عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : پنج‌شنبه 01 خرداد 1393
بازدید : 503
نویسنده : msahand

« خدا ما را دوست دارد »

                        









از معلمم شنيدم
 
صبح روز اول سال
 
« با محبت جمله سازيد. ‌»
 
اولي قلم تراشيد:
 
« من محبت را دوست دارم »
 
دومي تنور دل بتفتيد:
 
« مادرم محبت است كلاً »
 
سومي كه بود دلگير:
 
« محبت دروغ است »
 
سبط شاعري هجا كرد:
 
« از محبت خارها گل مي شود »
 
يك به يك جُمَل بخوانديم
 
آخرين نفر ز جا خاست
 
كودكي يتيم
 
كمرو
 
جامه اش دريده بر تن
 
صورتش لهيده از غم
 
في المثل
 
 
 
 
بودنش نبود او بود
 
جمله را چنين شروع كرد:
 
« خدا ما را دوست دارد »
 
ياد دارم بهترين شد
 
چون معلم گريه مي كرد
 
و مي گفت:  « بچه ها گفتم با محبت جمله سازيد.‌»


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران