عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : جمعه 25 اسفند 1391
بازدید : 550
نویسنده : msahand

 یادش آمد بچه که بود چقدر خوب ادای راه رفتن پدر بزرگ را در می آورد.

دست به عصا...کمر خمیده...قدم های لرزان و آهسته...

درست مثل پدر بزرگ...حالا دیگر سالها از آن زمان گذشته

 دیگر نمی خواهد ادای پدر بزرگ را در بیاورد ...اما...نمیتواند!

 



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران