﺭﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺳﮓ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻨﻮﻉ ﺧﻮﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻧﻴﺴﺖ! ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺩﻋﻮﺍﻱ ﺳﮕﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﻳﺪﻩ ﺍﻳﻢ ﺍﻣﺎ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ!

ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﻴﺪﻩ ﺍﻳﺪ ﭼﺮﺍ ﮔﺮﮔﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻣﻴﺰﻧﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻱ ﻳﻜﻲ ﻋﺪﻩ ﺍﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﻣﻴﻜﺸﺪ؟

ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻨﻮﻋﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﻫﻢ ﺷﻜﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﺪ!

3) ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻓﺮﻳﺐ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻧﺪ!
ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺩﺭ ﻃﻠﻪ ﻧﻤﻲ ﺍﻓﺘﻨﺪ ﻣﮕﺮ ﺑﺎ ﮔﻠﻮﻟﻪ ﺑﻲ ﻫﻮﺷﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ!

4)ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺳﻴﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ!

ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﻧﻘﺸﻪ ﻗﺒﻠﻲ ﺑﻪ ﺷﻜﺎﺭ ﻧﻤﻴﺮﻭﻧﺪ! ﺍﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻴﺪ ﺍﺯ ﭼﻮﭘﺎﻧﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻛﻮﻫﺴﺘﺎﻧﻲ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺑﭙﺮﺳﻴﺪ ﺣﺘﻤﺄ ﻣﺎﺟﺮﺍﻫﺎﻱ ﺷﻨﻴﺪﻧﻲ ﺍﺯ ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﺷﺖ!

5) ﮔﺮﮔﻬﺎ ﺗﺎ ﺁﺧﺮﻳﻦ ﻧﻔﺲ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ!

6) ﮔﺮﮔﻬﺎ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﻳﺶ ﺍﺳﺖ!

ﻫﺮﮔﺎﻩ ﮔﺮﮔﻲ ﺟﻔﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺪﻫﺪ ﺟﻮﺭﻱ ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪﺷﻴﺮ ﺭﺍﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﺎ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ!!

ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﮔﺮﮒ ﺭﻣﺎﻧﺘﻴﻚ ﺗﺮﻳﻦ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﺍﺳﺖ!

ﺗﻮﺭﻛﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﻭﻳﮋﮔﻲ ﻫﺎﻱ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﻲ ﻛﺮﺩﻩ ﻭ ﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻥ ﺳﺮﻭﺩﻩ ﺍﻧﺪ! ﺣﺘﻲ ﻛﺘﺎﺏ *ﺩﺩﻩ ﻗﻮﺭﻗﻮﺩ * ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﺴﺘﺜﻨﻲ ﻧﻴست!

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺩﺭ ﺁﺯﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ ﻗﺼﻪ ﻱ ﺩﺧﺘﺮ ﻭ ﭘﺴﺮﻱ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮ ﭘﻴﺮ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﭘﺴﺮ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺎﻩ ﻭ ﭘﺴﺮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﻣﻴﻜﻨﺪ! ﻭ ﺍﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﭘﺴﺮ ﮔﺮﮒ ﺷﺪﻩ ﺑﺮﺍﻱ ﺩﻳﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺩﺭ ﺭﻭﻱ ﺻﺨﺮﻩ ﻫﺎ ﻋﻤﻴﻖ ﺗﺮﻳﻦ ﺯﻭﺯﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﻴﻜﺸﺪ!

گرگ نماد تمام ترکهای جهان است ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران