عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 362
نویسنده : msahand

نقاب ها را دور بینداز . این نقاب ها روی قلبت سنگینی می کنند.

‎نقاب ها را دور بینداز . این نقاب ها روی قلبت سنگینی می کنند.‎

تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 322
نویسنده : msahand

در آن شهری که مردانش عصا از کور می‌دزدند
هم‌آن شهری که اشک از چشم، کفن از گور می‌دزدند
در آن شهری که خنجر دسته‌ی خود نیز می‌بُرّد
هم‌آن جایی که پشت از دشنه‌ی خون ریز می‌دزدند
در آن شهری که مردانش همه لال و زنان کورند
هم‌آن شهری که از بلبل، دَم آواز می‌دزدند
در آن شهری که نفرت را به جای عشق می‌خواهند
هم‌آن‌جایی که نور از چشم و عقل از مغز می‌دزدند
در آن شهری که پروانه به جای شمع می‌سوزد
هم‌آن شهری که آتش را ز اشک شمع می‌دزدند
در آن شهری که زنده، مرده و مرده بُوَد زنده
هم‌آن جایی که روح از تن و تن از روح می‌دزدند
در آن شهری که کافر، مؤمن و مؤمن شود کافر
هم‌آن جایی که مُهر از جانماز باز می‌دزدند
در آن شهری که سگ‌ها معرفت از گربه آموزند
هم‌آن شهری که سگ‌ها، برّه ‌را از گرگ می‌دزدند
در آن شهری که چشم خفته از بیدار، بیناتر
هم‌آن جایی که غم از سینه‌ی غم‌ساز می‌دزدند
من از خوش‌‌باوری آن‌جا محبت جست‌وجو کردم
در آن شهری که فریاد از دهان باز می‌دزدند

‎در آن شهری که مردانش عصا از کور می‌دزدند
هم‌آن شهری که اشک از چشم، کفن از گور می‌دزدند
در آن شهری که خنجر دسته‌ی خود نیز می‌بُرّد
هم‌آن جایی که پشت از دشنه‌ی خون ریز می‌دزدند
در آن شهری که مردانش همه لال و زنان کورند
هم‌آن شهری که از بلبل، دَم آواز می‌دزدند
در آن شهری که نفرت را به جای عشق می‌خواهند
هم‌آن‌جایی که نور از چشم و عقل از مغز می‌دزدند
در آن شهری که پروانه به جای شمع می‌سوزد
هم‌آن شهری که آتش را ز اشک شمع می‌دزدند
در آن شهری که زنده، مرده و مرده بُوَد زنده
هم‌آن جایی که روح از تن و تن از روح می‌دزدند
در آن شهری که کافر، مؤمن و مؤمن شود کافر
هم‌آن جایی که مُهر از جانماز باز می‌دزدند
در آن شهری که سگ‌ها معرفت از گربه آموزند
هم‌آن شهری که سگ‌ها، برّه ‌را از گرگ می‌دزدند
در آن شهری که چشم خفته از بیدار، بیناتر
هم‌آن جایی که غم از سینه‌ی غم‌ساز می‌دزدند
من از خوش‌‌باوری آن‌جا محبت جست‌وجو کردم
در آن شهری که فریاد از دهان باز می‌دزدند‎

 


تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 317
نویسنده : msahand

خدایا....
منم بنده توام..!
گناه دارم ..نگاهم کن.....

‎خدایا....
منم بنده توام..!
گناه دارم ..نگاهم کن.....‎

تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 426
نویسنده : msahand
‎انحراف مسیر نور به وسیله ی میدان جاذبه:

انیشتین قریب به ده سال برای تئوری نسبیت عمومی وقت صرف کرد تا این تئوری از اصل تعادل(principe- تساوی جرم وزنی و جرم اینرسی) که بین سال های 1907 تا 1911 عنوان شده بود فراتر رود و اثر ماده را که دارای نیروی جاذبه است روی بافت فضا- زمان بیان نماید.

انیشتین انحراف و تغییر مسیر نور را با فرض اینکه مسیر نور یک ژئودزیک است (خط ژئودزیک یا مساحتی در هندسه بیضوی بخشی از یک دایره بزرگ است) حساب نمود. هنگامی که یک دسته نور از ستارگان با سرعت C به کره ی خورشید نزدیک می شوند بر اثر قوه ی جاذبه ی خورشید وقت بیشتری برای طی کردن یک فاصله باید صرف نمایند  و در نتیجه باحث تغییر مسیر نور می شود.

این پیش بینی انیشتین در تئوری نسبیت عمومی به وسیله ی سر آرتور ادینگتون استاد نجوم دانشگاه کمبریج هنگام کسوف خورشید در 29 مه 1919 که در سوبرال در شمال برزیل و دیگری در جزیره ی پرنس در خلیج گینه روی داد مورد برسی قرار گرفت و تائید شد.

ادینگتون برای اطلاع انیشتین تلگرامی برایش فرستاد و نتیجه ی آزمایش خود را که تائید نظرات انیشتین در باره ی انحراف مسیر نور به وسیله ی میدان جاذبه بود اطلاع داد.
انیشتین آهسته به کسانی که در کنارش بودند گفت:«میدانستم که تئوری من صحیح است»

انیشتین به این ترتیب در تئوری خود نشان داد که در میدان های جاذبه، تشعشعات نورانی عموما کمی مسیر خود را تغییر داده و انحنا حاصل می نمایند.
انیشتین می گوید این تغییر مسیر نور از دو نظر حائز اهمیت است:

1- مقدار تغییر مسیر نور در میدان های جاذبه فوق العاده ناچیز است. به طوری که تجربه نشان می دهد تغییر مسیر نور یک ستاره در میدان جاذبه ی خورشید فقط 1.7 ثانیه قوس می باشد و این مقدار انحراف نور را فقط زمانی می توان اندازه  گیری نمود که خورشید در کسوف کامل باشد.

2- تغییر مسیر نور در میدان های جاذبه نشان می دهد که طبق تئوری نسبیت عمومی مقدار ثابت سرعت نور در خلاء که یکی از فرض های بنیادی تئوری نسبیت محدود است، نمی تواند یک اصالت نامحدود داشته باشد، زیرا در حقیقت انحنا تشعشعات نورانی زمانی می تواند حاصل گردد که سرعت انتشار نور با محل و مکان تغییر یابد.‎

انحراف مسیر نور به وسیله ی میدان جاذبه:

انیشتین قریب به ده سال برای تئوری نسبیت عمومی وقت صرف کرد تا این تئوری از اصل تعادل(principe- تساوی جرم وزنی و جرم اینرسی) که بین سال های 1907 تا 1911 عنوان شده بود فراتر رود و اثر ماده را که دارای نیروی جاذبه است روی بافت فضا- زمان بیان نماید.

انیشتین انحراف و تغییر مسیر نور را با فرض اینکه مسیر نور یک ژئودزیک است (خط ژئودزیک یا مساحتی در هندسه بیضوی بخشی از یک دایره بزرگ است) حساب نمود. هنگامی که یک دسته نور از ستارگان با سرعت C به کره ی خورشید نزدیک می شوند بر اثر قوه ی جاذبه ی خورشید وقت بیشتری برای طی کردن یک فاصله باید صرف نمایند و در نتیجه باحث تغییر مسیر نور می شود.

این پیش بینی انیشتین در تئوری نسبیت عمومی به وسیله ی سر آرتور ادینگتون استاد نجوم دانشگاه کمبریج هنگام کسوف خورشید در 29 مه 1919 که در سوبرال در شمال برزیل و دیگری در جزیره ی پرنس در خلیج گینه روی داد مورد برسی قرار گرفت و تائید شد.

ادینگتون برای اطلاع انیشتین تلگرامی برایش فرستاد و نتیجه ی آزمایش خود را که تائید نظرات انیشتین در باره ی انحراف مسیر نور به وسیله ی میدان جاذبه بود اطلاع داد.
انیشتین آهسته به کسانی که در کنارش بودند گفت:«میدانستم که تئوری من صحیح است»

انیشتین به این ترتیب در تئوری خود نشان داد که در میدان های جاذبه، تشعشعات نورانی عموما کمی مسیر خود را تغییر داده و انحنا حاصل می نمایند.
انیشتین می گوید این تغییر مسیر نور از دو نظر حائز اهمیت است:

1- مقدار تغییر مسیر نور در میدان های جاذبه فوق العاده ناچیز است. به طوری که تجربه نشان می دهد تغییر مسیر نور یک ستاره در میدان جاذبه ی خورشید فقط 1.7 ثانیه قوس می باشد و این مقدار انحراف نور را فقط زمانی می توان اندازه گیری نمود که خورشید در کسوف کامل باشد.

2- تغییر مسیر نور در میدان های جاذبه نشان می دهد که طبق تئوری نسبیت عمومی مقدار ثابت سرعت نور در خلاء که یکی از فرض های بنیادی تئوری نسبیت محدود است، نمی تواند یک اصالت نامحدود داشته باشد، زیرا در حقیقت انحنا تشعشعات نورانی زمانی می تواند حاصل گردد که سرعت انتشار نور با محل و مکان تغییر یابد.


تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 264
نویسنده : msahand

نوابغ بزرگی! که به ورزش ما کمک می کنند!!
..........................................................
می گویند روزی اسیری پیش عمر آوردند که : این اسیر بسیار کار دان است و دانا واز فنون و فضایل او این که هم آهنگر است و هم درودگر ، هم قفلساز است و هم بزاز و هم خباز !
عمر را خنده آمد و گفت او را آزاد کنید که یک انسان بیش از یک کار به درستی نمی تواند کرد ! این اسیر پنج کاره ، هیچ کاره است!

اما در جای دیگر از همین عمر نقل می کنند ، هرگاه به( ذوفنونی ) برخورد کردم بر او غالب شدم و هر گاه به (ذی فنی ) رسیدم مغلوب او شدم!...

یکی از مشکلاتی که کشور ما به ویژه ورزش با آن دست به گریبان است وجود مردان صاحب چند فن ! و چند مسولیت ! و چند کرسی صدارت و زعامت و لابد چند رییس دفتر و منشی و... است..
امان از دست این جماعت و ذو فنون ها و نوابق عالم ورزش که یک تنه بر چند پست و مقام و منصب این چنین خیمه سنگین زده اند!! ....

‎نوابغ بزرگی! که به ورزش ما کمک می کنند!!
..........................................................
می گویند روزی اسیری پیش عمر آوردند که : این اسیر بسیار کار دان است و دانا واز فنون و فضایل او این که هم آهنگر است و هم درودگر ، هم  قفلساز است و هم بزاز و هم خباز !
عمر را خنده آمد و گفت او را آزاد کنید که یک انسان بیش از یک کار به درستی نمی تواند کرد ! این اسیر پنج کاره ، هیچ کاره است!
 
   اما در جای دیگر از همین عمر نقل می کنند ، هرگاه به( ذوفنونی ) برخورد کردم بر او غالب شدم و هر گاه به (ذی فنی ) رسیدم مغلوب او شدم!...
 
یکی از مشکلاتی که کشور ما به ویژه  ورزش با آن دست به گریبان است وجود مردان صاحب چند فن ! و چند مسولیت ! و چند کرسی  صدارت و زعامت و لابد چند رییس دفتر و منشی و... است..
 امان از دست این جماعت و ذو فنون ها و نوابق عالم ورزش که یک تنه بر چند پست و مقام و منصب این چنین خیمه سنگین زده اند!!  ....‎

 


تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 290
نویسنده : msahand

پیر آیینه مرید است که در وی خدا را ببیند ؛ و مرید آیینه پیر است که در جان او خود را بیند !!

‎پیر آیینه مرید است که در وی خدا را ببیند ؛ و مرید آیینه پیر است که در جان او خود را بیند !!‎

تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 278
نویسنده : msahand

هنگامی که ریشه بسیاری از گرفتاری هایت رابازتاب رفتار خود بدانی و نه اقبال و قسمت که از دست تو خارج هستند !!

‎هنگامی که ریشه بسیاری از گرفتاری هایت رابازتاب رفتار خود بدانی و نه اقبال و قسمت که از دست تو خارج هستند !!‎

تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 337
نویسنده : msahand

بنازم به بزرگی خالقم را !!
پروردگارا ...
به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم . دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم ... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم ... مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند.

‎بنازم به بزرگی خالقم را !!
پروردگارا ...
 به من آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمي توانم تغيير دهم . دليري ده تا تغيير دهم آنچه را که مي توانم تغيير دهم ... بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم ... مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند.‎

 


تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 419
نویسنده : msahand
نردبان زندگی مان و منیست.....عاقبت این نردبان افتادینست ..

Ladder Ladder Aftadynst our lives and Mnyst ..... Finally ... it is stupid harder bones inevitably will break up the meeting ...

.ابله آن باشد که بالاتر
نشست ...لاجرم استخوانش سختر خواهد شکست
Photo: ‎نردبان زندگی مان و منیست.....عاقبت این نردبان افتادینست ..

Ladder Ladder Aftadynst our lives and Mnyst ..... Finally ... it is stupid harder bones inevitably will break up the meeting ...

.ابله آن باشد که بالاتر 
نشست ...لاجرم استخوانش سختر خواهد شکست‎

1


تاریخ : یکشنبه 07 اردیبهشت 1393
بازدید : 288
نویسنده : msahand
‎من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موتزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!

شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند !

شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند .

شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی- 7حرفی- و جواب می شود : سِکولاری!

شهری که نظامی اش شهردار می شود !امهندس برقش تاکسی دارد !

شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد !

شهری که در دانشگاهش فقط این را یادت می دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!

شهری که ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد شهری که زبانش "پارسی"است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد !

شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند !

شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!

شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد !

شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند !

شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مُـــــــــــردم !!‎

من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موتزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند!

شهری که روانشناس هایش همه از همسرانشان طلاق گرفته اند !

شهری که هنوز پیکان 56 را ترجیح می دهند .

شهری که در جدول های روزنامه ها و مجله ها سوال این است : بی دینی- 7حرفی- و جواب می شود : سِکولاری!

شهری که نظامی اش شهردار می شود !امهندس برقش تاکسی دارد !

شهری که دل به دست آوردن سخت است و دل شکستن هنر می باشد !

شهری که در دانشگاهش فقط این را یادت می دهند که چگونه با حراست نرم صحبت کنی تا خوشش بیاید!

شهری که ملت رسانه ای دارد اما رسانه ملی ندارد شهری که زبانش "پارسی"است اما می گویند "فارسی" چون زبان عربها "پ" ندارد !

شهری که عبدالمالک ریگی را از هوا پایین می کشند اما دزدان چند مجسمه را نمی توانند پیدا کنند !

شهری که مرگ حق است و حق گرفتنی!

شهری که برنده یعنی کسی که کمتر از بقیه می بازد !

شهری که مرگ بر آمریکا می گویند ولی آرزویشان این است که آمریکا را حداقل یکبار ببینند !

شهری که هنوز نفهمیدم من در آن به دنیا آمدم یا در آن مُـــــــــــردم !!


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران