عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 03 فروردین 1392
بازدید : 634
نویسنده : msahand

سال هاست که لرزش دستانم را... اشک دو چشمانم را... در فریادم مخفی کردم

 

 

فریادی که در عمق چاه سکوت زندانیست

 

 

سکوتی به اجبار نگه داشتن احترام ...که مرا از درون به آتش می کشد

 

 

قعر تاریکم را با دود در میآمیزد

 

 

سوختن بی صدا مرا به جنون می رساند

 

 

فریاد من اســــــــیدیـــــــســــــــــت...که دوده های وجودم را پاک می کندو به صورت تو می پاشد

 

 

غرشیست که می شکند پل احترام را ...

 

 

می بلعد غرور را...

 

 

خدشه دار می کند هویتت را

 

 

اشکی که با آزاد شدن فریادم سرازیر می شود پر است از غبار کینه های تو

 

 

                                                    مواظب فریاد اسیدی من باش

 

 

 

  





مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نعمت است نه فاجعه رفتن کسی که لایق نیست .............

RSS

Powered By
loxblog.Com

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید