عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 09 آذر 1393
بازدید : 484
نویسنده : msahand




داستان زندگی طاهره جوان از زبان خودش

 حالا ماهی بيست ميليون درآمد دارم



چهل و دو سال پيش وقتی من يازده سالم بود، سوختم. مادرم در حالی که بيشتر از هفده سال نداشت،سر زا رفت و من و برادرم بی‌مادر شديم. پدرم بعد از مادرم با زنی ازدواج کرد که قبلا با مرد ديگری ازدواج کرده بود و چون بچه دار نميشد، جدا شده بود. اين خانم گفت هم دختر دارم و هم پسر و با هم زندگی می‌کنيم اما از آنجايی که خواست خدا چيز ديگری بود، اين خانم در خانه پدرم سالی يک و در نهايت ده فرزند به دنيا آورد که يکی از برادران من شهيد شد. وقتی نامادری‌ام اين همه بچه آورد، من توی اين بچه ها گم شدم.

آن موقع امکانات مثل الان نبود و ما بچه‌ها هم بايد کار می‌کرديم. خانواده ما يک خانواده پرجمعيت بود و پدربزرگ و مادربزرگ ما هم با ما زندگی می‌کردند. دو اتاق تو در تو بود و اين همه آدم. کار من اين بوده که هر روز بايد نان می‌خريدم، چايی را دم می‌کردم و بعد به مدرسه می‌رفتم. خلاصه آنکه آن روز که اين اتفاق برايم افتاد نانوايی شلوغ بود و من داشت ديرم می‌شد.

وقتی آمدم خانه عجله کردم و قبل از پر کردن کتری گاز را باز گذاشتم و وقتی برگشتم به آشپزخانه که يک زيرزمين کاهگل بود، ديدم بوی گاز می‌آيد.عقلم رسيد که کبريت نزنم اما آمدم برق را روشن کنم تا بتوانم پنجره را باز کنم، آشپزخانه منفجر شد و يک موقع به خودم آمدم و ديدم دارم می‌سوزم. کتری آن روز دسته نداشت و من آن را بغل کرده و از پله‌ها پايين برده بودم. بنابراين جلوی لباسم خيس بود وگرنه در آنجا قلب و ريه‌هايم هم می‌سوخت. وقتی همه جا آتش گرفت، آنقدر هول شده بودم که به جای آنکه پله‌ها را برگردم و بالا بيايم، دويدم داخل آشپزخانه. بنابراين تا بيايند من را پيدا کنند، خيلی سوختم.

زنگ زدم گفتم: خانم من صبحانه می‌خواهم!
سه سال در بيمارستان بودم. در دو سال اول نتوانستم از تخت پايين بيايم. از شدت درد پاهايم را توی شکمم جمع کرده بودم و پايم همان جا چسبيده بود. نمی‌توانستند پانسمانم کنند. يک کرسی گذاشته بودند و يک ملافه سفيد انداخته بودند روی آن و من آن زير بودم. بالش زير سرم را هم نمی‌توانستند کنار بکشند چون وقتی آن را برمی داشتند، سرم به سمت عقب می‌رفت و من از درد هوار می‌کشيدم، بنابراين چانه‌هايم هم چسبيده بود به گردن و سينه‌ام و لبم هم برگشته بود و همين طور چشمانم هم حالت بدی پيدا کرده بودند.

لثه‌ام هم سوخته بود و دندان‌هايم هم ريخته بود. بعد از دو سال، در اولين عملی که روی من انجام شد و پاهايم را باز کردند، خواستم خود را در آينه ببينم. تا آن موقع خودم را نديده بودم و وقتی جلوی آينه رفتم باور نکردم آن کس که می‌بينم خودم هستم. موجودی ديدم که معلوم نبود چه بود و خيلی از آن ترسيدم اما وقتی خودم را تکان دادم و ديدم او هم تکان می‌خورد، فهميدم آن موجود خودم هستم. بلافاصله غش کردم و افتادم.

موقع افتادن سرم هم خورد به جايی و شکست و پوست‌های نويی هم که تازه روی بدنم درست شده بود، قاچ خورد و خونريزی شروع شد. خيلی نااميد و ناراحت شدم و تصميم گرفتم ديگر زنده نباشم. ناهار نخوردم و شام هم نخوردم. فکر می‌کردم اگر سه چهار وعده غذا نخورم می‌ميرم بنابراين ناهار نخوردم و شام هم نخوردم و عوض آن فقط غصه خوردم. تصميمم قطعی بود برای مردن. نزديکای صبح داشتم از پنجره بيرون را نگاه می‌کردم. سياهی کم کم می‌رفت و نور جای آن را می‌گرفت.

يک درخت خيلی قشنگ هم جلوی پنجره اتاقم در بيمارستان سوانح سوختگی بود و باد آرامی افتاده بود لای برگ‌هايش و آن را تکان می‌داد. با خودم فکر کردم همين يک ربع پيش همه جا تاريک بود اما الان روشن شده و برگ‌ها به اين زيبايی تکان می‌خورند، چرا من بايد خودم را بکشم. فرض می‌کنم همين طوری به دنيا امدم. خدا هست، شبانه روز هست، اين همه آدم هستند. چرا من بايد اينقدر نااميد باشم؟ يک نور اميد رفت توی دل من و تصميم گرفتم زنده باشم، زندگی کنم و به درد بخورم. هنوز وقت صبحانه نشده بود و همه خواب بودند. زنگ زدم گفتم: خانم من صبحانه می‌خواهم!

از سن دوازده تا سيزده سالگی بيست و چهار بار عمل کردم. در سن پانزده تا شانزده سالگی هم با آقايی که خودش هم هفتاد و پنج درصد سوختگی داشت ازدواج کردم. ماجرای ازدواج من هم جالب است.
مددکارهای بيمارستان در اين سه سال که در بيمارستان بودم با زندگی من آشنا شده بودند و می‌دانستند مادر ندارم و درس نخوانده‌ام، هيچ کاری بلد نيستم و خلاصه آنکه آينده نامشخصی دارم، بنابراين آمدند با پدرم صحبت کردند و گفتند او بايد برود هنر ياد بگيرد. پدرم موافقت نمی‌کرد اما آنها گفتند اگر قبول نکنيد او را از شما می‌گيريم و به بهزيستی می‌سپاريم.

بنابراين پدرم قبول کرد و من به کارگاه کورس در جاده شهرری رفتم. در آنجا کارگاه تعميرات راديو و تلويزيون، ساعت‌سازی، عکاسی، نقاشی و طراحی، جوشکاری، خياطی و سوادآموزی را آموزش می‌دادند. من در تمام رشته‌های آن کارگاه ثبت نام کردم. در آن کارگاه همه خانم‌ها و آقايان معلول بودند اما در بين آنها آقايی هم بود که سوخته بود، به همين خاطر توجهم به ايشان جلب شد و نگاهش کردم. او هم نگاه کرد. من ديدم دست و صورتش سوخته و بنابراين برای آنکه ناراحت نشود از اينکه به او نگاه می‌کنم، لبخند زدم.

مرا بردند به کلاسی که اين آقا هم بود اما او کلاس اول را می‌خواند و من چهارم را. اين جوان همان بود که بعد همسرم شد. همان روز اول که به آن کارگاه رفتم با ايشان آشنا شدم و خانواده ايشان هم يک روز بعد آمدند به خواستگاری من. بلافاصله هم جواب مثبت دادم چون می‌خواستم زندگی کنم. می‌خواستم کاری کنم که با مردم باشم. به خودم قول داده بودم کاری کنم که تنها نباشم.

روزی که من به آن کارگاه رفتم، من تازه کار بودم اما همسرم از چند ماه قبل آنجا بود. آنجا وقتی همسرم را ديدم گفتند که مسير اين آقا با شما يکی است و می‌توانيد از او کمک بگيريد. ما فرصت پيدا کرديم نيم ساعت با هم پياده‌روی کنيم. در ميدان قيام از سرويس پياده شديم و از آنجا تا چهار راه مولوی را با هم پياده امديم و صحبت کرديم. همسرم جريان زندگی و سوختن‌اش و مشکلاتش را گفت و در پايان گفت وقتی مرا ديد دلش لرزيد و به اين فکر افتاد که با من برای ازدواج صحبت کند. او بيست ساله بود و من شانزده ساله. پدرم موافقت نمی‌کرد اما من گفتم اجازه بده ازدواج کنيم. ما مثل هم هستيم و می‌توانيم همديگر را درک کنيم.

خيلی روزهای سختی داشتيم. درآمد نداشتيم، بايد کرايه خانه می‌داديم، پول دوا می‌داديم و همن‌طور بايد زندگی‌مان را اداره می‌کرديم. سه ماه اموزش ما تمام شد. من همه چيز آنجا را ياد گرفته بودم. تا کلاس چهارم سواد داشتم. به همسرم گفتم بيا خياطی ياد بگير گفت نه، خياطی کار زن‌هاست.من هم گفتم پس من می‌آيم جوشکاری ياد می‌گيرم. در کنار خياطی جوشکاری ياد گرفتم و کنار اينها طراحی و نقاشی را. در کنار همه اينها در کلاس تعميرات راديو و تلويزيون، لحيم کاری می‌کردم. خلاصه اينکه همه آنچه که آنجا آموزش می‌دادند را تا حدودی ياد گرفتم. عکاسی، بافندگی با دست، قلاب‌بافی، آرايشگری و همه چيز را ياد گرفتم و وقتی کلاسم تمام شد از همه‌شان استفاده کردم.

در آن روستا همه را به اسم خانم دکتر می‌شناختند
وقتی کلاس مان تمام شد جمع کرديم و رفتيم به خانه مادر شوهرم در حصه که روستايی حوالی فرودگاه اصفهان است. نزديک به نه سال آنجا ماندم. خانه مادرشوهرم چند تا اتاق داشت و من ازهمه اين اتاق‌ها استفاده کردم. از همان موقع که در بيمارستان بودم، تزريقات را به صورت تجربی ياد گرفته بودم. می‌ديدم چطوری آمپول و سرم می‌زنند و ياد گرفته بودم. علاوه بر اين گلدوزی و بافندگی هم می‌کردم و قالی بافی را هم از مادر و خواهر شوهرم ياد گرفته بودم. خياطی و آموزش خياطی هم که بود.

همه کاری می‌کردم و شايد باورتان نشود در حالی که خودم تا کلاس چهارم بيشتر درس نخوانده بودم، به دانش آموزان راهنمايی درس تقويتی می‌دادم. از يکی ياد می‌گرفتم و به آن يکی ياد می‌دادم. اعتماد به نفسم خيلی بالا بود. در آن روستا همه را به اسم خانم دکتر می‌شناختند. در هشت نه سالی که در آن روستا بودم خيلی چيزها ياد گرفتم. يکی از چيزهايی که ياد گرفته بودم مديريت بود. آموزش رايگان بافندگی انجام می‌دادم، خانم‌ها می‌آمدند ياد بگيرند، کاموا می‌دادم به آنها که ضمن ياد گرفتن، برای من ببافند.

خود من تنهايی در يک ساعت يک ليف می‌بافتم اما وقتی به آنها ياد می‌دادم، در يک ساعت بيست تا ليف برای من می‌بافتند. به آنها ياد می‌دادم که چگونه می‌توانند کلاه ببافند و بعد به آنها کاموا می‌دادم و می‌بردند خانه شان. هم يک کار تازه ياد می‌گرفتند و هم فردای آن روز من بيست تا کلاه داشتم. آنها مفتی ياد می‌گرفتند و من مفتی صاحب کلاه می‌شدم. اين يک بخش از درآمد من بود علاوه بر آن تزريقات، بخيه زدن، آرايشگاه، خياطی و... خلاصه همه کاری می‌کردم.

دارم برای آن روستا مدرسه می‌سازم
من برای مردم آن روستا شخص به درد بخوری بودم. همه کار برای آنها کردم. به خانه هايشان می‌رفتم و برايشان تزريق انجام می‌دادم و همين طور خياطی و آرايش. در آن روستا همه اين کارها را ياد گرفتم. وقتی می‌رفتم اين کارها را در حد اوليه بلد بودم. اما آنجا تمرين کردم، اشتباه کردم و ياد گرفتم. هشت سال آنجا کار کردم و کار ياد گرفتم و آنجا محل آغاز کار و موفقيتم بود. حالا که در اينجا کار می‌کنم و به جز درآمد کارمندهايم، ماهی حداقل بيست ميليون تومان درآمد دارم، آن روستا را فراموش نکرده‌ام و دارم برای آنجا يک مدرسه درست می‌کنم. نقشه آماده شده و به زودی مدرسه را خواهم ساخت.

از اول اعتماد به نفسم بالا بود
همسرم مثل من اعتماد به نفس نداشت. من وقتی با ايشان ازدواج کردم چادر سرم می‌کردم و دست‌هايم هم زير چادر بود و سوختگی صورتم هم چندان ديده نمی‌شد و کسی چندان متوجه سوختگی من نمی‌شد اما همسرم هميشه دستش جلوی دهنش بود که سوختگی‌اش ديده نشود. آن دستش که زياد سوخته بود، هميشه توی جيبش بود. هميشه نگران و سرش پايين بود. من برای اينکه او اعتماد به نفس بيشتری پيدا کند، روسری سرم کردم و سعی کردم دستکش دستم نکنم.

وقتی با او بيرون می‌رفتم سرم بالا بود و هر کس به ما نگاه می‌کرد، لبخند می‌زدم. الان فرهنگ مردم بالاتر رفته. آن موقع تا نگاه می‌کردند می‌گفتند آخی، چی شد که سوختی. من ناراحت نمی‌شدم و جواب می‌دادم اما همسرم خودخوری می‌کرد. او هنوز هم آن اعتماد به نفس لازم را ندارد اما من از همان اول اعتماد به نفس داشتم. الان همسرم با من کار می‌کند. او تاکسی دارد و آژانس کارگاه من است و هر روز از مشتری‌های من می‌گويد که پشت سر من از اخلاق و کار من تعريف می‌کنند.

از اتاق دوازده متری تا زيرزمين ششصد متری
وقتی در کارم رشد کردم به همسرم گفتم برويم تهران، اينجا ديگر جا برای رشد من نيست. آمديم تهران و در خيابان اديب دروازه غار يک اتاق اجاره کرديم. صاحبخانه نداشت. يک اتاق بالا داشت و يک اتاق دوازده متری پايين که من اتاق پايين را اجاره کردم. اين اتاق هم اتاق زندگی ما بود و هم اتاق خواب ما. هم در آن خياطی می‌کردم و هم آرايشگاه داشتم. طراحی و نقاشی را کنار گذاشتم چون درآمدی نداشت.

در اين اتاق دوازده متری با دو بچه قد و نيم قد، با دست خالی کارم را شروع کردم و به يک سال نکشيد که خانه خريدم، شش ماه نکشيد که برای همسرم ماشين خريدم. گفتم با ماشين از خانه بيرون برود سرذوق می‌آيد و روحيه‌اش بهتر می‌شود. يک سال بعد از آن خانه‌ام را عوض کردم و در جای بهتری خانه خريدم. دو سال بعد آنجا را فروختم و آمدم در اميريه خيابان ولی عصر خانه خريدم. کارم خوب بود و علاوه بر اين، تنها کار نمی‌کردم.

فکرم را هم به کار می‌انداختم که کارم اقتصادی تر باشد. روبروی خانه ما يک مسجد بود. من زيرزمين آن را اجاره کردم و کارم را به آنجا بردم. آن زيرزمين ششصدمتر بود و ششصدمتر برای کار من خيلی خوب بود. نود نفر خياط را استخدام کردم. اين نود نفر هرکدام هر روز چهارعدد لباس می‌دوختند و جمع کارشان سيصد و پنجاه شصت عدد لباس می‌شد و کارم به اين صورت گسترش می‌يافت. از اين حدود چهارصد عدد لباس، دويست عدد خرج اجاره و دستمزد خياط‌ها می‌شد و بقيه آن به من می‌رسيد. بنابراين درامد من به خوبی بالا رفت.

ويژگی‌های کار من
کار من با کارهمه فرق می‌کند. مشتری‌ها می‌آيند، می‌نشينند، لباس‌شان آماده می‌شود و آن را می‌برند. اين روش را من از همان روستای حصه اصفهان شروع کرده بودم و به خوبی آن را انجام دادم و می‌دهم. از همان جا هم کار دسته جمعی را آغاز کرده بودم و هنوز ادامه می‌دهم. می‌خواستم در ميان مردم باشم. می‌خواستم مردم مرا ببينند و به کارهای که می‌کنم اعتماد و به من احتياج داشته باشند. وقتی مشتری می‌بينند کاری را که ديگران پنجاه هزار تومان می‌گيرند، من پانزده هزار تومان می‌گيرم و کارش هم زود آماده می‌شود، معلوم است که به من اعتماد می‌کنند و دوباره پيش من می‌آيند.

آن خانه دوازده متری، يک اتاقک کوچک زير پله داشت و من آنجا يک صندلی گذاشتم، يک آرايشگر حرفه‌ای آوردم و گفتم اينجا کار کن، هر چه درآوردی، نصف مال تو، نصف مال من. در همان اتاق دوازده متری هم، چهار نفرخياط آورده بودم، روی زمين می‌نشستند، خياطی می‌کردند و بعد چرخ هايشان را هول می‌دادند کنار ديوار و می‌رفتند. من هم به کار آنها نظارت می‌کردم، برش می‌زدم، آشپزی و بچه داری‌ام را می‌کردم.

از همان جا مديريت بر تعداد زيادی آدم را تمرين کردم و رسيدم به زيرزمين مسجد که نود نفر کارگر را داره می‌کردم. نود نفر خيلی زياد است. آنها هر کدام اگر يک مشکل کوچک حل نشده داشتند، کارم درست پيش نمی‌رفت بنابراين يک خانم را استخدام کردم که با خياط‌ها مشاوره کرد و نظرات و مشکلات آنها را جمع و دسته بندی می‌کرد و به من گزارش می‌داد. جوابگوی مشتری‌ها هم همين خانم بود. يک خانم خوش برخورد و صاحب درک را استخدام کرده و به او حقوق خوب می‌دادم تا کارها را زير نظر داشته باشد. بعد گفتم چرا خودم وقت بگذارم برای بچه داری و آَشپزی. مستخدم گرفتم که در خانه آشپزی کند و همين طور پرستاری که بچه‌هايم را نگه دارد. يعنی از وقتم درست استفاده می‌کردم و ضمن استفاده درست از وقتم، کارآفرينی می‌کردم و به درد مردم می‌خوردم.

[

  آموزشگاه رايگان
هميشه سعی کردم به مردم کمک کنم. من به اندازه لازم دارم و بيشتر از آن احتياج ندارم. هر ماه برای رضای خدا دو سه تا جهيزيه می‌دهم. جهيزيه آن چنانی نيست اما آنقدری هست که دو جوان بتوانند زندگی شان را شروع کنند. سعی می‌کنم برای آنها که نمی‌توانند عروسی آسان بگيرم تا جايی که می‌توانم کمک می‌کنم که آنها که نيازمندند بتوانند زندگی شان را آغاز کنند.

خياط‌هايی که اينجا کار می‌کنند و خياط‌هايی حرفه‌ای هم هستند را، خودم آموزش داده ام. کار ديگری که در اينجا انجام می‌دهم آموزش رايگان است. خودم آموزش نمی‌دهم. مربی می‌گيرم و او با درسی که خوانده می‌آيد اينجا درس می‌دهد. سيستم آموزش رايگان ما با آموزشگاه‌های ديگر فرق می‌کند. من از تجربه سی و هشت سال کارم استفاده می‌کنم و آنها که اينجا آموزش می‌بينند، خياطی را بهتر ياد می‌گيرند.

در اينجا از آنهايی که ندارند و نمی‌توانند پول بدهند، چيزی نمی‌گيريم و آنها که دارند و می‌توانند شهريه بدهند، خودشان شهريه می‌دهند و ما از اين شهريه که می‌گيرم به مربی حقوق می‌دهيم. من به آنها که اينجا آموزش می‌بينند کمک می‌کنم مزون بزنند و يا آنها را استخدام می‌کنم. نمی‌گويم هزاران نفر اما صدها نفر در اين آموزشگاه، آموزش ديده‌اند. خيلی از آنها در خانه يا جاهايی که اجاره می‌کنند کار می‌کنند. درآمد خوبی دارند. بيست و دو نفر هم هستند که پيش من کار می‌کنند و همه را هم بيمه کرده ام.

با فکر کار کردم که به اينجا رسيدم
در طبقه بالای خياطی، آرايشگاه ماست. در اين آرايشگاه دوازده نفر کار می‌کنند. مشتری که به اينجا می‌آيد و پارچه را می‌دهد، بسته به نوع کار، يکی دو ساعت وقت دارد که می‌تواند از آن استفاده کند. او در اين فاصله به آرايشگاه سرمی‌زند و از وقتش درست استفاده کند. قيمت خدمات آرايشگاه ما هم يک چهارم جاهای ديگر است، بنابراين برايشان می‌صرفد که به خياطی و آرايشگاه ما بيايند و می‌آيند. سياست کاری‌مان را بر اين اساس که مشتری از وقتش درست استفاده کند تعيين کرديم و اين چيزی نيست که مردم متوجه آن نباشند. خانم‌ها می‌آيند به چند کارشان با قيمت خيلی پايين‌تر می‌رسند و اين به نفع همه ماست.

ما دستمزد کمتری می‌گيريم اما چون مشتری ما زياد است، درآمد بالايی داريم. الان آرايشگاه‌ها بايد بنشينند تا مشتری بيايد اما در آرايشگاه ما مشتری‌ها صف می‌کشد. دختران من در آنجا کار می‌کنند. دختر بزرگم مهندسی گياه پزشکی خوانده است. دختر ديگرم ليسانس طراحی و ژورنال شناسی را خوانده است که مربوط به کار من می‌شود. وقتی من نيستم دخترم برش می‌زند. برش زدن در خياطی خيلی مهم است. ما اصلا از سانتی متر استفاده نمی‌کنيم. به مشتری نگاه می‌کنيم و لباس را برش می‌زنيم.

مشتری‌های جديد از اين شکل کار ما تعجب می‌کنند اما ما به کارمان خيلی وارد هستيم و آنها بعد که می‌بينند لباس‌شان چقدر خوشگل شد می‌روند تبليغ کار ما را می‌کنند. پارچه می‌خرند و تا شوهرشان همين اطراف چهار تا مغازه را نگاه می‌کند، با لباس آماده و شيک به او ملحق می‌شوند. با فکر کار کردم که به اينجا رسيدم.


از سوختن هم برکت ساختم
وقتی شش ساله بودم، نامادری‌ام برای آنکه مرا تنبيه کند، وقتی از خانه بيرون می‌رفت می‌گفت يک جا بنشينيم و تکان نخورم. من هم بچه بودم و بلند می‌شدم اين طرف و آن طرف می‌رفتم و بريز و بپاش خودم را می‌کردم و او برمی گشت و مرا تنبيه می‌کرد چون می‌فهميد بلند شده‌ام. دو سه بار که کتک خوردم، فکر کردم ببينم او از کجا می‌فهمد. به اين نتيجه رسيدم که او مرا روی گل‌های قالی می‌نشاند و جای مرا نشان می‌کند.

اين دفعه خودم جا را معلوم کردم و وقتی رفت بلند شدم هر کار که دوست داشتم کردم و در پايان وقتی صدای در را شنيدم دويدم رفتم تا همان جا که او مرا در آن نشانده بود. وقتی وارد شد گفت تنبيه نمی‌شوی چون از جايت تکان نخورده‌ای. من از همان موقع فهميدم اگر فکر کنم کتک نمی‌خورم. نداشتن مادر باعث شد من خود ساخته شوم. گلی که در گلخانه و در شرايط خوب می‌رويد خيلی زود پژمرده می‌شود و عمرش به پايان می‌رسد اما گل‌هايی که در صحرا می‌رويند سفت و محکم می‌شوند.

من اگر مادر داشتم شايد مثل اغلب خانم‌های معمولی بودم اما چون مادر نداشتم خيلی سختی کشيدم و محکم تر شدم. باران و باد مرا تکان نداد و از بين نبرد. وقتی که بچه بودم هميشه جای خالی مادر را احساس می‌کردم اما الان فکر می‌کنم اين قسمتم بود که اينقدر سفت و محکم بشوم. من در بيمارستان خيلی سختی کشيدم. در طول سه سال بيست و پنج بار عمل شدم ما الان فکر می‌کنم حتی اين سوختگی هم برای من خير و برکت داشت. درست است سختی کشيدم اما در کنار آن کلی هم لذت بردم. الان خانواده اهلی و سالمی دارم، بچه‌هايم تحصيلات بالايی دارند و موفق هستند و شوهران موفقی دارند و زندگيم خدا را شکر خوب است.



به نفع خودشان است برايم تبليغ کنند
پارچه فروش‌ها هم برای من تبليغ می‌کنند چون هم کارم خوب است و هم با قيمت مناسبی کارم را ارائه می‌دهم بنابراين آنها برای خودشان هم که باشد آدرس مزون مرا به مشتريان خودشان می‌دهند. اينها به خاطر آن است که از فکرم استفاده کردم و به سيستمی کار می‌کنم که همه تشويق می‌شوند من برايشان لباس بدوزم. پارچه فروش با پول خودش از روی کارت من، کارت چاپ می‌کند و به واسطه اينکه من لباس را زود تحويل می‌دهم، تبليغ کار مرا می‌کند تا پارچه خودش را هم بفروشد.

از موفقيت ديگران شاد می‌شوم
از اينکه از من دعوت می‌کنند تا به عنوان کسی که در کارش موفق بوده به ديگران روحيه بدهم خوشحالم. سعی می‌کنم اگر الگو هستم، الگوی بهتر و موفق‌تر و بيشتر با ارزش باشم. درتمام زندگيم سعی کردم آدم به درد بخوری باشم. از اينکه می‌توانم با فکرم به ديگران کمک کنم لذت می‌برم. خانم‌ها زنگ می‌زنند و می‌گويند من جا دارم، کار بلد هستم اما عرضه ندارم کاری انجام بدهم و من می‌گويم بيايند اينجا و ببينيد من چه کاری انجام می‌دهم.

می‌آيد اينجا و من نتيجه سعی و هشت سال تجربه‌ام را در عرض يک ساعت در اختيارشان قرار می‌دهم. کسی که اهل کار باشد با اين حرف‌ها و آن چيزهايی که می‌بيند راه خودش را پيدا می‌کند و بعد از چند وقت به من زنگ می‌زند و می‌گويد حاج خانم، چند تا خياط دارم، اينقدر مشتری دارم و من خوشحال می‌شوم از اينکه کمک کرده‌ام يک انسان ديگر موفق باشد.

توصيه‌های من به خانم‌ها
خانم‌ها در خانه شان خيلی کارها می‌توانند انجام دهند. می‌توانند در گوشه خانه‌شان در يک فضای يک متر در يک متر و نيم، يک چرخ بگذارند و درآمد خيلی بالا، حتی بيشتر از درآمد همسرشان داشته باشند. همه احتياج به لباس دارند اما خيلی‌ها خياطی دوست ندارند. عيبی ندارد. خياطی نکنند. می‌توانند آرايشگری انجام بدهند. آرايشگری جا و امکانات می‌خواهد؟ عيبی ندارد، کار ديگر بکنند. يک کار راحت‌تر. تحصيلات که دارند، می‌توانند درس تقويتی بدهند.

نمی‌توانند درس بدهند و اعصاب ندارند؟ آشپزی ياد بگيرند، آشپزی ياد بدهند. الان کيک و شيرينی و خيلی چيزهای ديگر هست که با آنها خيلی کارها می‌شود کرد. نمی‌توانند اين کار را بکنند؟ اشکالی ندارد. پرستار بچه بشوند. خانمی هست که خودش کارمند است و می‌خواهد بچه‌اش را در يک جای مطمئن نگه دارد، می‌رود سرکارش و بچه‌اش را می‌گذارد پيش خانمی که خانه‌دار است و اين بچه هم با بچه‌اش بازی می‌کند و هم او يک کمک خرج برای زندگيش فراهم می‌کند. خيلی کارها می‌شود کرد.

من الان دور از جان، ديابت دارم، پوکی استخوان دارم، آسم دارم، کبدم بزرگ شده، چربی و فشار خون دارم و روزی سی و دو عدد قرص می‌خورم و اگر سرماخوردگی هم داشته باشم، اين قرص هم اضافه می‌شود اما هيچ وقت از تلاش نايستادم و هميشه سعی کردم هم کارم را بهتر کنم و هم برای خودم، خانواده‌ام و جامعه‌ام مفيدتر باشم. سه سال قبل رفتم کلاس رانندگی اما به خاطر ديابتم بينايی‌ام کم شد و نتوانستم رانندگی کنم بنابراين رفتم با نوه‌هايم اسمم را در کلاس کامپيوتر نوشتم تا روحيه‌ام را از دست ندهم. الان هم دارم تصميم می‌گيرم که چه کاری انجام بدهم که بهتر باشد. در آوه گلخانه زده‌ام.

هميشه ورد زبان همسرم هستم. او و فرزندانم به من افتخار می‌کنند و اين باعث خوشحالی و افتخار من است. در اول زندگيم دعا کردم می‌گفتم خدا، اگر به من بچه‌ای دادی کاری کن که آنها به پدری و مادری که اين وضعيت را دارند افتخار کنند. الان بچه‌هايم مرا با افتخار به دوستانشان معرفی می‌کنند و بابت اين موضوع شکر خدا را می‌کنم. من سال‌ها زحمت کشيده‌ام که بچه‌هايم وقتی بزرگ شدند به من و پدرشان افتخار کنند. از هر کدام از دخترهايم دو نفر دارم و اين چهار نوه هم همين احساس را نسبت به ما دارند.

تاریخ : یکشنبه 09 آذر 1393
بازدید : 363
نویسنده : msahand

پروستات
آنچه هر مردی باید بداند

 

 

 

دستگاه ادراری-تناسلی مردان. پروستات با دایره مشخص شده است

 

پروستات، غده‌ای به اندازه یک گردوست که با افزایش سن، حضور خود را به مردان یاد آوری می‌کند.
اندازه این غده، بین ۳۰ تا ۵۰ سالگی، تقریبا هر ۴.۵ سال یکبار دو برابر می‌شود
و مشکلات ادراری برای مردان ایجاد می‌کند. سرطان این غده شایعترین سرطان مردان است.

کسب آگاهی درباره این غده و دو بیماری شایع آن، بزرگ شدن خوش خیم (BPH) و سرطان پروستات یکی از ضرورت‌های بهداشتی برای مردان است.


پروستات

پروستات، غده ای به بزرگی تقریبا یک گردو (۲۰ تا ۲۵ گرم) زیر مثانه قرار دارد
و میزراه (urethra)، مجرایی که ادرار را از مثانه به بیرون منتقل می کند،
از وسط پروستات عبور می‌کند.

کار پروستات ترشح مایعاتی است که مواد لازم را برای تقویت و تغذیه اسپرم فرام می آورد
و آن را در مقابل مواد موجود در ادرار محافظت کند (مجرای خروج اسپرم و ادرار یکی است).
) فعالیت بی رویه در جوانی، موجب استهلاک پروستات شده و در سنین بالا عوارض آن نمایان خواهد شد.)

هفتاد درصد ترشحات مایع منی را پروستات ترشح می‌کند.

انجام عمل جراحی پروستات بر روی آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران امروز در رسانه های خبری فارسی زبان بازتابی گسترده یافته است. این گزارش ها علاوه بر جنبه های خبری و سیاسی، موضوع بیماری پروستات در مردان را هم در معرض توجه قرار داده است

پروستات با افزایش سن بزرگ می‌شود
و بویژه از پنجاه سالگی به بعد مردان علائم بزرگی آن را تجربه می‌کنند.

اندازه این غده، بین ۳۰ تا ۵۰ سالگی، تقریبا هر ۴.۵ سال یکبار دو برابر می‌شود،
اما از آن به بعد سرعت بزرگ شدن پروستات کاهش پیدا می‌کند.

بزرگ شدن پروستات به معنای بدخیمی نیست، اما می‌تواند به بدخیمی تبدیل شود.

بزرگ شدن خوش‌خیم پروستات (BPH)

مجرایی که ادرار را از مثانه به بیرون منتقل می کند،
از وسط پروستات عبور می‌کند.
بزرگ شدن پروستات باعث تنگ یا بسته شدن این مجرا می‌شود و علائم ادراری ایجاد می‌کند.


هشتاد درصد مردان تا هفتاد سالگی دچار بزرگی پروستات می‌شوند.

بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی بزرگی پروستات کیفیت زندگی ۴۰ درصد مردان
و بین هشتاد تا نود سالگی کیفیت زندگی نود درصد مردان را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جراحی برای درمان بزرگی پروستات

·         عفونت ادراری مکرر

·         دفع خون از ادرار

·         بسته شدن مجرا و احتباس ادرار

·         سنگ مثانه

·         آسیب کلیوی به علت انسداد راه ادرار

با این حال ظهور علائم بزرگی پروستات پیش از ۴۵ سالگی معمول نیست.

درمان بزرگی پروستات به میزان بزرگی و شدت علائم بستگی دارد.
وقتی علائم خفیف هستند "انتظار هشیارانه" توصیه می‌شود.

این عارضه همیشه به جراحی نیاز ندارد و درمان دارویی می‌تواند در کنترل آن کاملا موفق باشد.
تغییر سبک زندگی هم در درمان اهمیت دارد.

وقتی فردی تحت درمان دارویی قرار می‌گیرد باید هر شش ماه دوباره تحت بررسی و معاینه قرار گیرد
و هر سال باید اندازه‌گیری PSA (آنتی‌ژن اختصاصی پروستات)
و معاینه پروستات از راه معقد انجام شود.

با این حال احتمال دارد پس از مدتی درمان دارویی نیاز به جراحی پیش بیاید.

سرطان پروستات

سرطان پروستات معمولا در مردان مسن رخ می‌دهد.
در بسیاری موارد رشد سرطانی کند است
و امید به زندگی فرد را چندان تحت تاثیر قرار نمی‌دهد
و حتی ممکن است برای آن درمانی در نظر گرفته نشود.

اما مواردی هم هست که بیماری سریع و تهاجمی رشد و گسترش پیدا کند.

 

سلول‌های سرطانی پروستات


مثل تمام سرطان‌ها هر چه بیماری در مراحل اولیه تشخیص داده شود
موفقیت درمان بیشتر است،
اما درمان‌های فعلی تا حد زیادی موفق هستند و حداقل می‌توانند سرعت پیشرفت بیماری را کم کنند.

درمان سرطان پروستات الزاما جراحی نیست
و با در نظر گرفتن برخی ملاحظات از جمله سن بیمار و وضعیت تومور
(محدود بودن به پروستات یا توسعه آن به بافتهای اطراف یا اعضای دورتر)
ممکن است نیازی به درمان نداشته باشد، یا با جراحی و پرتو درمانی و هورمون درمانی درمان شود.

تشخیص اولیه با معاینه از راه معقد و اندازه‌گیری PSA در خون
و گاهی سونوگرافی است ولی تشخیص قطعی با نمونه برداری است.

PSA

آنتی ژن اختصاصی پروستات در بیماری‌های پروستات بالا می‌رود.
این آزمایش باید برای تمام مردان بالای پنجاه سال که انجام آن را درخواست می‌کنند انجام شود.

باید در نظر داشت که بالا بودن
PSA لزوما به معنای سرطان پروستات نیست
و در بزرگی خوش‌خیم پروستات هم ممکن است بالا رود
.


گاهی بالا بودن PSA اولین نشانه سرطان پروستات است،
حتی قبل از ظهور علائم بالینی.

با این حال باید به تمام مردان ۵۰ تا ۶۹ ساله توضیح داد که
اندازه‌گیری PSA ممکن است فواید محدودی داشته باشد
و حتی شاید باعث تشخیص نابجا، نگران شدن فرد یا درمان نابجا بشود.

اندازه‌گیری PSA در مردان زیر پنجاه سال،
بالای ۶۹ سال و کسانی که بعلت بیماری‌های دیگر امید به زندگی بیشتر از ده تا ۱۵ سال ندارند توصیه نمی‌شود.


علائم ادراری ناشی از بیماری پروستات

·         باریک شدن جریان ادرار و طولانی تر شدن مدت زمان لازم برای تخلیه کامل مثانه.

·         دیر برقرار شدن جریان ادرار، فرد مدتی باید منتظر بماند تا جریان برقرار شود.
علاوه بر این ممکن است در حین ادرار کردن، جریان ادرار قطع و وصل شود
یا برای برقراری ادرار نیاز به زور زدن باشد.

·         نشت ادرار، خروج ادرار بعد از تخلیه مثانه که ممکن است لباس زیر را آلوده کند.

از عوامل زمینه‌ساز سرطان پروستات
می‌توان به سابقه خانوادگی، نژاد، نوع تغذیه و سیگار اشاره کرد
.

·         تکرر ادرار، فرد بیش از حد معمول نیاز به دستشویی و ادرار کردن پیدا می‌کند.
معمولا اولین علامتی است که در بیماری پروستات بروز می‌کند.

·         نیاز به تخلیه سریع ادرار به نحوی که فرد باید به سرعت خود را به دستشویی برساند
در غیر این صورت ادرار از او خارج می‌شود.

·         تخلیه ناکامل مثانه،
پس از ادرار کردن فرد احساس می‌کند که مثانه‌اش کاملا تخلیه نشده است
حتی اگر بارها به دستشویی برود.
گاهی بلافاصله پس از ادرار کردن، فرد دوباره قادر است ادرار کند.

·         ادرار شبانه، فرد مجبور می‌شود شب‌ها چند بار بیدار شود و به دستشویی برود.

هفت سوال اصلی

برای روشن شدن اینکه آیا شواهدی از بیماری پروستات وجود دارد یا نه هفت سوال اصلی وجود دارد:

۱- هر چند وقت یک بار این احساس را دارید که مثانه‌تان کاملا تخلیه نشده است؟

۲- چقدر برایتان پیش می‌آید که در فاصله کمتر از دو ساعت دوباره نیاز به ادرار کردن پیدا کنید؟

۳- چقدر برایتان پیش می‌آید که در یک بار دستشویی رفتن جریان ادرار شما چند بار قطع و وصل شود؟

۴- چقدر برایتان پیش می‌آید که نتوانید برای ادرار کردن صبر کنید و جلوی خود را بگیرید؟

۵- چقدر برایتان پیش می‌آید که جریان ادرار شما ضعیف یا باریک باشد؟

۶- چقدر مجبور می‌شوید برای ادرار کردن زور بزنید؟

۷- معمولا در طول شب چند بار برای ادرار کردن از خواب بیدار می‌شوید؟

بطور متوسط سرطان پروستات در ۷۰ تا ۷۴ سالگی تشخیص داده می‌شود.

 

 

 

 


تاریخ : یکشنبه 09 آذر 1393
بازدید : 375
نویسنده : msahand
 

 

 
x
 

 

     
 
   
 
 
 
Displaying image001.jpg 

 

غذاهايي كه بايد با يكديگر خورده شوند:


روغن زیتون + برگ اسفناج = کاهش دهنده فشار خون

همبرگر + آواکادو = کاهش چربی همبرگر

چای + لیموترش = افزایش ویتامین ث

دارچین + تقويت سيستم ايمني بدن = فلفل سياه

اسفناج + پرتقال = تامین ویتامین ث مورد نیاز بدن

 

 

 

 

 

   
 
 
 
 

تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 580
نویسنده : msahand
 

 آخـه اين کـارها، کـار آدم عاقـله ؟!

 
x

 

     
t
  
 
-- -----
  "

: آخـه اين کـارها، کـار آدم عاقـله ؟

 
 
~>
 
._,_alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


alt


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


alt


alt


alt


alt


alt


 

 

 




 
 
 

__._,_.___
 



 
                 
 


 
.

__,_._,___
   
 
 
 
 

تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 428
نویسنده : msahand


چپ‌دستی به مفهوم تمایل طبیعی افراد در استفاده از دست چپ برای انجام کارهای گوناگون و بویژه نوشتن است. بطور طبیعی، بیشتر انسان‌ها راست‌دست هستند به این معنا که برای انجام کارهای روزمره، استفاده بیشتری از دست راست به عمل می‌آورند. مطالعات گوناگون نشان می‌دهد که در جوامع مختلف، ۷۰ تا ۹۰ درصد جمعیت، راست‌دست هستند. بقیهٔ این افراد عمدتاً چپ‌دست هستند. بیست و دوم مرداد هر سال به نام روز جهانی چپ‌دست‌ها نامگذاری شده ‌است. گزارشی که در ادامه این ایمیل می بینید از مشهورترین چهره‌های چپ‌دست ایران و جهان نام برده شده است.
 

ارسطو

alt

ارسطو در سال ۳۸۴ پيش از ميلاد در مقدونيه متولد شد و در سال ۳۲۲ پيش از ميلاد درگذشت. ارسطو از فیلسوفان یونان باستان بود. او که یکی از مهم‌ترین فیلسوفان غربی به حساب می‌آید شاگرد افلاطون و آموزگار اسکندر مقدونی بود. تالیفات او در زمینه‌ها و رشته‌های گوناکون من‌جمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیست شناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بوده‌اند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین فیلسوفان یونان باستان بوده ‌است. او در زمان خود به چپ دستی شهرت داشت.



افلاطون

alt

آریستوکلس ملقب به افلاطون یا پلاتون دوّمین فیلسوف از فیلسوفان بزرگ سه‌گانه یونانی (سقراط، افلاطون و ارسطو) است. افلاطون نخستین فیلسوفی است که آثار مکتوب از او به جا مانده است. همچنین بسیاری او را بزرگترین فیلسوف تاریخ می دانند. او در زمان خود به چپ دستی شهرت داشت.



ژولیوس سزار

alt

ژولیوس سزار یا قیصر یکصد سال پیش از میلاد به دنیا آمد. او رهبر نامدار سیاسی و نظامی جمهوری روم بود. او ۴۴ سال پیش از میلاد درگذشت. دو سال پس از مرگ ژولیوس سزار، سنای روم او را یکی از خدایان روم شناخت. او نیز از مشهورترین افراد چپ‌دست تاریخ است.



لئوناردو داوينچى

alt

لئوناردو داوينچى نه تنها يک هنرمند برجسته، بلكه همچنين يک نابغه و دانشمند بزرگ در تمامى رشته‌هاى دانش و فن دوره رنسانس بود. دوران زندگى این هنرمند چپ‌دست به عنوان يک نقاش، بسيار درخشان بود، اگر چه او تنها تصاوير اندكى را به پايان رساند. علاقه او به انجام آزمايش‌هاى علمى در بسیاری از موارد وقتى براى كارهاى ديگر برايش باقى نمی‌گذاشت.



لودویگ فان بتهوون

alt

لودویگ فان بتهوون روز ۱۷ دسامبر سال ۱۷۷۰ در شهر بن به دنیا آمد. پدرش دیوانه‌وار عاشق موسیقی بود و می‌خواست به هر ترتیبی شده، از پسر خود نوازنده‌ و موسیقی‌دانی چیره‌دست بسازد. الگوی پدر٬ موتزارت بود، آهنگسازی که در ۶ سالگی عالم هنر را مبهوت خود کرده بود. او نیز در زمره چپ‌دستان مشهور تاریخ است.



فریدریش نیچه

alt

فریدریش نیچه (۱۸۴۴-۱۹۰۰) فیلسوف، شاعر و آهنگساز آلمانی بود. در تاریخ تفکر جهان، نیچه اندیشمندی بی‌بدیل است. از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفهٔ امروزی بر مبنای سؤالات بنیادینی دربارهٔ بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌ است. او نیز در زمره چپ دستان مشهور تاریخ است.



ماری کوری

alt

ماری کوری متولد سال ۱۸۶۷ فیزیکدان و شیمی‌دان لهستانی بود. او نخستین دانشمندی است که دوبار جایزه نوبل را در رشته‌های فیزیک و شیمی گرفت. مادام کوری در سال ۱۹۳۴ در سن ۶۲ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان خون از دنیا رفت. او به‌دلیل تحقیق بر روی رادیوم که ماده‌ای سرطان‌زا است، در گذشت.



چارلی چاپلین

alt

چارلی چاپلین یکی از مشهورترین بازیگران و کارگردانان سینما و برنده‌ی جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند. او که بیش از ۶۵ سال در زمینه سینما فعالیت کرد، از جمله چپ‌دستان مشهور تاریخ است.



مهاتما گاندی

alt

مهاتما گاندی سیاستمداری بود با اصول اخلاقی که می‌خواست بدون به‌کارگیری خشونت و با اتکا بر درستکاری و حقیقت با حکومت استعمارگر بریتانیا در هند مبارزه کند و کشورش را به استقلال برساند. گاندی روز ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸، به قتل رسید.



آلبرت اينشتين

alt

آلبرت اينشتين يكى از مشهورترين پژوهشگران چپ‌دست تاريخ محسوب می‌شود. پروفسور ژوليده‌مو در سال ۱۹۰۵ يک سرى از كارهاى تحقيقى خود را ارائه نمود، كه پايه‌هاى دانش آن زمان را به‌شدت به لرزه درآوردند. تئوری‌هاى انقلابى او درباره فضا و زمان، اركان اساسى علم فيزيک شدند و زمينه علوم طبيعى مدرن را فراهم كردند.



گونتر گراس

alt

گونتر گراس، نویسنده و هنرمند پرآوازه‌ی آلمانی و دارنده جایزه نوبل ادبی است. او از سال ۱۹۶۱، از آغاز شکل‌گیری "جمهوری فدرال آلمان"، همواره در صفوف سوسیال دموکرات‌ها، برای پیروزی این حزب فعالیت کرده است. صدراعظم‌های سوسیال دموکرات آلمان چون ویلی برانت، هلموت اشمیت و گرهارد شرودر بارها یاد‌آور شده‌‌اند که بخش بزرگی از موفقیت خود را مدیون فعالیت‌های پیگیرانه‌ی این نویسنده‌ی محبوب بوده‌اند.



استیو مک‌کوئین

alt

استیو مک‌کوئین، متولد سال ۱۹۳۰ بازیگر مشهور آمریکایی است که در سال ۱۹۸۰ درگذشت. اولین نقش آفرینی او در فیلم علمی‌تخیلی "حباب" بود. وی که ملقب به "سلطان خونسردی" و در زمان خود یکی از مظاهر فرهنگ ملی بود، نیز از چپ‌دستان مشهور تاریخ است.



جیمی هندریکس

alt

جیمی هندریکس در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ در شهر سیاتل در شمال غرب آمریکا به دنیا آمد. بخش مهمی از زندگی این گیتاریست چپ‌دست و خواننده بزرگ به اجرای کنسرت گذشت و کم نیستند کنسرت‌هایی از او که چون رویدادی تاریخی در ذهن عاشقان موسیقی راک حک شده‌اند. او روز هجدهم سپتامبر سال ۱۹۷۰، در سن ۲۷ سالگی در لندن از دنیا رفت.



گوگوش

alt

فائقه آتشین معروف به گوگوش متولد سال ۱۳۲۹ در تهران، خواننده و هنرپیشه مشهور ایرانی است. او از خوانندگان تاریخ موسیقی ایران است که در سایر کشورهای آسیای میانه و خاورمیانه نیز هواداران بسیاری دارد. گوگوش از جمله چپ‌دستان معروف ایرانی است.



باراک اوباما

alt

باراک اوباما رئیس‌جمهور فعلی ایالات متحده آمریکا نیز از جمله چپ‌دستان مشهور تاریخ معاصر است. او که در سال ۱۹۶۱ میلادی به دنیا آمده، چهل و چهارمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا است. او در صف برندگان جایزه صلح نوبل نیز قرار دارد.



رضا پهلوی

alt

رضا پهلوی متولد ۹ آبان سال ۱۳۳۹ در تهران، نخستین فرزند محمدرضا پهلوی و فرح دیبا است. او نیز از چپ‌دستان معروف ایرانی است.



نیکول کیدمن

alt

نیکول کیدمن بازیگر آمریکایی استرالیایی از جمله چپ‌دستان معروف است. او که متولد سال ۱۹۶۷ و برنده جایزه اسکار است، به خوانندگی نیز پرداخته ‌است.



آنجلینا جولی

alt

آنجلینا جولی متولد سال ۱۹۷۵ بازیگر آمریکایی و "سفیر حسن‌نیت سازمان ملل متحد در امور پناهندگان" است. او بارها توسط مجله‌ها و در مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین و جذاب‌ترین بازیگر انتخاب شده است. جولی سه بار جایزه گلدن گلوب و یک بار جایزه اسکار را کسب کرده است.



لیدی گاگا

alt

لیدی گاگا خواننده، ترانه‌سرا و آهنگ‌ساز آمریکایی است. مجله فوربس لیدی گاگا را یازدهمین زن قدرتمند جهان در سال ۲۰۱۱ معرفی کرد. لیدی گاگا پس از مایکل جکسون، اولین انسانی است که هوادارانش در فیس‌بوک از مرز ۱۰ میلیون کاربر گذشت. لیدی گاگا که علاوه بر ترانه‌ها و موزیک ویدئوهای جنجالی‌اش، به خاطر نحوه‌ی عجیب لباس پوشیدنش نیز شهرت دارد.



اسحاق نیوتن

alt

سِر آیزاک (یا اسحاق) نیوتن فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره شناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بوده‌ است. او نخستین کسی است که قواعد طبیعی حاکم بر گردشهای زمینی و آسمانی را کشف کرد. از نظر پژوهشگران نیوتن یک یکتاپرست بود که به پیش گویی‌های کتاب مقدس ایمان داشت. وی باور داشت جهان در سال ۲۰۶۰ میلادی پس از جنگ نیکی و بدی که در آن نیکی به پیروزی می‌رسد، به پایان می‌رسد.



پیکاسو

alt

پابلو روئیز پیکاسو نقاش، طراح صحنه، پیکرتراش، گراورساز و سرامیک کار اسپانیایی و یکی از برترین و تاثیرگذارترین هنرمندان سده ۲۰ میلادی بود. او به همراه ژرژ براک، نقاش و پیکرتراش فرانسوی، سبک کوبیسم را پدید آورد. از جمله آثار مشهور او می توان به دوشیزگان آوینیون و گرنیکا اشاره کرد. پیکاسو بیشتر عمر خود را در فرانسه به سر برد. او در زمان خود به چپ دستی شهرت داشت.



ویلیام شکسپیر

alt

ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه‌نویس انگلیسی است که وی را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی دانسته‌اند. وی در ۲۶ آوریل سال ۱۵۶۴ در انگلستان در شهر استراتفورد متولد شد. شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصربه‌فرد است و برخی او را بزرگ ترین نمایشنامه نویس تاریخ می‌دانند، اما بسیاری از حقایق زندگی او مبهم است.



بیل گیتس

alt

ویلیام هنری گیتس سوم، مشهور به بیل گیتس در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ میلادی در سیاتل، مرکز ایالت واشنگتن آمریکا زاده شد. او و پل آلن شرکت مایکروسافت را پایه ریزی نمودند. گیتس به‌عنوان مدیر عامل و مدیر معماری نرم‌افزار در شرکت مایکروسافت فعّالیّت کرده ‌است. بر پایهٔ مجلّه فوربس بیل گیتس در سال ۲۰۰۸ میلادی، سومین مرد ثروتمند جهان پس از وارن بافت سرمایه‌دار آمریکایی و کارلوس اسلیم بازرگان مکزیکی است. وی تا پیش از این بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۷ میلادی ثروتمندترین مرد جهان بود و دارایی‌های او معادل ۶۵ میلیارد دلار برآورد شده بود.

بیل گیتس در دنیا به‌عنوان بنیان‌گذار تحول در رایانه‌های شخصی بسیار مشهور است. گیتس همواره تلاشهای خیرخواهانه متعددی را نیز تعقیب کرده ‌است و در این راستا بنیاد بیل و ملیندا گیتس را در سال ۲۰۰۰ تأسیس کرده‌ است. بیل گیتس از جمله چپ‌دستان مشهور تاریخ معاصر است.



آمیتاب باچان

alt

آمیتاب باچان؛ زادهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۴۲ در الله‌آباد هند، بازیگر، تهیه کننده، خواننده و مجری تلویزیونی فیلم‌های بالیوود در کشور هند است. او از سال ۱۹۶۹ و با فیلم سیاه و سفید "هفت هندی" پا به سینما گذاشت و از آن پس همیشه از مطرح‌ترین چهره‌های سینمای هند بوده ‌است. او تا بحال دوازده بار جایزه فیلم فیر، جایزه اصلی فیلمهای هندی، را از آن خود کرده‌ است. او که یکی از بهترین بازیگران سینمای هند و یکی از گران‌قیمت‌ترین ستارگان در این زمینه می‌باشد، چپ دست نیز هست.



نوشاد عالمیان

alt

نوشاد عالمیان که در ۳۰ آبان ۱۳۷۰ در بابل به دنیا آمده، یکی از چهره‌های موفق تنیس‌ روی میز ایران است. او در المپیک تابستانی ۲۰۱۲ در لندن توانست در نخستین بازی خود حریف چینی‌تبار استرالیایی‌اش را شکست دهد. این، نخستین پیروزی پینگ‌پنگ ایران در مسابقات المپیک محسوب می‌شود. او در سال‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ نیز موفق شد در رقابت‌های تنیس‌ روی میز آسیا به مقام چهارم دست یابد.
منبع:پرشين استار

 

 

تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 497
نویسنده : msahand

پلکان هایی رو به آسمان ....

به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

 
 
وقتی از پلکان صحبت می‌کنیم بیشتر یاد پله‌های داخل ساختمان‌ها می‌افتیم، پله‌هایی که اگر زیاد باشند، دوست داریم از آنها صرف‌نظر کنیم و با آسانسور از مشقت بالا رفتن از آننها راحت شویم.
اما در این اينجا با هم ۱۲ پلکان بسیار زیبا در فضای باز را مرور می‌کنیم که آنقدر جذاب هستند که گردشگران زیادی را هر سال به خود جذب می‌کنند.
 
۱- پلکان بورن روی کوه Bueren در بلژیک
البته بورن Bueren واقعا یک کوه نیست، فقط یک بلندی در شهر لییژ است، این پلکان ۳۷۴ پله دارد. در سال ۱۸۸۱ این پلکان برای آن ساخته شد که سربازها بتوانند با پرهیز از عبور و مرور در گذرگاه‌های خطرناک، از یک بلندی واقع در شهر پایین بالا و پایین بروند.
 
08-05-2013 02-43-34 AM
08-05-2013 02-43-59 AM
08-05-2013 02-44-19 AM
 
08-05-2013 02-46-43 AM
 
08-05-2013 02-46-31   AM
08-05-2013 02-47-06 AM
08-05-2013 02-46-57 AM
 
08-05-2013 02-48-59 AM
08-05-2013 02-48-46 AM
08-05-2013 02-49-11 AM
 
08-05-2013 02-50-16 AM
08-05-2013 02-50-26 AM
08-05-2013 02-50-35 AM
 
بـیـسـت
08-05-2013 02-52-17 AM
08-05-2013 02-52-03 AM
08-05-2013 02-51-52 AM
 
08-05-2013 02-53-42 AM
 
08-05-2013 02-55-26 AM
08-05-2013 02-55-06 AM
08-05-2013 02-55-17 AM
 
08-05-2013 02-56-51 AM
08-05-2013 02-57-02 AM
 
 
08-05-2013 02-57-57 AM
08-05-2013 02-57-43 AM
 
08-05-2013 02-58-58 AM
08-05-2013 02-59-10   AM
 
08-05-2013 02-59-58 AM
08-05-2013 03-00-18 AM
08-05-2013 03-00-33 AM
 
08-05-2013 03-01-28   AM
 
08-05-2013 03-01-40 AM
بـیـسـت
بـیـسـت
بـیـسـت
بـیـسـت
 

 
 
 

تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 591
نویسنده : msahand




----------

 
--

 
بریم به دیدن عکس های زیر خاکی
motorcycle
Chalous

Very old version of Chalous road

Raamsar Hotel
Shahnaz street
Farah and celebrities

Farah celebrities

Crowded Tehran
Elizabeth Boulevard
welcome Eisenhaower
MohammadReza Pahlavi
Shir Ali Ghasab
Capital
Sari
toupkhaneh square
police women- Shiraz
sculpture square
pouran
A family
Persian singers
orumie
Tajrish
Gas station
Elizabeth (Keshavarz) boulevard
Khorram Park
girl Scouts

girl Scouts

vanak square
Taxi in Abadan
rasht
the first certificate

The first certificate

beside karoon
Sea Force

women Sea Force

بانوان پلیس - تهران، ۱۳۵۰
Chattanooga cafe & resturant
Skan Building
A.S.P skyscraper
rex cinema tragedy
airline Hostess
National  AirLine
shah abdolazim Shrine
Persepolis Women football team
nostalgic game
Persian Style
The first preschool
Kourosh Chain stores
The first worldcup
Vigen & Aylin
coca cola
simin ghanem
Amjadie stadium
The heroes
Nivea
Mazandaran seashore
education  ads
15946_516684011730721_124731418_n

Coca Cola Advertisement

60781_516227851776337_1393304012_n

Akhbar Hafte Magazine ( News of Week)

Bitter & Sweet  tv series
Karaj dam
Keyhan bache  ha
Keyhan bache ha
Abadan
sattar-ramesh- 50s
1017372_155325027989388_108083875_n

Radio City Cinema

 

__._,_.___
         

 
.

__,_._,___



تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 622
نویسنده : msahand
 

 

 
x
 
     
o
   
 
 

 
:

 
 
 























































































































































 
 

http://www.phototakshop91.com/aks/1/casiom/rr44444444.jpg
ا
http://www.phototakshop91.com/aks/1/casiom/casioef533-1.jpg

http://www.phototakshop91.com/aks/1/casiom/casioef533-2.jpg

http://www.phototakshop91.com/aks/1/casiom/casioef533-3.jpg







 
 
 
         
 

__,_._,___
 
 
 
 

تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 378
نویسنده : msahand
 پاریس، پایتخت کشور فرانسه، مرکز و یکی از شهرستان‌های ناحیه ایل دو فرانس است که رود سن از میان این شهر می گذرد. پاریس را در کنار لندن، توکیو و نیویورک، از ابرشهرهای جهان می‌نامند. این شهر یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای اروپا به شمار می‌رود. پاریس از شناخته ترین مقصد های گردشگران جهان است که سالانه حدود ۴۵ میلیون نفر توریست از پاریس دیدن می‌کنند. تعداد زیادی از آثار دیدنی، موسسات و پارک‌های مشهور جهان در این شهر قرار دارند.

این شهر میزبان شماری از برجسته ترین سازمان‌های بین‌المللی همچون یونسکو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه و اتاق بازرگانی بین‌المللی است. تصاویر زیر اخیرا از سوی خبرگزاری رویترز بمناسبت جشن سالگرد انقلاب فرانسه منتشر شده که ترکیبی منحصربفرد از معماری تاریخی و همچنین مدرن پاریس را نشان می دهد.


 

















































































تاریخ : چهارشنبه 05 آذر 1393
بازدید : 475
نویسنده : msahand

 

 
 
Answerthe phone byLEFTear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده كن
cid:1.489749570@web120530.mail.ne1.yahoo.com
 
 
Do not drink coffeeTWICEa day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.
cid:2.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
 
Do nottakepillswithCOOLwater
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نكنید.
cid:3.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Do not haveHUGEmealsafter 5pm
بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری كنید.
cid:4.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Reduce theamount ofTEAyou consume
مصرف چای روزانه را كم كنید
cid:5.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Reduce theamount ofOILYfoodyou consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی كم كنید
cid:6.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Drink moreWATERin the morning, lessat night
در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.
cid:7.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Keepyour distancefrom hand phoneCHARGERS
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری كنید.
cid:8.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Do not use headphones/earphone forLONGperiod of time
از سمعكهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نكنید.
cid:9.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Best sleeping timeisfrom10pmat night to6aminthemorning
بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است
cid:10.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Do not lie downimmediatelyaftertakingmedicinebefore sleeping
بعد از خوردن دارو فورا به خواب نروید.
cid:11.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Whenbatteryis down to theLASTgrid/bar, donotanswer the phone as the radiationis 1000 times
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی ه گوشی منتشر می كند 1000 برابر است.
cid:12.489749571@web120530.mail.ne1.yahoo.com
Forwardthis tothosewhomyouCAREabout
لطفا" اين نامه را به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد
 
 
 
 

نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران