NULL فقیری در خانه بخیلی آمد و گفت


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392
بازدید : 598
نویسنده : msahand

فقیری در خانه بخیلی آمد و گفت : شنیده ام که تو قدری از اموالت را نذر نیازمندان نموده ای و من در نهایت فقرم ، به من چیزی بده ... بخیل گفت : من نذر کوران کرده ام ... فقیر گفت : من هم کور واقعی هستم ، اگر بینا بودم از در خانه خداوند به در خانه چون تویی پناه نمی آوردم ...



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

حساب کاربری ندارید؟