عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 545
نویسنده : msahand

انرژی مثبت در صحبت کردن

 

 

انرژی مثبت در صحبت کردن
 
 
نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

بگوییم ….
 
ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم
 
طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری
 
مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم
 
مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره
 
شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید
 
این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم
 
صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد
 
ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی
 
عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم
 
 
اولین قانون طبیعت این است كه تو از هر چه هراس داشته باشی همان را به طرف خودت جلب می كنی.
 
هیجان قدرتی دارد كه جذب میكند .تو از هر چه شدیدا بترسی آن را تجربه خواهی كرد .
 
مثلا حیوان فورا متوجه میشود كه تو از او وحشت داری. هیچكدام از این ها تصادفی اتفاق نمی افتد . تصادفی در عالم هستی وجود ندارد. هیجان انرژی در حركت است. وقتی تو انرژی را جا به جا می كنی انرژی ایجاد میكنی. اگر به اندازه كافی انرژی جا به جا كنی ماده به وجود می آوری .
 
ماده انرژی متراكم است كه جا به جا شده و به آن فشار وارد شده است.
 
فكر انرژی خالص است .
 
هر فكری كه تو اكنون داری یا قبلا داشتی یا در آینده خواهی داشت خلاق است.
 
انرژی حاصل از فكر هرگز نمی میرد .این انرژی از فكر تو و ذهن تو وارد عالم هستی می شود و برای ابد ادامه پیدا می كند. همه افكار به هم مربوط هستند. افكار با هم تلاقی پیدا می كنند.
 
در مسیر اعجاب انگیزی از انرژی با هم تقاطع پیدا می كنند و نقش بدیع و زیبایی از پیچیدگیهای غیر قابل باور به وجود می آورند . همات طور كه دو چیز مشابه همدیگر را جذب می كنند دو انرژی مشابه هم یكدیگر را جذب می كنند .و توده ای از انرژی مشابه به وجود می آورند.
 
بنابراین حتی افراد معمولی اگر فكرشان(دعا. امید. آرزو . .رویا .ترس) به اندازه كافی قوی باشد میتوانند نتایج شگفت انگیزی را به وجود آورند.
 
زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد جز آن طریقی كه تو تصور میكنی خودش را نشان خواهد داد .تو با فكر كردن خلق می كنی.
 
 
پس همیشه به بهترینها فكر كن .


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 744
نویسنده : msahand

انژی اتمی چیست؟ قسمت یک

 

 

 

استفاده اصلي از انرژي هسته‌اي، توليد انرژي الكتريسته است. اين راهي ساده و كارآمد براي جوشاندن آب و ايجاد بخار براي راه‌اندازي توربين‌هاي مولد است. بدون راكتورهاي موجود در نيروگاه‌هاي هسته‌اي، اين نيروگاه‌ها شبيه ديگر نيروگاه‌ها زغال‌سنگي و سوختي مي‌شود. انرژي هسته‌اي بهترين كاربرد براي توليد مقياس متوسط يا بزرگي از انرژي الكتريكي به‌طور مداوم است. سوخت اينگونه ايستگاه‌ها را اوانيوم تشكيل مي‌دهد.
چرخه سوخت هسته‌اي تعدادي عمليات صنعتي است كه توليد الكتريسته را با اورانيوم در راكتورهاي هسته‌اي ممكن مي‌كند.

اورانيوم عنصري نسبتاً معمولي و عادي است كه در تمام دنيا يافت مي‌شود. اين عنصر به‌صورت معدني در بعضي از كشورها وجود دارد كه حتماً بايد قبل از مصرف به صورت سوخت در راكتورهاي هسته‌اي، فرآوري شود.
الكتريسته با استفاده از گرماي توليد شده در راكتورهاي هسته‌اي و با ايجاد بخار براي به‌كار انداختن توربين‌هايي كه به مولد متصل‌اند توليد مي‌شود.

سوختي كه از راكتور خارج شده، بعداز اين كه به پايان عمر مفيد خود رسيد مي‌تواند به عنوان سوختي جديد استفاده شود.

فعاليت‌هاي مختلفي كه با توليد الكتريسيته از واكنش‌هاي هسته‌اي همراهند مرتبط به چرخه‌ سوخت هسته‌اي هستند. چرخه سوختي انرژي هسته‌اي با اورانيوم آغاز مي‌شود و با انهدام پسمانده‌هاي هسته‌اي پايان مي‌يابد. دوبار عمل‌آوري سوخت‌هاي خرج شده به مرحله‌هاي چرخه سوخت هسته‌اي شكلي صحيح مي‌دهد.

اورانيوم
اورانيوم فلزي راديواكتيو و پرتوزاست كه در سراسر پوسته سخت زمين موجود است. اين فلز حدوداً 500 بار از طلا فراوان‌تر و به اندازه قوطي حلبي معمولي و عادي است. اورانيوم اكنون به اندازه‌اي در صخره‌ها و خاك و زمين وجود دارد كه در آب رودخانه‌ها، درياها و اقيانوس‌ها موجود است. براي مثال اين فلز با غلظتي در حدود 4 قسمت در هر ميليون (ppm4) در گرانيت وجود دارد كه 60 درصد از كره زمين را شامل مي‌شود، در كودها با غلظتي بالغ بر ppm400 و در ته‌مانده زغال‌سنگ با غلظتي بيش از ppm100 موجود است. اكثر راديو اكتيويته مربوط به اورانيوم در طبيعت در حقيقت ناشي از معدن‌هاي ديگري است كه با عمليات راديواكتيو به وجود آمده‌اند و در هنگام استخراج از معدن و آسياب كردن به جا مانده‌اند.
چند منطقه در سراسر دنيا وجود دارد كه غلظت اورانيوم موجود در آنها به قدر كافي است كه استخراج آن براي استفاده از نظر اقتصادي به صرفه و امكان‌پذير است. اين نوع مواد غليظ، سنگ معدن يا كانه ناميده مي‌شوند.
-
چرخه سوخت هسته‌اي (شكل هندسي) (عكس)

استخراج اورانيوم
هر دو نوع حفاري و تكنيك‌هاي موقعيتي براي كشف كردن اورانيوم به كار مي‌روند، حفاري ممكن است به صورت زيرزميني يا چال‌هاي باز و روي زمين انجام شود.

در كل، حفاري‌هاي روزميني در جاهايي استفاده مي‌شود كه ذخيره معدني نزديك به سطح زمين و حفاري‌هاي زيرزميني براي ذخيره‌هاي معدني عميق‌تر به كار مي‌رود. به‌طور نمونه براي حفاري روزميني بيشتر از 120 متر عمق، نياز به گودال‌هاي بزرگي بر سطح زمين است؛ اندازه گودال‌ها بايد بزرگتر از اندازه ذخيره معدني باشد تا زماني كه ديواره‌هاي گودال محكم شوند تا مانع ريزش آنها شود. در نتيجه، تعداد موادي كه بايد به بيرون از معدن انتقال داده شود تا به كانه دسترسي پيدا كند زياد است.

حفاري‌هاي زيرزميني داراي خرابي و اخلال‌هاي كمتري در سطح زمين هستند و تعداد موادي كه بايد براي دسترسي به سنگ معدن يا كانه به بيرون از معدن انتقال داده شوند به‌طور قابل ملاحظه‌اي كمتر از حفاري نوع روزميني است.

مقدار زيادي از اورانيوم جهاني از (ISL) (In Sitaleding) مي‌آيد. جايي كه آب‌هاي اكسيژنه زيرزميني در معدن‌هاي كانه‌اي پرمنفذ به گردش مي‌افتند تا اورانيوم موجود در معدن را در خود حل كنند و آن را به سطح زمين آورند. (ISL) شايد با اسيد رقيق يا با محلول‌هاي قليايي همراه باشد تا اورانيوم را محلول نگهدارد، سپس اورانيوم در كارخانه‌هاي آسياب‌سازي اورانيوم، از محلول خود جدا مي‌شود.
در نتيجه انتخاب روش حفاري براي ته‌نشين كردن اورانيوم بستگي به جنس ديواره معدن كانه سنگ، امنيت و ملاحظات اقتصادي دارد.
در غالب معدن‌هاي زيرزميني اورانيوم، پيشگيري‌هاي مخصوصي كه شامل افزايش تهويه هوا مي‌شود، لازم است تا از پرتوافشاني جلوگيري شود.

آسياب كردن اورانيوم
محل آسياب كردن معمولاً به معدن استخراج اورانيوم نزديك است. بيشتر امكانات استخراجي شامل يك آسياب مي‌شود. هرچه جايي كه معدن‌ها قرار دارند به هم نزديك‌تر باشند يك آسياب مي‌تواند عمل آسياب‌سازي چند معدن را انجام دهد. عمل آسياب‌سازي اكسيد اورانيوم غليظي توليد مي‌كند كه از آسياب حمل مي‌شود. گاهي اوقات به اين اكسيدها كيك زرد مي‌گويند كه شامل 80 درصد اورانيوم مي‌باشد. سنگ معدن اصل شايد داراي چيزي در حدود 1/0 درصد اورانيوم باشد.
در يك آسياب، اورانيوم با عمل سنگ‌شويي از سنگ‌هاي معدني خرد شده جدا مي‌شود كه يا با اسيد قوي و يا با محلول قليايي قوي حل مي‌شود و به صورت محلول در مي‌آيد. سپس اورانيوم با ته‌نشين كردن از محلول جدا مي‌شود و بعداز خشك كردن و معمولاً حرارت دادن به صورت اشباع شده و غليظ در استوانه‌هاي 200 ليتري بسته‌بندي مي‌شود.
باقيمانده سنگ معدن كه بيشتر شامل مواد پرتوزا و سنگ معدن مي‌شود در محلي معين به دور از محيط معدن در امكانات مهندسي نگهداري مي‌شود. (معمولاً در گودال‌هايي روي زمين).
پس‌مانده‌هاي داراي مواد راديواكتيو عمري طولاني دارند و غلظت آنها كم خاصيتي سمي دارند. هرچند مقدار كلي عناصر پرتوزا كمتر از سنگ معدن اصلي است و نيمه عمر آنها كوتاه خواهد بود اما اين مواد بايد از محيط زيست دور بمانند.

تبديل و تغيير


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 552
نویسنده : msahand

دلفین های مرده 'کنسرو ماهی تن' می‌ََشوند  

دوستان عزیز 

توجه فرمایید در ایران تن ماهی استفاده نکنید

این گزارش را تا انتها بخوانید َ

 

همه گزارش را بخوانید و حتما دو خط آخر را هم دقت کنید

موفق باشید

  دکتر محمد رضا فاطمی، مدیر گروه بیولوژیکی دریایی دانشگاه علوم و تحقیقات تهران گفته است که عده ای از صیادهای صنعتی گاهی "جسد دلفین های مرده را به سردخانه بنادر می دهند و حتی از گوشت فاسد آن ها کنسرو تن تولید می شود."

 آقای فاطمی گفته است که مسئولیت کنترل سردخانه های بنادر به عهده اداره شیلات است، اما مسئولان شیلات و وزارت بهداشت ایران تاکنون نسبت به این خبر موضع گیری نکرده اند.

اسماعیل کهرم، کارشناس محیط زیست می گوید که در همه جای دنیا تلاش می شود که دلفین ها صید یا کشته نشوند.

آقای کهرم تهیه کنسرو از دلفین های مرده را زنگ خطر دانسته و می گوید علیرغم کنترل شدید وزارت بهداشت و سازمان دامپروری، به طور حتم این عمل به شکل "غیر قانونی" انجام می شود.

وی با اشاره به تجربه شخصی از سفر به خلیج فارس و مکان های صیادی این منطقه، می گوید که معمولا لاشه دلفین هایی که به ساحل آمده یا ماهیانی که در داخل تور افتاده اما به دلیل مسائل شرعی قابل خوردن نیستند را برای تولید کود جمع آوری می کنند.

محمد رضا فاطمی، استاد دانشگاه علوم و تحقیقات تهران نیز با تاکید بر اینکه در بنادر چابهار و بندر عباس گزارش ها و مستنداتی مبنی بر وجود این تخلفات به دست آمده، می گوید که تا کنون هیچ برخوردی با متخلفان صورت نگرفته است.

فرخ مستوفی، کارشناس محیط زیست با تاکید بر اینکه باید نظارت دقیقی وجود داشته باشد، این موضوع را مسئله تازه ای نمی داند و می گوید: "نظارت در کشور بزرگی مثل ایران کار مشکلی است. افزایش قیمت گوشت و کاهش امکان خرید گوشت یکی از دلایل بروز چنین مسائلی است".

آقای مستوفی همچنین به مراکز صنعتی که از گوشت استفاده می کنند اشاره کرد و افزود که افزایش قیمت باعث می شود، این مراکز نیز گاهی با سودجویی به مسئله نگاه کنند. از مواردی که در گذشته بارها به آن اشاره شده، ورود گوشت های تاریخ مصرف گذشته به ایران است که به جای معدوم کردن این گوشت ها، آن را به کالباس سازی ها می فرستادند.

در سرتاسر ایران گوشت های مختلف را که قیمت های مختلفی دارد به جای یکدیگر غالب می کنند. در بعضی مناطق گوشت شتر را به جای گوشت گاو می دهند.

 فرخ مستوفی

این کارشناس محیط زیست اضافه کرد: "در سرتاسر ایران گوشت های مختلف را که قیمت های مختلفی دارد به جای یکدیگر غالب می کنند. در بعضی مناطق گوشت شتر را به جای گوشت گاو می دهند."

آقای کهرم با "فاجعه" خواندن استفاده از گوشت دلفین های مرده می گوید باید هر چه سریع تر با متخلفان برخورد شود.

او همچنین سه دلیل را باعث مرگ دلفین ها در خلیج فارس عنوان می کند. نخست دلیل، مرگ طبیعی این پستاندارن است. دومین عامل، مرگ و میر در اثر آلودگی است و سوم این است که این دلفین ها در داخل تورهای "ترولر" قرار می گیرند. تورهای وسیعی که گاهی به طول ۲۰ تا ۳۰ متر می رسند و دلفین ها که پستانداران آبزی هستند، به دلیل گیر افتادن در این تورها خفه می شوند.

اسماعیل کهرم همچنین به مورد همکاری دلفین ها و انسان ها در صیادی نیز اشاره می کند و می افزاید دلفین ها بدون اینکه آموزش ببینند ماهی ها را به طرف تور صیادان حوالی ساحل می فرستند و خود نیز از آن تغذیه می کنند.

آقای مستوفی نیز با اشاره به تفاوت گوشت ماهی تن و دلفین می گوید: "گوشت دلفین برخلاف گوشت ماهی تن ورقه ورقه نیست و گوشت نسبتا سفت تری دارد."

به گفته او ماهی تن در هنگام صید تقلا می کند و سمی در بدنش تولید می شود که برای انسان مضر است. به همین دلیل در کشوری مانند ژاپن برای کاهش این ضرر، ماهی تن را با نیزه شکار می کنند.

آقای مستوفی در مورد ماهی تن ایران که به طور طبیعی مدت زیادی در تور تقلا می کند، به این مسئله اشاره می کند که این تقلا باعث ایجاد سمی می شود که با گرم کردن قوطی از بین نمی رود.

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 552
نویسنده : msahand

 

 

افسانه تولد کوروش کبیر

 

 

 

 

 

 

 

هرودوت، تاريخ نگار قرن چهارم قبل از ميلاد، بهترين کس است که افسانه تولد کوروش را از بـقـيـه افسانه هاي ديگر توصيف کرده است. از نظر او آستياگ، پدربزرگ مادري او بود؛ که شبي در خواب مي بـيـند که دخترش ماندانا، بمقـدار خيلي زيادي آب توليد مي کند که تمام شهر و امپراطوري آن را فرا مي گيرد. موقعـي که مرد مقدس ( مغ - روحاني زرتشتي ) از خواب او مطلع مي شود، به او از پـيامد آن اخطار مي کند.

 

 

بـنابراين، آستياگ، پدر ماندانا، دخترش را به يک پارسي به نام کمبودجيه که يک اصيل زاده پارسي بود داد و گفت که او از يک ماد خيلي کمتر است و نمي تواند خطري داشته باشد. کمتر از يک سال از ازدواج ماندانا با کمبودجيـه نگذشته بود که آستياگ، دوباره خوابي مي بـيـند، که يک درخت مو از شکم دخترش ماندانا مي رويد که تمام آسيا را فرا گرفته است. مجوسان سريعـاً يک فال بد را پـيش بـيـني ميکنـند و به او مي گويـند که از ماندانا پسري زاده خواهد شد که تخت تو را بزور خواهد گرفت. پادشاه دنـبال دخترش فرستاده و او را تا موقعـي که پسرش را بدنـيا نياورده است تحت نظر شديد امنـيتي مي گيرد. بعـد از بدنيا آمدن بچه، چند نفر از اطرافيان شاه به يک نجيـب زاده ماد به نام " هارپاگوس " گفـتـند که شاه گفته بايد اين بچه تازه بدنيا آمده را برده و از بـيـن ببري و نگران چـيزي نباش. اما هارپاگوس تصميم گرفت که خودش بچه را از بـين نبرد.

 

 

بجاي آن، او يک چوپان سلطـنـتي را صدا کرده و به او گفت که فرمان پادشاه است و بايد اين بچه را از بـيـن ببرد و نگذارد که زنده بماند و اگر اين کار را نکند به کيفر و مجازات خواهد رسيد. اما همسر چوپان که باردار بود در نبود او يک پسر زائيد که مرده بود و وقـتي که چوپان به خانه آمد و زنش بچه را ديد او را راضي کرد که بچه را خودشان نگه داشته و بزرگ کنند. بجاي آن جنازه مرده بچه خودشان را به هارپاگوس نشان دهند و بگويـند که او همان بچه است.

 

 

کوروش بزودي يک پسر جوان برجسته و کارآمد شد و هميشه دوستانش را از قدرت رهبري که داشت تحت الشعـاع قرار مي داد. يک روز موقع بازي با ديگر بچه ها، او را به عـنوان پادشاه انـتخاب کردند. او بـيدرنگ و سريع اين نـقش را قـبول کرد، و پسر يک از بزرگان ماد را که نميخواست از او دستور بگيرد مجازات کرد. پدر بچه مجازات شده به آستـياگ شکايت کرد و همه چـيـز را برعکس و وارانه جلوه داد که بتواند کوروش را تـنـبـيه بکند. موقعـي که آستـياگ از او پرسيد که چرا اين گونه وحشـيانه رفتار کرده است، کوروش به دفاع از خود پرداخته و گفت که او نـقـش يک پادشاه را بازي مي کرد و بايد کسي را که دستور او را عـمل نکرده است، تـنـبـيه کند. آستياگ سريعـا متوجه شد که اين سخنان يک بچه چوپان نـيـست و متوجه شد که او نوه خود و فرزند ماندانا دخترش است. بعـدا آن داستان بوسيله چوپان، اگر چه به بـيـميلي و اکراه اما تاًيـيـد شد. به همين خاطر آسـتـياگ، هارپاگوس را بخاطر آنکه فرمانـش را انجام نداده بود تـنـبـيه کرد و بدن پسرش را غـذاي سلطـنـتي درست کرد. بنا بر نظر مجوسيان پادشاه به کوروش اجازه داد که به پارس پـيـش والدين واقـعي خود برگردد.

 

 

هارپاگوس با خود عـهد کرد که انـتـقام مرگ پسرش را با تـشويـق کردن کوروش، با به تصرف درآوردن تخت پدر بزرگش بگيرد. هرودوت تشريح مي کند که هارپاگوس نـقـشه خود را بر روي يک کاغـذ کشيـد و در شکم يک خرگوش صحرايي تازه شکار شده گذاشت. سپس شکم خرگوش صحرايي را دوخته و آن را به يکي از نديمان خاص خود داد، و او را بصورت يک شکارچي راهي پارس شد و آن خرگوش را به کوروش داده و گفت که بايد شکمش را باز کند. او بعـد از خواندن نامه هارپاگوس، بفکر گرفتن قدرت از آستياگ شد. موقـعي که نـقـشه او به مراحل حساس خود رسيد، قبايل پارسي را تـشويـق کرد که طـرفدار او باشـند تا بـتوانند که يوغ بندگي آستياگ و ماد را از گردن خود به در افکنند. کوروش موفـق شد که پدربزرگ خود، آستياگ را سرنگون کند و فرمانرواي ماد و پارس شود.

 

 

چگونگي تولد کوروش که بوسيله هردودت به زيـبايي و جذابـيت کامل گفـته شده و به واقعـيت برطبق شواهد بسيار نزديک است، هنوز منـبع قابل اطميـناني براي خيلي ها است.
 

 


 

 

۷ آبان ماه مطابق با بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند. اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.

 

 

 

 

 

منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر)

 

 

 

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ ... آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند.

 

در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم، مردوک (مردوخ = خدای بابلیان)، دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد. ... زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

 

ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد.

 

نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

 

برده داری را بر انداختم، به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. ...

 

من فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.

 

فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و کسی آنان را نیازارند.

 

خدای بزرگ از کردار من خشنود شد ...

 

او برکت و مهربانیش را ارزانی داشت.

 

ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم ...

 

من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم.

 

فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند.

 

همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به سرزمین خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم، باشد که دلها شاد گردد و هر روز در پیشگاه خدای بزرگ، برایم زندگانی بلند خواستار باشند ...

 

من برای همه مردم جامعه‌ای آرام مهیا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.

 

من به تمام سنتها، و ادیان بابل و اکد و سایر کشورهای زیر فرمانم احترام می‌گذارم.

 

همه ی مردم در سرزمینهای زیر فرمان من .در انتخاب دین، کار و محل زندگی آزادند.

 

تا زمانی که من زنده ام هیچکس اجازه ندارد اموال ودارایی های دیگری را با زور تصاحب کند.

 

اجازه نخواهم داد کسی دیگری را مجبور به انجام کار بدون دریافت مزد کند.

 

هیچکس نباید به خاطر جرمی که اقوام یا بستگان او مرتکب شده‌اند تنبیه شود.

 

من جلوی برده داری و برده فروشی از زن و مرد را می گیرم و کارکنان دولت من نیز چنین کنند تا زمانیکه این سنت زشت از روی زمین برچیده شود.

 

شهرهای ویران شده در آنسوی دجله و عبادتگاه های آنها را خواهم ساخت تا ساکنین آنجا که به بردگی به بابل آورده شده‌اند بتوانند به خانه و سرزمین خود بازگردند

 

 

 

 

مجموعه زیر سخنانی است که منتسب به این پادشاه بزرگ ایران می باشد:

 

 

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم راتوانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

 

 آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولتاست .

 

 وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکرمی کنند، نه رفتار و عملکرد شما.

 

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد.

 

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را میگیرید که همیشه می گرفتید .

 

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوتانجام می دهند.

 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری باچند نفر.

 

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

 

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

 

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل درباشد.

 

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

 

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

 

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آننخواسته اید .

 

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

 

 

 

کوروش کبیر


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 703
نویسنده : msahand


 

 

مي دونين وقتي توي تلويزيون ما مي گن فلان مقام اروپايي يا آمريكايي  متهم به فساد مالي شد یعنی چی!؟
 
چیزی که عیان است اینه که مواردی نظیر اختلاس 3000 میلیارد تومانی عمرا به گرد پای مواردی مشابه دو مورد زیر هم نمی رسه !!! این دولتهای خارجی ازعدالت ومساوات برای خودشون توهمی درست کردند و الکی به همه چی گیر میدن !!!
 
دلايل جالب برکناری دو مقام اروپایی
به گزارش عصر ایران، روزنامه اردنی الدستور نوشت: شهردار استکلهم پایتخت سوئد که همزمان ریاست یکی از احزاب این کشور را نیز برعهده دارد ناگهان بدون مقدمه و به صورت ناگهانی خود را در میان موجی از انتقادات و خشم کم نظیر مردمی دید و از طرف مطبوعات و رسانه ها به فساد مالی متهم شد.
البته شهردار استکلهم در واکنش به این انتقادات قسم یاد کرده که در پمپ بنزین، متوجه جا گذاشتن کیف پول خود می شود و لذا مجبور شده از کوپن های دولتی برای پرداخت هزینه بنزین استفاده کند. وی اضافه کرد: در این شرایط چه باید می کردم ؟ آیا باید با پای پیاده به شهرداری می رفتم یا اینکه از سایر شهروندان پول قرض می گرفتم؟ من فقط کیف پولم را جا گذاشته بودم.این خبر را که مربوط به مدتی پیش است بخوانید: شهردار استکلهم به دلیل پرداخت هزینه بنزین خودروی شخصی اش از بیت المال، مجبور به کناره گیری شد.
وی در نهایت مجبور به کناره گیری از سمت شهردار استکلهم شد.
تمام این اتهام شهردار استکلهم این بود که خانم شهردار با استفاده از کوپن های دولتی (ژتون)، برای خودروی شخصی خود بنزین زده است.
منتقدان و مطبوعات در سوئد گفته اند: اگر شهردار از اموال عمومی استفاده شخصی کند پس دیگر کارمندان شهرداری با اموال عمومی به دست آمده از مالیات های عمومی، چه می کنند و این مبالغ را چگونه هزینه می کنند؟
 
البته مطبوعات و منتقدان این توجیه های خانم شهردار را نپذیرفته و گفتند: این توجیه ها برای شهردار استکلهم مناسب نیستند و وی می توانست به جای خیانت در امانت، خودروی خود را ترک و از وسایل حمل و نقل عمومی برای رسیدن به مقصد استفاده کند.
شهردار استکلهم علاوه بر کناره گیری از سمت خود، از جایگاه حزبی اش نیز به عنوان رئیس حزب، کنار گذاشته شد تا به کلی از صحنه سیاسی سوئد حذف شود.
 
یک رویداد مشابه در فنلاند
این درحالی است که پیش از این وزیر بهداشت فنلاند نیز به دلیل کشف فساد مالی اش مجبور به استعفا شد.
این وزیر فنلاندی به هزینه دولت، سه مرتبه با همسر خود تماس تلفنی بین المللی برقرار کرده بود.
این حادثه باعث خشم و عصبانیت افکار عمومی و مطبوعات فنلاند شد چرا که این فرد با سوءاستفاده از جایگاه خود به عنوان وزیر کابینه با هزینه پرداختی توسط مالیات دهندگان فنلاندی سه مکالمه بین المللی شخصی انجام داده بود.
این وزیر فنلاندی نه تنها استعفا کرد بلکه پرونده ای برای وی در دادگاه تشکیل و مجبور شد هزینه این سه تماس تلفنی بین المللی را بپردازد
 


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 605
نویسنده : msahand


فقير ها فقيرتر- پولدارها پولدارتر مي شوند ‘ چرا؟

 

 

هم میهنان گرامی

اقتصاد دانان براین باورند که اتحاد وتبانی نامقدسی بین دولت وبازاریان برقرارگردیده است تا دولت دست بازاریان را درگران فروشی بازبگذارد ودرعوض آنها با پرداخت بیش ازحد مالیات دولت را یاری دهند وبدین شیوه دولت برنامه های خود را پیش ببرد.یکی از برنامه های بازاریان بخصوص صنف طلا وجواهراجحاف بیش ازحد درفروش زیورآلات ساخته شده از طلامی­باشد. جالب ترآنکه بعضی از روحانیون نیز با گرفتن خمس وسهم امام ازهمین بازاریان عمل ضدانسانی بازاریان را مشروعیت می بخشند.

همین اقتصاد دانان می­گویند چنانچه مردم آگاه ایران به مدت یک سال خرید طلا را تحریم کنند ودرمراسم به جای هدیه دادن به جای طلا، هدایای نقدی و یا هر هدیه دیگری غیر از طلا به هم هدیه بدهند طی دوازده ماه اتحاد نامقدس بازاریان علیه مردم طبقه متوسط ازهم خواهد گسست.

 

با آغاز سال 1391بیایید همه با هم تصمیم بگیریم وخرید طلا را به مدت یک سال تحریم کنیم مبارزه با بازاریان درراستای اجرای عدالت وخواست عمومی مردم بخصوص طبقات  محروم جامعه است. خرید طلا با قیمت بالا کمک آشکار به رواج ظلم وستم درجامعه است.


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 553
نویسنده : msahand

 


>>>>>کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست   مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی از کشیش پرسید   پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟   کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم  حاصل مستی و میگساری و بی بند  و باری و روابط جنسی نا مشروع است   مردک با حالت منفعل  دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد   بعد کشیش از او پرسید  تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟   مردک گفت من روماتیسم ندارم   اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 693
نویسنده : msahand

 

كاتاهاي شيتوريو

1- جنته                                    

2- جيون                                  

3- جي اين

4- ماتسو كازه

5- روهاي

6- وانشو

7- باساي داي                              

8- توماري باساي                        

9- باساي شو

10- ماتسوموراباساي

11- كولسوكون داي

12- كوسوكون شو

13- كوسوكون شيهو

14- چين تو

15- چين ته

16- سي ان چين

17- سو چين

18- ني سي شي

19- گوجوشيهو

20- انسو

21- سي سان

22- ناي فان چين شودان              

23- ناي فان چين ني دان               

24- ناي فان چين ساندان

25- آياگي                                  

26- جوروكو                              

27- ني پاي پوچ

28- سان چين                                                              

29- تن شو

30- سي پاي

31- سان سيرو          َ                 

32- سايفا                                   

33- شي سوچين

34- كورورونفا                         

35- سوپاريم پي  ََ                         

36- هاكاچو

37- پاچو                                  

38- هيكو                                   

39- پاي كو

40- آنان                                  

41- آنانكو                                  

42- پاپورن

43- چاتان يارا كوشانكو

 

                         كاتاهاي پايه شيتوريو

1- هيان ني دان

2- هيان شودان

3- هيان ساندان

4- هيان يوندان

5-هيان گودان

در مجموع   48= 5+ 43


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 541
نویسنده : msahand


آیا عقب ماندگی زیر پوست مملکت من است؟

 

 

آیا عقب ماندگی زیر پوست مملکت من است؟!

 

با درود
زکریای رازی آمد و رفت! انیشتین آمد و رفت! فروید آمد و رفت ! استیو جابز که به نوعی پدر تکنولوژی نوین بود هم آمد و رفتاما هنوز در همسایگی ما
مادری اسپند دود می کند !
پدری گوسفند می کشد !

دختری طالع بینی می خواند که شوهرش باید متولد چه ماهی باشد !
پسری پشت ماشینش می نویسد: بیمه قمر بنی هاشم !
هنوز برای ازدواج استخاره می کنند !
هنوز مردی به همسرش به جرمِ کم حجابی!! تهمت فاحشه میزند!
توی چاه پول میریزند و نامه پست می کنند !
از کشتن یک بچه ۱۷ ساله ذوق می کنند !

>>>آیا عقب ماندگی زیر پوست مملکت من است؟!!!
>>>فردوسی:ھدر این خاک زرخیز ایران زمین
>>>نبودند جز مردمی پاک دین
>>>
>>>ھمه دینشان مردی و داد بود
>>>وز آن کشور آزاد و آباد بود
>>>
>>>چو مھر و وفا بود خود کیششان
>>>گنه بود آزار کس پیششان
>>>
>>>ھمه بنده ناب یزدان پاک
>>>ھمه دل پر از مھر این آب و خاک
>>>
>>>پدر در پدر آریایی نژاد
>>>ز پشت فریدون نیکو نھاد
>>>
>>>بزرگی به مردی و فرھنگ بود
>>>گدایی در این بوم و بر ننگ بود
>>>
>>>کجا رفت آن دانش و ھوش ما
>>>چه شد مھر میھن فراموش ما
>>>
>>>که انداخت آتش در این بوستان
>>>کز آن سوخت جان و دل دوستان
>>>
>>>چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
>>>خرد را فکندیم این سان زکار
>>>
>>>نبود این چنین کشور و دین ما
>>>کجا رفت آیین دیرین ما؟
>>>
>>>به یزدان که این کشور آباد بود
>>>ھمه جای مردان آزاد بود
>>>
>>>در این کشور آزادگی ارز داشت
>>>کشاورز خود خانه و مرز داشت
>>>
>>>گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
>>>گرامی بد آنکس که بودی دلیر
>>>
>>>نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
>>>نه بیگانه جایی در این خانه داشت
>>>
>>>از آنروز دشمن بما چیره گشت
>>>که ما را روان و خرد تیره گشت
>>>
>>>از آنروز این خانه ویرانه شد
>>>که نان آورش مرد بیگانه شد
>>>
>>>چو ناکس به ده کدخدایی کند
>>>کشاورز باید گدایی کند
>>>
>>>به یزدان که گر ما خرد داشتیم
>>>کجا این سر انجام بد داشتیم
>>>
>>>بسوزد در آتش گرت جان و تن
>>>به از زندگی کردن و زیستن
>>>
>>>اگر مایه زندگی بندگی است
>>>دو صد بار مردن به از زندگی است
>>>
>>>بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
>>>برون سر از این بار ننگ آوریم
 

 

 

 


تاریخ : سه‌شنبه 24 بهمن 1391
بازدید : 629
نویسنده : msahand

عشق و ديوانگي


عشق و ديوانگي

در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود فظييتهاو تباهاي دور هم جمع شدند خسته تر و كسل از هميشه.

ناگهان ذكاوت ايستاد و گفت بياييد يك بازي بكنيم مثلا قايم با شك.

همه از اين پيشنهاد شاد شدند و ديوانگي فورا فرياد زد. من چشم ميگدارم .و از آنجايي كه هيچ كسي نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد همه قبول كردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمهايش را بست و شروع كرد به شمردن يك ...دو ..سه...همه رفتند تا جايي پنهان شوند.

لطافت خود را به شاخ ماه آويزان كرد.

خيانت داخل انوهي از زباله ها پنهان شد .

اصالت درميان ابرها مخفي شد.

هوس به مر كز زمين رفت.

دورغ گفت به زير سنگ ميرود ولي به ته دريا رفت.

طمع در كييسه اي كه خودش دوخته بود مخفي شد.

و ديوانگي مشغول شمردن بود .هفتاد ونه ...هشتادو هشت و همه پنهان شده بودند بجز عشق كه همواره مردد بود و نميتوانست تصمييم بگيرد و جاي تعجب هم نيست و چون همه مي دانيم پنهان كردن عشق مشكل است در همين حال ديوانگي به پايانشمارش رسيد.نودو پنچ ...نود وهفت هنگامي كه ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و بين يك بوته گل رز پنهان شد .ديوانگي فرياد زد .دارم ميام دارم ميام اولين كسي را كه پيدا كرد تنبلي بود زيرا تنبلي تنبلي اش آمده بود جاي پنهان شود لطافت را يافت كه به شاخ ماه آويزان بود. دورغ در ته درياچه و هوس در مركز زمين يكي يكي همه را پيدا كرد .بجز عشق او از يافتن عشق نا اميد شده بود .حسادت در گو شهايش زمزمه كرد.تو بايد عشق را پيدا كني و او پشت گل رز است.

ديوانگي شاخه چنگگ مانندي را از درخت كند و با شدت و هيجان آن را در بوته گل رز فرو كرد ودوباره  و دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد.عشق از پشت بوته بيرون ميزد. شاخه ها به چشمانعشق فرو رفته بود .او نمي توانست جايي را ببيند.او كور شده بود .

ديوانگي گفت.من چه كردم چگونه ميتوانم تو را درمان كنم؟

عشق پاسخ داد.تو نميتوني مرا درمان كني اما اگر ميخواهي كاري بكني راهماي من شو .

و اينگونه شد كه از آن روز به بعد............

عشق كور شد و ديوانگي همواره همراه اوست.

و از همان روز تا همشه عشق و ديوانگي همراه يكديگر احساس تمام آدماهاي عاشق سرك ميكشند.

 

 

 

 

 

 



نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران