عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 551
نویسنده : msahand

بدون شرح..............................

http://avazak.ir/gallery/albums/userpics/10172/normal_1%20(1).jpg


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 717
نویسنده : msahand

مولوی شراب خورده یا نه؟
 
 
 

دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن

چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مکن

باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای

بوی شراب می زند خربزه در دهان مکن

روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو

خواجه لامکان تویی بندگی مکان مکن

دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی

بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن

من همگی تراستم مست می وفاستم

با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن

ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام

او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن

ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو

گر نه سماع باره‌ای دست به نای جان مکن

نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای

چون دم توست جان نی بی‌نی ما فغان مکن

کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد

ناله کنم بگویدم دم مزن و بیان مکن

ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو

گرگ تویی شبان منم خویش چو من شبان مکن

هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو

کای تو بدیده روی من روی به این و آن مکن

شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا

گفت که مادرت منم میل به دایگان مکن

باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو

باده چون عقیق بین یاد عقیق کان مکن

باده عام از برون باده عارف از درون

بوی دهان بیان کند تو به زبان بیان مکن

از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو

چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان مکن

..


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 935
نویسنده : msahand

خدا کجاست؟

فرزندم! پرسیده بودی، خدا کجاست؟ تو زمینه؟ و من جواب دادم: نه عزیزم، خدا همه جاست. روی زمین، آسمون، روی کوه و تو به من گفتی: مامان تو دروغ می گی، چون وقتی باهم به کوه رفتیم من خدا رو ندیدم و من در جواب گفتم خدا دیدنی نیست، خدا مثل نوره.

سؤال عجیبی است. چرا می‌ گویم عجیب؟ برای این که من هم این سؤال را وقتی به سنّ تو بودم از پدرم پرسیدم. و پدرم برایم تعریف کرد که او هم این سؤال را از پدرش پرسیده؛ و پدربزرگ من از پدرش… این است که عجیب است.

راستش را بخواهی این سؤال، سؤالِ همه‌ی فرزندان آدم است؛ و چه سؤال خوبی است. می ‌دانی چرا؟ حالا برایت می ‌گویم.

همه‌ی ما گم کرده ‌ای داریم که نامش خداست! و همه دنبالش می ‌گردیم و خودمان نمی ‌دانیم. بگذار برایت مثالی بزنم: فرض کن کودکی حیران و سرگردان، این سو و آن سو می‌چرخد و می‌گرید و از این و آن سراغ کسی را می‌گیرد. این «پرسیدن» و «گریستن»، نشان از دو چیز دارد:

نخست آن که «حتماً کسی وجود دارد» که نشانش را از این و آن می ‌گیرد؛

و دوم آن که «حتماً او را دوست دارد» که از فراقش می ‌گرید.

راحت‌تر برایت بگویم، «پرسش» آن کودک، نشانه‌ی «عقل» اوست و «گریستن» نشانه‌ی «عشق» او.

و خدا، این «عقل» و «عشق» را برای همین به فرزندان آدم داده است که او را بخواهند و بجویند و بیابند. و حالا خوشحالم که تو، هم عقل داری و هم عشق.

خدای مهربان تو، در همین نزدیکی‌هاست. نزدیک‌تر از آن‌چه فکر کنی؛ نزدیک‌تر از رگ گردن؛ نزدیک‌تر از خودت… فقط باید کمی، فقط کمی بهتر ببینی، بهتر بشنوی و بیش‌تر فکر کنی، همین!

آن وقت است که تمام زیبایی‌ها را نشانی از نشانه‌های «جمال خدا»، و تمام عظمت‌ها را نشانی از نشانه‌های «جلال خدا» خواهی یافت.

خدا کجاست؟

آن وقت است که حس می‌کنی چقدر به او نزدیکی و او نیز چقدر به تو نزدیک است. آن ‌قدر نزدیک و صمیمی که بی‌واسطه‌ی این چشم و گوش، محو زیبایی‌هایش می‌شوی و صدایش را می‌شنوی و احساس می‌کنی چه‌قدر دوستش داری.

آن وقت است که اگر نیم‌شبی یا سحرگاهی ـ و یا هر وقت و بی ‌وقت ـ آرام گفتی: «ای خدای من!»، جواب می ‌شنوی: «چه می‌خواهی بندة من؟»

آن وقت حس می‌کنی که رها و آزادی… و آن وقت است که لذّتِ گفت و گو با محبوب را با هیچ چیز عوض نمی‌کنی.

آری عزیزم… سؤال خوبی است؛ راستی «خدا کجاست؟»

من می‌گویم: «همین نزدیکی ‌ها.»

تو چه می ‌گویی؟

http://www.taknaz.ir/upload/61/0.765772001322897093_taknaz_ir.jpg



تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 550
نویسنده : msahand

عکس متحرک زیبا

 

 

كاش سلامي بودم در دهان كودك شرمنده اي

 

كاش گلي بودم كه تقديم به دل شكسته اي مي شد

 

كاش عطري بودم سر مزار عزيز از جان باخته اي

 

كاش شبنم بودم و روي گل ها را مي پوشاندم

 

كاش دل هايمان از سنگ نبود

 

و

كاش اين كاش ها هرگز نبود


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 970
نویسنده : msahand

مرگ من

مرگ من روزی فـــرا خـــواهد رسید

در بهـــــاری روشن از امــواج نـــور

در زمستــــان غبــــار آلــــــود و دور

یـا خـزانی خـالی از فریــــــاد و شور

مرگ من روزی فــــرا خــواهد رسید

روزی از این تلـــخ و شیرین روزهـا

روز پـــوچی همچو روزان دگــــــــر

ســــایه ای ز امروزهـــا ، دیروزهــا

دیدگـــــانم همچو دالان هــــای تــــــار

گـــونه هـــایم همچو مرمر هـای سرد

ناگهــــان خـــوابی مرا خـــواهد ربود

من تهی خــــواهم شد از فریــــاد درد

خـاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از ره کـــه در خــــاکم نهند

آه ... شـــــاید عــــاشقـــــانم نیمه شب

گــــل به روی گـــــور غمنــــاکم نهند

بعد من ، نـــــاگه به یک سو می روند

پـــرده هــــــای تیره ی دنیــــــــای من

چشمهـــــای ناشنـــــاسی می خـــــزند

روی کــــــاغذ هـــا و دفترهـــــای من

در اتــــــاق کــــــــوچکم پـــــا می نهد

بعد من ، بــــا یـــــاد من بیگــــــانه ای

در بـــر آئینه می مـــــاند به جــــــــای

تــــــــار موئی ، نقش دستی ، شانه ای

می رهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مــــــانده ویران می شود

روح من چــــون بــادبــان قـــــــــایـقی

در افقهـــــا دور و پنهـــــــان می شود

می شتــــــابد از پـی هم بی شکـــــیب

روزهــــا و هفته هـــــــا و ماه هـــــــا

چشم تــــو در انتظــــــــار نــــــامه ای

خیره می مــــاند بــــه چشم راه هــــــا

لیک دیگــــر پیکـــــر سرد مــــــــــرا

می فشـــــارد خاک دامنگیر خــــاک !

بی تو ، دور از ضربه هـــــای قلب تو

قلب من می پوسد آنجــــــا زیر خــاک

بعد هـــــا نــــــام مرا بــــــاران و بــاد

نــــــرم می شویند از رخســــار سنگ

گور من گمنــــــام می مــــــــاند به راه

فارغ از افســـــانه هـــای نــــام و ننگ



تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 633
نویسنده : msahand


تأثير تمرينات بي هوازي با وزنه و بدون وزنه بر برخي از عوامل فيزيولوژيكي كارته كاران نوجوان
پس از يك فعاليت بيشينه

مقدمه: با توجه به عدم دسترسي همه كاراته كاران به وسايل بدنسازي و احتمال آسيب ديدگي در اثر كار با وزنه، اين سؤال مطرح
مي شود كه آيا انجام تمرينات بي هوازي بدون وزنه، به اندازه انجام اين تمرينات با استفاده از وزنه، به كاهش خستگي در طول
رقابت منجر ميشود؟ با توجه به اين مسأله، هدف از اين تحقيق بررسي تأثير تمرينات بي هوازي با وزنه و بدون وزنه بر ميزان
غلظت لاكتات خون، فشار خون و ضربان قلب كاراته كاران نوجوان تيم منتخب استان اردبيل پس از يك فعاليت بيشينه بود.
166 سانتيمتر) در /43 ±2/ 55 كيلوگرم) و قد ( 83 /68±3/ 15 سال)، وزن ( 37 /4 ±1/ روش تحقيق: 30 كاراته كار با ميانگين سني( 2
اين تحقيق شركت داشتند كه به صورت تصادفي به سه گروه 10 نفري شامل گروه تمرينات با وزنه، تمرينات بدون وزنه و كنترل
تقسيم شدند. دو گروه تجربي در هشت هفته سه جلسه اي به اجراي برنامه تمرين بي هوازي (گروه اول با وزنه و گروه دوم بدون
وزنه) پرداختند و گروه كنترل تمريني انجام نداد. قبل و بعد از تمرين، آزمودني ها يك دقيقه روي نوارگردان با شيب 20 درصد و
با سرعت 8 مايل در ساعت دويدند سپس تعداد ضربان قلب آزمودني ها بلافاصله پس از دويدن، فشار خون يك دقيقه بعد از آن،
و ميزان غلظت لاكتات خون دو دقيقه بعد از آن ( با خون گيري از وريد بازويي) توسط پزشك حاضر در سالن ثبت شد. روش
.(p<0/ زوجي بود ( 05 t و ANOVA آماري مورد استفاده، آزمون
يافتههاي تحقيق: با توجه به يافتههاي تحقيق، هشت هفته تمرين بي هوازي با وزنه و بدون وزنه، تأثير معناداري بر ميزان غلظت
لاكتات خون، فشار خون و ضربان قلب كاراته كاران داشتند. همچنين هيچ تفاوت معناداري بين اين متغيرها در دو گروه تجربي
مشاهده نشد.
جدول 1: ميانگين و انحراف استاندارد متغيرهاي سه گروه تمرينات با وزنه، بدون وزنه و كنترل
متغير
آماره گروه مراحل آزمون غلظت لاكتات خون (ميلي
مول در ليتر)
فشار خون
(ميلي متر جيوه)
ضربان قلب
(ضربه در دقيقه)
ميانگين
تمرينات با وزنه 181/35±7/33 159/33±9/95 4/87±1/ پيش آزمون 33
175/75±5/97 148/54±8/43 4/19±0/ پس آزمون 98
تمرينات بدون
وزنه
178/19±4/82 162/49±8/75 4/76±1/ پيش آزمون 17
169/58±5/63 150/66±6/90 4/17±1/ پس آزمون 02
كنترل 183/63±6/84 155/32±7/19 4/81±1/ پيش آزمون 21
183/16±6/97 156/46±7/19 4/82±1/ پس آزمون 19
مجموعه مقالات اولين همايش ملي علم و كاراته ، اول تا سوم آبان 1390 دانشگاه تبريز
بحث و نتيجهگيري: نتايج نشان داد كه هشت هفته تمرين بي هوازي با وزنه و بدون وزنه، تأثير يكساني بر كاهش ميزان غلظت
(2)( لاكتات خون، فشار خون و ضربان قلب كاراته كاران داشت كه با يافته هاي ياحقي زاده( 1)، و افسانا و همكاران ( 2007
3) كه بيان كردند تمرينات با وزنه و بدون وزنه بر فشار خون و )( همخواني دارد. اما با نتايج پژوهش مايكل و همكاران ( 2010
ضربان قلب بسكتباليست هاي حرفه اي تأثيري ندارد، مغايرت دارد كه شايد دليل آن تفاوت سني آزمودني ها باشد.
نتيجهگيري نهايي: انجام تمرينهاي بي هوازي با وزنه و بدون وزنه، باعث كاهش ميزان غلظت لاكتات خون، فشار خون و تعداد
ضربان قلب كاراته كاران مي شود. با توجه به يكسان بودن تأثير اين دو نوع تمرين بر متغيرهاي پژوهش و احتمال آسيب ديدگي
كمتر در تمرينات بدون وزنه نسبت به تمرينات با وزنه، تمرينات بي هوازي بدون وزنه مي تواند جايگزين مناسبي براي اين
تمرينات، با استفاده از وزنه باشد.
منابع:
1. ياحقي زاده، منيژه ( 1387 )، بررسي تأثير يك برنامه منتخب بر روي فشار خون، ضربان قلب و توصيف همبستگي آ نها با چربي زير پوست در
دختران 15 و 16 ساله. پاياننامه كارشناسي ارشد. دانشگاه تربيت معلم.
2. Afsana M.,Brian H., Allen K. (2007). The Effects of anaerobic exercise on fatigue and anaerobic fitness of
volleyball players. J physiol heart circ physiol. 21(2), P:118-125.
3. Maykell D., Georgi L., Katlin A. (2010). Effects of with and without weight exercise on blood pressure and
heart rate in basketball player. J Apple physiol, 33(2), P:423-31.
4 . Chudalla R., Baerwalde S., Schneider G.,Maassen M. (2006). Local and systemic effects on blood lactate
concentration during exercise with small and large muscle groups. Pflugers arch-eur J physiol. 452, P:690-97نقي بدلي قره تكان 1، تقي بدلي قره تكان 2، محمود احمد زاده 3
1. كارشناس ارشد تربيت بدني دانشگاه آزاد اسلامي واحد كرج، 2. كارشناس علوم آزمايشگاهي دانشگاه تبريز، 3. كارشناس تربيت
بدني و علوم ورزشي دانشگاه تبريز


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 928
نویسنده : msahand

ای كاش

ای كاش قلمی بودم تا مرا در دست میگرفتی

ای كاش كاغذ بودم تا بر رویم نقاشی میكردی

ای كاش ترانه ای بودم تا تو را به شور در می اوردم

ای كاش شعری بودم تا مرا میسرایدی

ای كاش باران بودم تا چشمان پاكت را میشستم

ای كاش نور بودم تا بر صورت زیبایت میتابیدم

ای كاش باد بودم تا در اغوش میگرفتمت

ای كاش باد بودم تا با حوصله موهایت را نوازش میكردم

ای كاش اب بودم تا در دستان تو جاری میشدم

ای كاش سبزه میبودم تا زیر پای تو میشكستم

ای كاش پرنده ای بودم تا بر شانه ات مینشستم

ای كاش اهویی میبودم تا در دام صید تو می افتادم

ای كاش پروانه ای بودم تا بر گونه هایت بوسه میزدم

ای كاش درختی بودم تا بر تو سایه می انداختم

ای كاش گلی میبودم تا هر صبح به عشق نوازش دستان تو رشد می یافتم

ای كاش...



تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 728
نویسنده : msahand

آیا تاریخ قوم پروترک (قوتی ها - گوتی ها و لولوبی ها) را میشناسید ؟؟

محل زندگی : ساکنان آزربایجان(همدان , قزوین , زنجان , میانه و شبستر)

زبان : التصاقی زبان ( یکی از شاخه های ترکی بوده است)

باستان شناسانی که ترک بودن این قوم را اظهار کرده اند:

ژ.ملیکی شویلی , دکتر ارنست حرزفلد و پرفسور یوسفوف

اسامي تعدادي از شاهان قوتتي که ریشه در زبان تــُـرکی دارد :

- Imeta ايمتا ( 3 سال )، بعد ها در بين تركان به ايمته، مته ( شاه تركان هون ) تغيير يافته.

- ّIngeshush اينقه شوش، ( 6 سال )، sarlagab سارلاقاب ( 6 سال )، Yarlagash يارلاقاش ( 6 سال )

- Elulumesh ايلولومئش (6 سال )، يارلاقاب (15 سال)، Korum كوروم ( 1 سال )

- Habilkin ها(خا)بيلكين ( 3 سال )، ايارلاقاندا ( 7 سال )، Inimabagesh ايني ماباقئش( 5 سال )

آیا تاریخ قوم پروترک  (قوتی ها - گوتی ها و لولوبی ها) را میشناسید ؟؟
محل زندگی : ساکنان آزربایجان(همدان , قزوین , زنجان , میانه و شبستر)
زبان : التصاقی زبان ( یکی از شاخه های ترکی بوده است)
باستان شناسانی که ترک بودن این قوم را اظهار کرده اند:
ژ.ملیکی شویلی , دکتر ارنست حرزفلد و پرفسور یوسفوف
اسامي تعدادي از شاهان قوتتي که ریشه در زبان تــُـرکی دارد :
- Imeta ايمتا ( 3 سال )، بعد ها در بين تركان به ايمته، مته ( شاه تركان هون ) تغيير يافته.
- ّIngeshush اينقه شوش، ( 6 سال )، sarlagab سارلاقاب ( 6 سال )، Yarlagash يارلاقاش ( 6 سال )
- Elulumesh ايلولومئش (6 سال )، يارلاقاب (15 سال)، Korum كوروم ( 1 سال )
- Habilkin ها(خا)بيلكين ( 3 سال )، ايارلاقاندا ( 7 سال )، Inimabagesh ايني ماباقئش( 5 سال )
صفحه فیسبوک @[136364726451423:274:مفاخر آزربایجان]


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 911
نویسنده : msahand


من از خدا خواستم...

من از خدا خواستم پلیدیهای مرا بزداید

خدا گفت:نه..

آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم. بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی

من از خدا خواستم بدنم را کامل سازد

خدا گفت:نه..

روح تو کامل است. بدن تو موقتی است

من از خدا خواستم به من شکیبایی دهد

خدا گفت:نه..

شکیبایی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبایی دادنی نیست بلکه بدست آوردنی است

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد

خدا گفت:نه..

من به تو برکت میدهم خوشبختی به خودت بستگی دارد

من از خدا خواستم تا از دردها آزادم سازد

خدا گفت:نه..

درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد

خدا گفت:نه..

تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی

من از خدا خواستم به من چیزهایی دهد تا از زندگی خوشم بیاید

خدا گفت:نه..

من به تو زندگی می بخشم تا تو از همه ی آن چیزها لذت ببری

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگری را همان طور که او دوست دارد دوست داشته باشم

خدا گفت:......سرانجام مطلب را گرفتی

امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده

باشد که خداوند تورا برکت دهد


تاریخ : یکشنبه 13 اسفند 1391
بازدید : 740
نویسنده : msahand

 

 

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست
طلا و غذا نیست
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتاب های فروش نرفته ی یك كتاب فروشی می نشیند
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ كه روزنامه های برگشتی را خرد می كند
فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته می شود
فقر ، همه جا سر می كشد
فقر ، شب را " بی غذا " سر كردن نیست
فقر ، روز را " بی اندیشه" سر كردن است


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران