عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 728
نویسنده : msahand

 

من جامعه اي را ديدم كه همه آموخته بودند براي موفقيت بايد دهاني بسته و دست هايي شكسته داشت.بايد با دهنه هاي آهنين دهان ها را دوخت و در برابر زورمندان حاكم سكوت را آموخت.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 655
نویسنده : msahand

 

من  سري را ديدم كه سنگ ها را درهم مي شكست ؛ ولي از درك فرهنگ ها مي خست.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 576
نویسنده : msahand

 

من زندانياني را ديدم كه ادامه حياتشان استمرار در زندان و مرگشان در آزادي از بند گران بود.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 579
نویسنده : msahand

 

من باغباني را ديدم كه سيب باغ خود را بهترين،شيرين ترين و برترين سيب دنيا مي پنداشت، بدون اين كه ديگر سيب ها را ديده يا چشيده باشد.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 630
نویسنده : msahand

من موفقیت را ناشی از داوری درست دیدم ، و داوری درست را از تجربه آموختم ، و تجربه بیشتر را ناشی از یک داوری نادرست یافتم.


من پایداری در برابر هجوم سيل آساي بسیاری از ارتش ها را دیدم ، اما ندیدم که هیچ نیرویی بتواند از هجوم انديشه ها و باورها جلوگيري کند.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 550
نویسنده : msahand

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org 

من مردمی را دیدم که تحقیر سال ها سلطنت و قرن ها قیادت در عمق رفتارشان و در ژرفای گفتارشان جلوه گر بود.


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 827
نویسنده : msahand

من شادترين آدم ها را كساني نديدم كه بيش ترين چيزها را دارند، بل كه كساني را شاد و خوشبخت ديدم كه از داشته هاي اندك خود بيش ترين بهره را مي گيرند.

عکس/ خودسوزی در وسط خیابان  

من شعله های فریاد را دیدم که نه از حجم زبان که از مغز استخوان زبانه می کشید.در شهری که فریادها شنیده و انتقادها دیده نمی شود،خودسوزي در راه دگرسازي آخرين راه است.

ادامه دارد...


تاریخ : شنبه 10 فروردین 1392
بازدید : 625
نویسنده : msahand

 

عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
برگیر و دهل می‌زن کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان قصر مشید آمد
صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش
تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما
بر عید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد
زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هر جا که قدید آمد
برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد
من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبر کن از گفتن چون صبر کلید آمد

تاریخ : جمعه 09 فروردین 1392
بازدید : 553
نویسنده : msahand

 

 

زندگی را نخواهیم فهمید اگر

 

دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم

 

و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم،

 

فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند

که حتما حکمتی در اجابت نشدن آن ها بوده است.

 


تاریخ : جمعه 09 فروردین 1392
بازدید : 582
نویسنده : msahand

 

به دنبال چیزهایی هستم که برای خیلی ها تکراری شده

 

خیلی ها به دنبال چیزهایی هستند که واسه من تکراری شده

همه ما به دنبال تکراری های همدیگه هستیم.


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران