عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 623
نویسنده : msahand


 

 

دنياي مجازي چيست ؟

 

 

مدتهاي بود ميخواستم براي سياحت از مكانهاي ديدني به سفر بروم . در رستوران محل دنجي را انتخاب كردم.چون ميخواستم ازاين فرصت استفاده كنم تا غذايي بخورم و براي آن سفر برنامه ريزي كنم.

 

 

فيله ماهي آزاد با كره ،سالاد، آب پرتقال سفارش دادم .

 

 

نوت بوكم را باز كردم كه صدايي از پشت سر مرا متوجه خود كرد.

 

 

عمو..... كمي به من ميدي؟

 

 

نه كوچولو پول زيادي همراهم نيست.

 

 

فقط انقدري كه بتونم نون بخرم.

 

 

باشد برات مي..............

 

 

صندوق پست الكترونيكي من پر از ايميل بود.از خواندن شعرها،پيامهاي زيبا همچنين جوكهاي خنده دار به كلي از خود بي خود شده بودم.

 

 

صداي موسيقي يادآورروزهاي خوش بود كه در لندن سپري كرده بودم.

 

 

عمو.......ميشه بگي كره و پنير هم بيارن؟

 

 

آه يادم افتاد كه اون كوچولو پيش من نشسته.

 

 

باشه ولي اجازه بده بعدبه كارم برسم .من خيلي گرفتارخب؟

 

 

غذاي من رسيد غذاي پسرك را سفارش دادم .گارسون پرسيد كه اگه او مزاحم است بيرونش كند .

 

 

وجدانم مرا منع ميكرد .گفتم نه مشكل نيست.

 

 

آنوقت پسرك روبروي من نشست.

 

 

عمو........چيكار ميكني ؟

 

 

ايميل هام رو ميخونم.

 

 

ايميل چيه؟

 

 

پيامهاي الكترونيكي كه مردم از طريق اينترنت مي فرستن.

 

 

متوجه شدم كه چيزي نفهميده .براي اينكه دوباره سوال نپرسد گفتم:

 

 

اون فقط نامه هست كه با اينترنت فرستاده مي شود.

 

 

عمو............. تو ايتنرنت داري؟

 

 

بله در دنياي امروزي خيلي ضروريه.

 

 

اينترنت چيه عمو ؟

 

 

اينترنت جاييه كه با كامپيوتر ميشه خيلي چيزهارو ديد و شنيد ،اخبار،موسيقي ، ملاقات با مردم ، خواندن و نوشتن ، روياها ، كارو ياد گيري همه اينها وجود دارن ولي در يك دنياي مجازي .

 

 

مجازي چيه عمو؟

 

 

تصميم گرفتم جوابي ساده و خالي از ابهام بدهم تا بتوانم غذايم را با آسايش بخورم.

 

 

دنياي مجازي جاييه كه در اون نميشه چيزي رو لمس كرد.ولي هر چي كه دوست داريم اونجا هست، روياهامون رو اونجا ساختيم وشكل دنيارو اونطوري كه دوست داريم عوض كرديم.

 

 

چه عالي ! دوسش دارم.

 

 

كوچولو فهميدي مجازي چيه ؟

 

 

آره عمو. من تويي همين دنياي مجازي زندگي ميكنم.

 

 

مگه تو كامپيوتر داري ؟

 

 

نه ولي دنياي منم مثل اونه ...........مجازي .

 

 

مادرم تمام روز از خونه بيرونه .دير بر ميگرده واغلب اونو نمي بينم.وقتي برادركو چيكم از گرسنگي گريه ميكنه. با هم آب رو به جاي سوپ مي خوريم.

 

 

خواهربزرگترم هر روز ميره بيرون . ميگن تن فروشي ميكنه اما من نمي فهم چون وقتي بر مي گرده مي بينم كه هنوزم هم بدن داره.

 

 

پدر م سالهاست كه زندانه.

 

 

و من هميشه پيش خودم همه خونواده رو توي خونه دور هم تصور ميكنم.

 

 

یه عالمه غذا ، يه عالمه اسباب بازي ومن به مدرسه ميرم تا یه روز دكتر بزرگي بشم.

 

 

مگه مجازي همين نيست عمو؟

 

 

قبل از آنكه اشكهايم روي صفحه كليد بچكد نوت بو كم را بستم.

 

 

صبر كردم تا بچه غذايش را كه حريصانه مي بلعيد تمام كند.پول غذا را پرداختم.من  آن روز يكي از زيباترين و خالصا نه ترين لبخندهاي زندگيم را همراه با اين جمله پاداش گرفتم.

 

 

ممنوم عمو تو معلم خوبي هستي .

 

 

آنجا در آن لحظه من بزرگترين آزمون بي خردي مجازي را گذارند م .

ما هر روز را در حالي سپري ميكنيم كه از درك محاصره شدن وقايع بي رحم زندگي توسط حقيقت ها عاجزيم.

 


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 584
نویسنده : msahand


 

 

 

 

 

بمب جیوه بر سقف خانه های ایران

 

 
پس از مدت ها تبلیغ درمورد استفاده از لامپ های کم مصرف و تلاش برای گسترش آن در جامعه مدتی است که هشدارها درمورد روش نادرست استفاده از آنها در ایران جدی تر شده؛ به قول کارشناس بهداشت تشعشات وزارت بهداشت، بمب جیوه را به خانه ها آوردیم و درمورد آن آموزشی به مردم ندادیم.

 

 
همه ما حتی شده یک بار تبلیغات مربوط به استفاده از لامپ های کم مصرف به جای لامپ های قدیمی را دیده یا شنیده ایم. صرفه جویی در مصرف انرژی و به دنبال آن کاهش بهای قبض برق، مهم ترین مزیت استفاده از این لامپ هاست.

پس از مدت ها تبلیغ درمورد استفاده از لامپ های کم مصرف و تلاش برای گسترش آن در جامعه مدتی است که هشدارها درمورد روش نادرست استفاده از آنها در ایران جدی تر شده؛ به قول کارشناس بهداشت تشعشات وزارت بهداشت، بمب جیوه را به خانه ها آوردیم و درمورد آن آموزشی به مردم ندادیم.

 

 
 

 

 

خطر در بالای سر

جیوه یک فلز سمی است که روی سیستم اعصاب انسان اثر می گذارد و می تواند به بروز سرطان هم منجر شود. درون حباب لامپ های کم مصرف از گاز جیوه استفاده شده است. علی گورانی، کارشناس بهداشت تشعشات وزارت بهداشت، یکی از کارشناسانی است که در مورد استفاده نادرست از یک تکنولوژی خوب هشدار می دهد؛ او در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا گفته است در تمام دنیا تکنولوژی هایی مانند لامپ های کم مصرف همراه با بسته های آموزشی به مردم ارائه شد ولی در ایران این وسیله بدون آموزش و فرهنگسازی مناسب به جامعه راه یافت؛ به همین دلیل حالا «در خانه ها، کوچه ها و خیابان ها شاهدیم که به راحتی لامپ های کم مصرف و فلورسنت خرد و مانند زباله های دیگر حمل می شوند؛ درحالی که این لامپ ها باید با دستورالعمل ویژه جمع و امحا شوند و خرده ها و خاک های آن را نباید به هیچ وجه با جاروبرقی جمع کرد.»

راهکارهایی برای کاهش خطر
اشاره به خطرهای احتمالی استفاده از لامپ های کم مصرف و مهتابی (فلورسنت) برای این نیست که بگوییم از این لامپ ها استفاده نکنید؛ راهکارهایی وجود دارند که با عمل به آنها احتمال خطر کاهش می یابد:

*
پرتاب کردن و شکستن لامپ های مهتابی به سرگرمی بعضی افراد به ویژه نوجوانان در خیابان ها و کوچه تبدیل شده است؛ درمورد خطرات این کار به آنها هشدار دهید.

*درصورتی که لامپ کم مصرف یا مهتابی در یک محیط بسته و کوچک شکست، تا 15 دقیقه محل را ترک کنید. بعد از بازگشت پنجره ها را باز یا دستگاه تهویه را روشن کنید. هنگام جمع آوری تکه های لامپ دستکش بپوشید یا از دو تکه مقوا کمک بگیرید.

*از جاروبرقی یا دستی استفاده نکنید. بعد از جمع آوری خرده شیشه ها، آنها را درون یک کیسه نایلونی قرار دهید، در آن را گره بنزید و درون سطل آشغال بیندازید. برای پاک کردن زمین از جیوه هم از دستمال مرطوب استفاده کنید.

*درصورتی که این لامپ ها سوختند آنها را به ماشین بازیافت زباله تحویل دهید یا در سطل های مخصوص بازیافت بیندازید.

*بهتر است لامپ های کم مصرف را درون حباب قرار دهید و آنها را در جایی وصل کنید که بیشتر از 30 سانتی متر با افراد فاصله داشته باشد.

*بعد از 5 تا 10 هزار ساعت استفاده از این لامپ ها آنها را تعویض کنید.

 


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 691
نویسنده : msahand


 
 
خوشبختي چيه؟!
 
 

قانون هاي ذهني مي گن خوشبختي يعني رضايت.مهم نيست ...چي داشته باشي يا چقدر، مهم اينه كه از هموني كه داري راضي هستي يا نه؟!چون يه وقتهايي آدم خيلي چيزها داره اما باز هم احساس خوشبختي نداره! و بر عكسش...پس يه قانون وجود داره، كه مي گه:
 
 


ميزان خوشبختي = ميزان رضايت
 
 

حالا اين سوال مهم پيش مي ياد كه چه طوري ميشه در كل زندگي احساس رضايت كرد؟
 
 

زندگي مجموعه اي از لحظه هاست! چون پشت اين لحظه، لحظه ي بعديه و پشت اون لحظه ي بعدي و بعدي و ...پس، اگه مي خواي در كليت بزرگ زندگي راضي باشي اول بايد تمرين كني تا در لحظه راضي باشي.استاد مي گفت:
 
 


"اگه كسي تصميم بگيره فقط توي لحظه ي اكنون راضي باشه، بعد ، به لحظه ي بعدي ، كه رسيد، باز در لحظه ي اكنون راضي باشه و بعد به لحظه ي بعدي كه رسيد باز ..... مي‌دوني چي مي شه؟
 
 

اون فقط براي راضي و شاد بودن در يك لحظه تلاش كرده، اما يك دفعه مي‌بينه پنج ساله كه راضي و خشنوده! اگه كسي از لحظه ي اكنونش نا راضي باشه، بعد، از لحظه ي بعد هم نا راضي باشه ، بعد... يكهو به خودش مي ياد و مي بينه پنجاه سالشه و همه ي اين پنجاه سال رو نا راضي بوده! "
 
 


به همين دليل دانشمندان ذهني به لحظه ي اكنون مي گن: لحظه ي ابدي اكنون.
 
 


شرط رضايت اينه كه در لحظه ي ابدي اكنون راضي و شاد باشي
 
 

اصلا" مهم نيست داري در لحظه ي اكنون چي كار مي‌كني، فقط تصميم بگير مراقبه كني كه از هر كاري كه داري در لحظه انجام ميدي احساس رضايت و شادي كني.  به اين كار مي‌گن مراقبه ي لحظه ي ابدي اكنون. اين كار، اتفاقا" بر خلاف تصور، كار خيلي راحتي نيست. دانشمندان ذهني معتقدند در هر عمل و كاري كه انجام ميشه يه مقداري انرژي نهفته است و ما فقط در صورتي كه روي اون كار مراقبه داشته باشيم ميتونيم اون انرژي رو دريافت كنيم.
 
 

ببينين، مثلا" من از صبح شروع مي كنم. از خواب بيدار مي شيم، مي‌ريم مسواك مي زنيم و در همون حال به صد تا چيز فكر مي‌كنيم غير از مسواك زدن. بعد مي‌ريم صبحونه مي‌خوريم در حالي كه فكرمون هزار جاي ديگه است غير از صبحانه خوردن. بعد... در واقع هر كاري كه داريم انجام مي ديم به همه چيز فكر مي كنيم غير از همون كار. اين باعث مي شه انرژي پنهان كارها رو دريافت كه نمي كنيم، هيچ! كلي هم انرژي ذخيره شده مان را الكي خرج مي كنيم!
 
 

شايد از مراسم چاي در چين يا ژاپن شنيده باشين . اون در واقع يه جور مراقبه در لحظه ي ابدي اكنونه.
 
 


تمرين هايي براي درك و لذت بردن در لحظه ي ابدي اكنون:
 
 

تمرين 1 : براي خودتون يه استكان چاي بريزين.با دقت سعي كنيد فقط به كاري كه دارين مي كنين، فكر كنين. بعد در يه جاي آروم بنشينيد و با آرامش چاي رو ميل كنيد. به اين فكر كنيد كه با هر جرعه ي چاي، همه ي انرژي موجود در آن را دريافت مي‌كنيد و لذت مي‌بريد. به لحظه لحظه ي خوردن چاي دقت كنيد. (اگه فكر ديگه‌اي اومد توي ذهنتون، خودتون رو شماتت نكنيد. فقط آروم سعي كنيد دوباره به خوردن چاي برگرديد.) بعد از اتمام، حتما" در دفتر مراقبه از خودتون تشكر كنيد.
 
 


تمرين 2: مراقبه كنيد در زمان مسواك زدن فقط به مسواك زدنتون فكر كنين. سعي كنيد از اين كار لذت ببريد.
 
 
 
 
 

تمرين 3: مراقبه كنيد زمان خوردن غذا فقط به خوردن غذا فكر كنيد. مجسم كنيد با هر لقمه، انرژي موجود در غذا به همه ي سلول هاي بدنتون ميرسه.از هر لقمه ي اون لذت ببريد.
 
 


نكته: غذايي كه با مراقبه خورده ميشه هرگز باعث چاقي هاي موضعي نميشه. (در واقع وقتي ما غذا مي خوريم در حالي كه به صد چيز غير از خوردن غذا فكر مي كنيم، باعث انباشته شدن اون در جاهاي نامناسب مي شيم. بر عكسش هم صادقه. يعني كساني كه هر چيزي كه مي خورن، چاق نمي شن، اگه روي غذا خوردن آگاهانه، مراقبه كنن، همه ي انرژي موجود در غذا رو دريافت مي كنن. حتي مي‌تونين مجسم كنين كه دوست دارين غذا در چه قسمتي از بدن شما باعث چاقي بشه! وقتي دارين غذا مي خورين توي دلتون با لقمه هاتون حرف بزنيد! از لقمه ي نون و پنير صبحتون بخواهيد كه همه ي نيروش رو به شما انتقال بده. (نخندين! جدي مي گم! اين يكي از مراقبه هاي هندوهاست!)
 
 


تمرين 4:اين تمرين براي سيگاري هاست. اگه روي كشيدن هر سيگار مراقبه كنيد، خيلي زودتر ارضا مي شيد و به تدريج تعداد سيگارهاتون كم و كمتر مي شه.
 
 


به تدريج خودتون رو عادت بديد كه هر كاري كه دارين انجام مي دين، فقط به اون فكر كنيد و تصور كنيد با اين كار همه ي انرژي نهفته در اون كار رو دارين دريافت مي كنين. خيلي سخته، اما شدنيه! شايد باورتون نشه اما به تدريج حتي از كارهايي كه دوست نداشتيد، به شدت لذت مي بريد. اين قانون رو به ياد بسپرين: بر هر چيز كه تمركز كنيم، انرژي اون رو دريافت مي كنيم. (در بعضي از مكاتب هندي حتي بر گريه كردن و اندوه هم مراقبه مي كنند و معتقدند از اون هم ميشه  انرژي دريافت كرد اما چون اين بحث ديگه ايه و بايد فرق بين ايجاد ماند با دريافت انرژي از اندوه رو بدونيم خواهش مي كنم فعلا" در اين مورد اقدامي نكنيد!)
 
 
 
 
 
يك حكايت:
 
 
خوب مي خوام يه حكايت از يه گورو ي ( استاد بزرگ) هندي بگم كه توي يه كتاب خوندم. اون با مريدانش دسته جمعي با هم، در جايي بيرون شهر، زندگي مي كردند. همه ي مريد هاي اون موظف بودند سالها پيش اون زندگي كنند و آموزش ببينند. يك روز يه نفر به اون استاد مراجعه مي كنه و مي گه شما چه طوري به اين قدرت رسيدين كه مي تونين با نگاه ديگران رو شفا بدين؟ وقتي من مريد شما بشم، در طي اين همه سال كه بايد پيش شما بمونم، چه تمرين هايي انجام ميديم؟ در طول روز چه  كار مي كنيم؟
 
 

استاد مي گه: ما صبح ورزش مي كنيم. بعد صبحانه مي خوريم. بعدكار مي كنيم تا ناهار. بعد ناهار مي خوريم. كمي استراحت مي كنيم ، باز كار مي كنيم و شب مي خوابيم!
 
 

اون شاگرد عصباني ميشه و ميگه امكان نداره! ما همه ي اين كارها رو انجام مي‌ديم اما قدرت شما رو نداريم. استاد مي گه: هرگز شما مثل ما اين كارها رو انجام نميديد. شما صبحانه مي خوريد، كار مي كنيد، تفريح مي كنيد، در حالي كه به چيز ديگه اي دارين فكر مي كنين، اما ما وقتي صبحانه مي خوريم فقط به خوردن اون فكر مي كنيم! وقتي كار مي‌كنيم فقط به اون كار فكر مي كنيم. وقتي.....
 
 

بنابراين شما هيچ انرژي اي دريافت نمي كنيد! اما ما همه ي انرژي هاي موجود در طبيعت رو دريافت مي كنيم و با بخشيدن فقط مقداري از اون به بيمارها، باعث شفاي اون ها ميشيم!
 
 

خوب و حالا تمرين آخر:
 
 
 
 

 
 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
يك بار ديگه اين پست رو بخون و تصميم بگير همه ي انرژي موجود در كلمات اون رو دريافت كني. لبخند بر لب داشته باش. حالا آماده باش تا در لحظه ي ابدي اكنون، شاد و راضي باشي. از همين حالا شروع كن! چون امروز اولين روز از روز هاي باقيمانده ي عمر توست!

 


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 594
نویسنده : msahand

 
 

ماساژ

۱-
با سيری در تاريخ متوجه می شويم که ماساژ در تمام ملل و با فرهنگهای مختلف مرسوم
بوده و شايد دليل رواج آن عامه پسند بودن آن نزد تمام مردم باشد و در گذشته مردم بدون اينکه
از تأثيرات فيزيولوژيکی و درمانی ماساژ آگاهی داشته باشند ازآن استفاده می کردند، مثلا" در
ضربديدگی ها اولين اقدام آنها تکان دادن و يا مالش عضو صدمه ديده بوده است.
در مِيان ملل و اقوامی که در گذشته از ماساژ به شکل وسيع تری استفاده می کردند می
توان ازمصريها، ايرانيان، يونانيان، چينی ها و ژاپنی ها نام برد وهمينطور از بين دانشمندان و
اطباء قديمی که از تکنيکهای ماساژاستفاده می کردند می توان به بقراط و ابوعلی سينا اشاره
کرد. بقراط به نتايج سودمند مالش و ماساژ در تأمين و بازگرداندن نيروی عضلانی افراد ناتوان
تا حدی پی برد و برای درمان بعضی ازعوارض مفصلی و عضلانی از اين روشها استفاده نمود.
امروزه نيز از ماساژ با اهداف مختلف و به شکل وسيع و گسترده ای استفاده می کنند و
بويژه در درمان دردهای عضلانی و مفصلی جايگاه ويژه ای را نسبت به ساير روشهای درمانی
به خود اختصاص داده است و همچنين در توانبخشی و بازتوانی بيماريهای مختلف به شکل
خاصی بکار می رود.
۲- تعريف ماساژ:
که به معنای ماليدن است و مربوط به يک Massein کلمه ماساژاز يک کلمه يونانی به نام
به معنای دست گرفته شده است ولی بطور کلی، ماساژ عبارتست از يک Manus لغت لاتين
سری حرکات منظم، مرتب و اصولی که روی بافتهای بدن به منظور اهداف خاصی بکار می
رود. به عبارت ديگر ماساژعبارتست از يک سری حرکات و مهارتهای دستی که بطورمنظم و
مخصوص بر روی بافتهای بدن جهت تأثير بر سيستم عصبی، عضلانی، پوست، مفاصل و
گردش خون بکار می رود.
۳- تأثيرات فيزيولوژيکی
الف: بر پوست
ماساژ در پوست باعث بهترشدن گردش خون و نيز باز شدن مجاری غدد چربی و عروقی
شده که اين امر در نتيجه کنده شدن بخش قشری پوست صورت می گيرد همچنين سبب بهبود
تنفس پوستی و عملکرد تراوش آن می شود، پوست گرم شده و به همين سبب خاصيت الاستيکی
و ارتجاعی پوست افزايش يافته و در نتيجه باعث کاهش درد ناشی از کشيدگی پوست هم شده و
نهايتا" اينکه کمک به دفع سريعتر مواد زايد متابوليکی و از بين رفتن چسبندگيهای مزمن می
شود.
ب: بر سيستم گردش خون
ماساژ باعث کمک به برگشت خون و لنف از اندامها و عضلات به قلب می شود و برای
رسيدن به هدف فوق يعنی کمک به برگشت خون بايد جهت ماساژ از اندامها بطرف مرکز بدن يا
قلب باشد در هنگام انجام دادن ماساژ روی مويرگها و عروق خونی فشار وارد می شود و همين
فشار باعث کمک به برگشت مواد و خون از عضلات به سمت قلب می شود و در نتيجه از توقف
مواد زايد همراه با خون و لنف جلوگيری بعمل می آيد. از طرف ديگر در اثر فشاری که بر روی
بافتها وارد می شود بطور رفلکسی مويرگها اتساع پيدا می کنند و مقدار خونی که بين بافتها
مبادله می شود افزايش می يابد
ج: بر عضلات ومفاصل
ماساژ باعث بهبود خاصيت ارتجاعی تارهای عضلانی شده، به انقباض عضله کمک می کند
و کاهش آتروفی عضلات را بهمراه دارد و باعث افزايش مقدار اکسيژن موجود در عضله شده،
همچنين موجب بهبود جريان اکسيداسيون و احياء و نيز بهبود عملکرد جذب مواد غذايی در
فيبرهای عضلانی می شود و نيز موجب تجديد قوای تحليل رفته ناشی از خستگی عضلات
می شود. در مجموع ماساژ در بدست آوردن توان از دست رفته عضلات خسته کمک مؤثری می
کند و عضلات را به حالت استراحت بر می گرداند.
همچنين ماساژ باعث بهبود جريان گردش خون مفاصل و بافتهای اطراف آنها شده و موجب
تسريع در جذب تراوشات مفصلی (مايع سينويال) گرديده و تقويت کپسول مفصلی و ليگامنت
های مفاصل و نيز بهبود تحرک مفاصل را به همراه دارد.
د: بر روی درد
شايد يکی از پرکاربردترين فوايد ماساژ کاهش درد باشد چون ماساژ از يکطرف با بر طرف
نمودن مواد زايد در بافتها موجب کاهش درد و ناراحتی می شود (يعنی در اثر افزايش گردش
خون عوارضی مانند کوفتگی عضله يا اسپاسم عضلانی را کاهش می دهد) وازطرف ديگرباعث
بالا رفتن آستانه درد گيرنده های عصبی می شود زيرا چنانچه حرکات ماساژرا بصورت ملايم
شروع کنيم و بتدريج بر شدت حرکات آن اضافه نماييم امکان دارد در نتيجه اين عمل، حساسيت
گيرندههای درد کاهش يابد و آستانه درد بالا رود.
ه: تأثيرات روحی ماساژ
با توجه به وجود استرسها و هيجانهای ناشی از زندگی روزمره که يک امر طبيعی به شمار
می آيد، عضلات خسته و سفت می شوند و قرار گرفتن درمحلی ساکت و آرام ودراز کشيدن بر
روی تخت راحت و برخورد ملايم و آرام ماساژيست همگی باعث ايجاد آرامش در فرد می شوند
و همچنين چنانچه درد و ناراحتی فرد متعاقب حرکات ماساژ بر طرف گردد تأثير بسيار مهمی از
نظر روحی وروانی بجای می گذارد.
ادامه دارد

..


تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 757
نویسنده : msahand

عزیزترین بخش زندگی

بچه ای نزد شیوانا رفت (در تاریخ مشرق زمین شیوانا کشاورزی بود که او را استاد عشق و معرفت ودانایی می دانستند) و گفت

مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند

لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید

شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته

و در مقابل در معبد قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد

جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور وخونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته

و شاهد ماجرا بود

شیوانا به سراغ زن رفت و دید که زن به شدت دخترش را دوست دارد و چندین بار او را درآغوش می گیرد و می بوسد

اما درعین حال می خواهد کودکش را بکشد، تا بت اعظم معبد او را ببخشد و برکت وفراوانی رابه زندگی او ارزانی دارد

شیوانا از زن پرسید که چرا دخترش را قربانی می کند

زن پاسخ داد که کاهن معبد گفته است که باید عزیزترین پاره وجود خود را قربانی کند، تا بت اعظم او را ببخشد

و به زندگی اش برکت جاودانه ارزانی دارد

شیوانا تبسمی کرد و گفت :

اما این دختر که عزیزترین بخش وجود تو نیست

چون تصمیم به هلا کش گرفته ای

عزیزترین بخش زندگی تو همین کاهن معبد است که به خاطر حرف او تصمیم گرفته ای دختر نازنین ات را بکشی

بت اعظم که احمق نیست. او به تو گفته است که باید عزیزترین بخش زندگی ات را از بین ببری

و اگر تو اشتباهی به جای کاهن دخترت را قربانی کنی هیچ اتفاقی نمی افتد

و شاید به خاطرسرپیچی از دستور بت اعظم بلا و بدبختی هم گریبانت را بگیرد !

زن کمی مکث کرد. دست و پای دخترک را باز کرد. او را در آغوش گرفت و آنگاه

درحالی که چاقو را محکم در دست گرفته بود، به سمت پله سنگی معبد دوید

اماهیچ اثری از کاهن معبد نبود!

می گویند از آن روز به بعد دیگر کسی کاهن معبد را در آن اطراف ندید!

 

هیچ چیز ویرانگرتر از این نیست كه متوجه شویم

كسی كه به او اعتماد داریم عمری فریبمان داده است...

در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد

و

آن آگاهی‌ است

و

تنها یک گناه

و

آن جهل است

 

 


تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 649
نویسنده : msahand

 
 

 

من از خدا خواستم ...

من از خدا خواستم که پليدي هاي مرا بزدايد
     خدا گفت : نه
  آنها براي اين در تو نيستند که من آنها را بزدايم ،.بلکه آنها

   براي اين در تو هستند که تو در برابرشان پايداري کني
من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد

خدا گفت : نه

روح تو کامل است . بدن تو موقتي است

من از خدا خواستم به من شکيبائي دهد
خدا گفت : نه
 
  شکيبائي بر اثر سختي ها به دست مي آيد. شکيبائي دادني نيست بلکه به دست آوردني است

    من از خدا خواستم تا به من خوشبختي دهد
  
خدا گفت : نه
من به تو برکت مي دهم

خوشبختي به خودت بستگي دارد

من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد 
  
خدا گفت : نه

درد و رنج تو را از اين جهان دور کرده و به من نزديک تر مي سازد

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
  
خدا گفت : نه

تو خودت بايد رشد کني ولي من تو را مي پيرايم تا ميوه دهي

من از خدا خواستم به من چيزهائي دهد تا از زندگي خوشم بيايد
خدا گفت : نه

من به تو زندگي مي بخشم تا تو

از همه  آن چيزها لذت ببري

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا ديگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم


تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 636
نویسنده : msahand

 

                                                پیرمرد و دختر

فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
-چون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

چون اصلا پيرمرد نابينا بود................................

 



تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 576
نویسنده : msahand

 
 

 

شيطان اعلام بازنشستگي كرد.

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برميداشت
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده اي؟ بني آدم نصف روز خود را بي تو گذرانده اند
شيطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پيش از موعدَ
گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته اي يا سنگ بندگي خدا به سينه مي زني؟
شيطان گفت: من ديگر آن شيطان تواناي سابق نيستم. ديدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهاني انجام ميدادم، روزانه به صدها دسيسه آشکارا انجام ميدهند. اينان را به شيطان چه نياز است؟
شيطان در حالي که بساط خود را برميچيد تا در کناري آرام بخوابد، زير لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نميدانستم که نسل او در زشتي و دروغ و خيانت، تا کجا ميتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده مي رفتم و ميگفتم که : همانا تو خود پدر مني

 


 

  


 

 

 


تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 897
نویسنده : msahand

 

 

هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم
که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود
ولي پدر ...
يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست. فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد
بياييد قدردان باشيم


تاریخ : دوشنبه 23 بهمن 1391
بازدید : 656
نویسنده : msahand

      اي           بشر  ،  ان‍‍‍گاري          دنيا مال  توست 

 

                                                    هيج ميداني     ،   اجل دنبال توست

 

    آنجه خوردي   مال مور  ،  آنجه بردي مال گ‍ور

                آنجه داري مال وارث ، آنجه كردي مال توست                     


 


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران